eitaa logo
افکار | 𝗔𝗳𝗸𝗮𝗿
2.2هزار دنبال‌کننده
239 عکس
263 ویدیو
0 فایل
هوالمعشوق برای غرق شدن در افکار ... حوالی دل؛ کپی؟! فور قشنگ تره رفیق ♡ سین بزن تا منم بیشتر فعالیت کنم . حرفای در گوشی: https://daigo.ir/secret/91268930015
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی شب میاد فقط اسم تو توی ذهنمه چون تویی که رویاهای منو قشنگ میکنی. شبت بخیر رویای من🫀✨
من تمامِ غربت ها بودم و تو تمامِ خانه‌ها و پناه‌ها.
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
[ یک عاشقانه‌ی کوتاه ] دیروز ؛ زنِ احمد آقا مُرد . خیلی ناراحت بودم ؛ به عزیز گفتم : « طفلک احمد آقا ، حتما بعد رفتن بلور‌ خانم ؛ خیلی دلتنگش میشه‌ . . » عزیز اشک گونه‌هاش رو پاک کرد و رو به من گفت : « آره عزیز شاید ؛ ولی خوب شد که مُرد ! » تا خواستم از تعجب دهنم باز کنم و بگم چرا ؟ گفت : « منو بلور از بچگی با هم دوست بودیم‌ . سال آخر دبیرستان ، بلور دلش پیش محسن ؛ پسر رحمان چلویی گیر کرد . برق چشمای بلور موقع دیدن محسن رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم . لیلی و مجنونی بودن برای خودشون . ماجرای عاشقی‌شون توی کل محل پیچید ؛ محسن اومد خواستگاری بلور ولی اقاش رضایت نداد ! اون موقع مثل الان نبود که مادر ؛ دختر و پسر برای خودشون تصمیم می‌گیرن . حالا بماند که اسم هوس‌هاشون رو هم می‌ذارن عشق ! بابای بلور با ازدواجش مخالفت کرد ؛ و مجبورش کرد زن احمد‌ آقا بشه ! جز من هیشکی از دل بلور خبر نداشت . تموم این سال‌هایی که کنار احمد‌ آقا زندگی می‌کرد ؛ داغ جداییش از محسن ؛ روی قلبش سنگینی می‌کرد . انقدر سنگین که دیروز از پا انداختتش ! » دیگه حرفی نزد . نگاهش رو دوخت به پرنده‌ی تنهایی که روی سیم نشسته بود . داشتم از پنجره به پسر بلور خانم نگاه می‌کردم ؛ که نشسته بود زیر درخت انجیر و سیگار می‌کشید . عزیز پرسید : « محسن هنوزم نشسته توی کوچه ؟! » گفتم : « اره عزیز ؛ داره سیگار می‌کشه . . » بیشتر که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که ؛ خوب شد بلور خانم مُرد . . یه بار مُردن خیلی بهتر از هر روز مُردنه ! اونم مُردن برای معشوقی که سهم تو نشده : ) .
حالم به تو بستگی داره؛ نبضم به تو وابستگی داره..‌ اومدی یه جور رفتی تو دلم جز تو به هیچکس هیچ حسی ندارم :))
با کسی باشید که به پیشرفت کردن تشویقتون کنه. به نظرم رابطه فقط عاشقی نیست. باید به هم دیگه برای تبدیل شدن به نسخه بهتر خودمون انگیزه بدیم🤍
میدونی ما بدون هم غمگینیم . . مثل شعری ك نیمه کاره رها شده . مثل زمستون بی‌برف ، مثل پاییز بدون یلدا ، نه اینکه بگم وجود نداشتما ، نه . ولی تو زندگی منو قشنگ میکني . . تو با حرفات و آرامشي ك بهم میدی ؛ اون قسمت از روحمو ك سال‌ ها فکر میکردم مرده رو زنده میکنی . قلب من با هر بوسه‌‌ی تو میخنده . حالا من توی دلم دشتي پر از شکوفه‌ی سیب دارم و . . «تو قشنگترین اتفاق زندگی منی»!🤍 𝓐𝓯𝓴𝓪𝓻
گازت میگیرم چون جورِ دیگه بلد نیستم ابراز علاقه کنم.
گفت چقدر دوسم داری؛ گفتم قدرِ اهمیتِ، نبض زدنِ رگِ کنارِ گردنت.
من جهانگردم تو جهان منی من به دورت میگردم.