لحظه های آخر ،
حسین اومد به بالین عباس ..
به علمدار گفت :
چرا نگاهم نمیکنی عباسم ..
پناه خیمه هام ..
علمدار من !؟ .
ای صبح تورا به چه قسم بدهم؟
به موی سپید شده حسینـ-ع-؟
به غریبی علیـ-ع-؟ به پهلوی فاطمهـ-س-؟
طلوع نکن .
یکبار در طبیعت خدا دخالت کن ،
طلوع نکن که عزیز فاطمهـ-س- زیر سم اسبان است .. .
رفقا برا آقا و مولامون حضرت مهدیـ-ع- صاحب الزمان صدقه بزارید کنار!!
میگن این ساعات چنان فشاری به قلب آقا میاد که… .
مگر قرار نبود به یاد بچه های میناب در مذاکرات با قاتلشان شرکت کنید؟!
مگر قرار نشد ۱۰ شرط رهبری اصل باشد؟!
مگر قرار نشد غیرت ایرانی داشته باشید؟!
مگر قرار نبود از طرف تمام ملت شریف ایران حرف بزنید؟!
مگر قرار نبود…؟!!
پس چه شد، تنگه را، گلوی دشمن را که رها کردید!!
به رگ غیرت نداشتیتان برنخورد، ملتتان را گشنه نامیدند؟!
حس حقارت نکردید بعد از سکوت در برابر گستاخی های آن قاتل عزیزانمان؟!
چطور با خودتان کنار آمدید و گفتید: اگر اجناس کشاورزان آمریکایی خوب بود چرا نخریم میخریم!!!
ماشاالله؛ روی مردم ایران و بچه های میناب را سفید کردید .
اما علیالاصول مردم ایران تا پای جانشان پای رهبری هستند ، حیف که آقایمان هنوز اذن ورود علنی به ما نداده، وگرنه چنان دهان منافق بیوطن را خورد میکردیم که برای بزرگانتان درس عبرت شوید .
_ عدم .
کجایی عزیز دلمان تکه ای از میهن میسوزد و آقایان به فکر عیاشیِشان با عمو سام هستند ؛ پس کِی میرسد
یک سال پیش دقیقا همچین شبی بود آقاجان ،
فرمودید ای ایران بخوان ، چشم .
ما مشق میکنیم گفته های شمارا و در رکاب حسینـ-ع- از ایران میگوییم .
حُزنی که شیرنیش بعد اینهمه سال
برای نوکر شماست وگرنه که
کام زینب امروز تلخ میشود!!
موی رقیه کشیده میشود!!
گلوی اصغر بریده میشود!!
دست سقا قلم میشود!!
تن علی اکبر اربااربا میشود!!
و زهرا-س- گوشه گودال نظاره گر
قتل پسرش میشود!! .
_ عدم .
رفقا برا آقا و مولامون حضرت مهدیـ-ع- صاحب الزمان صدقه بزارید کنار!! میگن این ساعات چنان فشاری به قلب
صدقه یادت نره امروز مومن .
بودن در علم و هیئت حسینـ-ع- دلیل بر حسینی بودن نیست ،
امید است اگر آبرویی از طرف شما به ما میرسد برای نگه داشتنش جان بدهیم .