- تو مرا آزردی ؛
که خودم کوچ کنم از شهرت .
تو خیالت راحت ، میروم از قلبت . .
ميشوم دورترین خاطره در شبهایت ؛
تو به من ميخندي و به خود ميگویي باز ميآید و ميسوزد از این عشق ولي ،
برنميگردم نه ..
ميروم آنجایی که دلي بهر دلي تب دارد .
عشق زیباست و حرمت دارد : )
. سهراب سپهری .
- نگاهت میکنم خاموش ؛ و خاموشي زبان دارد ..
زبان ِعاشقان چشم است؛ و چشماز دل نشان دارد .
. هوشنگ ابتهاج .
- شاید سالها بعد ، بيتفاوت از کنار ِاو گذشتم ؛
و زیر لب گفتم :
آن غریبه ، چقدر شبیه خاطراتم بود ..