كانت حياتي و كنتُ أهلاً لَها؛
و لستُ أدري أنّ الدّنيا
لم تُنجِزَ الوفاءَ لأهلها..
دنیایم بود،
اَهلَش بودم؛
غافل از اینکه که دنیا،
به اَهلَش وفا نمیکند...
قطره ای غلتیده روی سایه بان سرد مژگانم
آه باران نیست ، باران نیست ، میدانم
ابر چشم خسته من باز گریان است
باز گریانم
اگر خدای تو نیز به اندازهی تو مهربان است، من نیز او را چون تو دوست خواهم داشت.
دیالوگی از یوسف پیامبر
این نهایتِ بدبختیِ ماست
که درخیابان که راه میرویم
چشم در اختیار ما نباشد
و ما در اختیار چشم باشیم ؛
یکی از خاصیتهای قطعیِ
عبادت ِواقعی ، تسلط انسان
بر شهواتش است . .
شهیدمرتضیمطهری
دل پریشان، چشم گریان، طبع ویران، ذوق کور
دست تنها ماندهام با این یتیمان در بغل
- حسین دهلوی
مَنْ کانَ یرِیدُ اَلْعِزَّه فَلِلّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعا,
هشیار چه داند که در این کوی چه رازست..
_فاطر۱۰