همه از پایان هراس دارند. پایان ، همان از دست دادن است صفتی که ضمانت میکند تکراری درکار نیست. صفتی که راه نا امیدی را به قلبت باز میکند؛ پایان، نوعی انتزاع است که تورا به یأس اجبار میکند.
اوقاتی نیاز میبینم اسم ها بی مفهوم باشند ، احساسات را میبایست صداها توصیف کنند. نگاه ها بیان کنند ... لمس ها..
شاید آن گونه کسی عاجز نمی ماند، محدود نمیشد.غریب است پایان.. ریشه اگر پایانی نبود شاید اکنون پرواز میکردی، خالی از درک پایان ظرفیت
اگر پایانی نبود شاید اکنون کنار او نشسته بودی، خالی از درک پایان عمر
اگر پایانی نبود شاید لب هایمان به هم رسیده بود، خالی از درک پایان عشق
انتزاعی به نام پایان را کنار بگذار، هیچ چیز حقیقی نیست. چه غم، چه پایان، چه تو...
مرا معنای پایان بی معنا ساخت