اه چیه از صبح تالا اینهمه حس خوب حرفای خوب ادمای خوب؟
غیر طبیعیه بس کنین عه💘💘💘💘
«چنین بود که هر سال که یک کلاس بالاتر میرفتم و به کویر بازمیگشتم،
از آن همه زیباییها و لذتها و نشئههای سرشار از شعر و خیال و عظمت و شکوه و ابدیت، پر از قدس و چهرههای پر از ماوراء، محرومتر میشدم.
تا امسال که رفتم، دیگر سر به آسمان نکردم، و همه چشم در زمین بود که اینجا میتوان چند حلقه چاه عمیق زد، و آنجا میشود چغندرکاری کرد!
و دیدارها همه بر خاک، و سخنها همه از خاک!
که آن عالم پُرشگفتی و راز، سرایی سرد و بیروح شد، ساختهی چند عنصر!
و آن باغ پُر از گلهای رنگین و معطر شعر و خیال و الهام و احساس، در سموم سرد این عقل بیدرد و بیدل، پژمرد…»
جلـبـک ماجراجوو🧞♀️୭ ˚.
«چنین بود که هر سال که یک کلاس بالاتر میرفتم و به کویر بازمیگشتم، از آن همه زیباییها و لذتها و ن
عاشق این قسمت کتابِ کویرم>>
جونم برای همین یه تیکه