وای منو میثم داشتیم از خیابون رد میشدیم یه موتوریه نزدیک بود بزنه به میثم:)
بعد من اینجوری بودم که از بس سر به هوایی تو عطی خدا نگم چیکارت کنه لعنتی خب از پل هوایی رد شو از خیابون شلوغ نه😭
حالا من در حال بردنش به فروشگاه و هرچی که میخواد که فقط منو ببخشه و فراموش کنه:
واقعا خداروشکر جاخالی داد بچه
مرده هم با اون موتورش مونده بود بره راست یا چپ زیگزاگی میرفت😭😭
از این خوشم میاد که این بچه هرچقدرم معروف شه و بره بالا
بازم اون مسخره بازیو خودش بودنو داره و هی سعی نمیکنه ظاهرسازی کنه یا بی نقص جلوه کنه و فلان
زندگیشو میکنه