eitaa logo
آویـنـ✿ـا اسـتـورے🌱
4.2هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
12.9هزار ویدیو
108 فایل
﷽‹بِسـمِ‌ربّ› هرکه‌مجنون‌حسین‌است‌خوشابرحالش چونکه‌لیلایِ‌دلش • لیلیِ‌لیلایخداست . شرایطکپی: حلالت. بہشرطیکہشمامتوکانالتکپیآزادباشه :) برای‌هرکپی به <نیت فرج> یک صلواتبفرستید کپیبدونعضویتراضینیستیم . کاؔناؔل‌وؐقفاماؔم‌زماؔن‌🌱 .
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ کسی که کشت امام مرا چرا نکشیم / که ننگ ماست اگر قاتل تو را نکشیم ▪️ از این به بعد کفن، جای جامه بر تن ماست / قسم به خون تو، قتل ترامپ گردن ماست 🔻لحظاتی از شعرخوانی آقای محمد رسولی در مصلای امام 🏴 در اهل بیت مدیا عضوشوید👇 https://eitaa.com/joinchat/1712128061C494431cae0
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضور_خانوادگی حضور پرشور بانوان در مراسم وداع با امام مجاهد شهید* @AVINA_STORYA
هر کدوم از قاب های مون معنا مفهوم خاص خودش رو دارن✨ هرکدوم از ما مسیر مشخصی رو برامون تعین کردن که اگر ، اون مسیر درست رو حرکت کنیم نتیجه اون مسیر... سعادت و عاقبت بخیری هست🌱 درست مثله مون ثبت سفارش محصول👈 :@panaham_315
- قاتلان و عاملان این جنایت بزرگ، که دستشان به خون آن شهید عزیز، فرماندهان، مسئولان، مردم بی‌دفاع و کودکان مظلوم آلوده شده، از کیفر الهی و مجازات عادلانه مصون نخواهند ماند و این خون‌های پاک هرگز فراموش نخواهد شد و امت‌اسلامی، در چارچوب موازین شرع و قانون، وظیفه خود را در خونخواهی این شهیدان دنبال خواهد کرد. •آیـتﷲمکارم‌شیرازی• - [ @AVINA_STORYA | آوینا ]
کجاست فرشچیان تا به غم قلم بزند که لحظه، لحظهٔ دیدارِ آخرِ آقاست…🖤 | ~ •• ᯓ
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هممون یه چندباری مُردیم بدون اینکه نفسمون قطع شده باشه.💔
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی خدا، انسان را درست در همان جایی می‌ایستاند که هیچ‌وقت حتی تصورش را هم نمی‌کرد... سال‌ها پشت سرش نماز خوانده بودیم؛ به اشاره‌اش «الله‌اکبر» گفته بودیم، و دل‌مان قرص بود که او ایستاده است. اما امروز... در مصلی، صف‌ها همان صف‌ها بود، تکبیرها همان تکبیرها، فقط جای امام جماعت عوض شده بود. امروز باید برای کسی نماز می‌خواندیم که سال‌ها پشت سر او نماز خوانده بودیم. در نماز میت، رکوعی نیست، سجده‌ای نیست... فقط پنج تکبیر است و دعا. اما امروز، هر تکبیر انگار تکه‌ای از دل هزاران نفر را با خود می‌برد. کسی چیزی نمی‌گفت؛ بغض‌ها از هر روضه‌ای رساتر بودند. انگار همه یک سؤال را در دل تکرار می‌کردند: چطور می‌شود باور کرد روزی رسیده که باید با اماممان وداع کنیم؟ شاید تاریخ، این صبح را فقط به عنوان یک مراسم ثبت کند؛ اما برای دل‌هایی که آنجا بودند، این روز، روزی بود که فهمیدند بعضی فراق‌ها را هیچ واژه‌ای نمی‌تواند روایت کند.