eitaa logo
عدم .
718 دنبال‌کننده
47 عکس
11 ویدیو
0 فایل
تکه‌ای از من ، موجود چای‌دوست / ☕️ . العدم يتعلم مني كيف يكون عدمًا . صرفا ثبت ِلحظات ِزندگانی . روح ِاین شخص ؛ متعلق به پنجاه‌ سال ِگذشته‌است . کپی ؛ به هیچ‌وجه راضی نیستم .
مشاهده در ایتا
دانلود
- بابا و باب‌القبله ؛ دنبال ِیه کنج ِتک‌نفره برای خودم می‌گشتم ؛ دخترم دیگه ! از سال ِقبل تا حالا کلي حرف داشتم تا مو به مو تعریف کنم .. تو حرم بیشتر‌‌از قبل ، امنیت رو حس می‌کردم ، حس می‌کردم دوباره زنده شدم . به زندگی بازگشتن ؛ کنار ِکسی‌که همیشه و همه‌جا تکیه‌گاه و پناه ِروزها و شب‌های زندگی‌م بوده و هست .. دروغ چرا ؟ جانم برایش تنگ شده بود : ))
در جوار ِمطهر ِ امیرالمؤمنين ع ، به یاد چنل‌های ؛ فاروق ، نوا ، سو ، گوسان ، ملجاء ، بانوی‌او ، حجره ، خاك ، مدعی ، دیکتاتور ، نرگث ، ماهد ، حنا ، پوکی ، خاله‌زهرامی‌گفت ، ببوسمت ، علویة ، حسنین ، maha ،‌ آینه ، اهل‌مهرماه‌بود ، yas ، آوا ، گم‌شده ، جیغ‌گاه ؛ و گپ‌های : رسوبات ِقلب ، خاطرات ِخیس‌شده ، زخم ِواژه . و تمام ممبر‌های عدم ، و عزیزانی که ناخواسته از قلم افتادند ، هستم ..
اگر محتوا باب ِمیلتون نیست ، و سین نمی‌زنید ، با احترام لفت بدید ، مچکرم .
کلمات‌م تمام شده‌است ؛ چشمانم را بخوان ..
هفت‌صد تایی شدنت مبارك ؛ عدم ِمن ( :
- مشایة و طریق‌الحسین ؛ نوای ِالی‌الله ، سفره الی‌الله طنین ِصدایی بود که از ابتدای مسیر همراهی‌ام می‌کرد . پای‌برهنه یا کفش ِچرمی ، فرقی نداشت ؛ همه به سمت ِنوری حرکت می‌کردند که همه را در آغوش می‌کشید ..
- دل به دل‌دار می‌رسد ؛ از اربعین ِسال ِپیش ، تا حالا .. منتظر ِاین لحظه بودم .. لحظه‌ای که چشمانم به گنبد ِحضرت ِقمر منور شد ؛ اذن ِدخول را از عمو گرفتم و راهی ِحرم ِامن ِاو شدم .. دلم برای بابا تنگ شده‌بود ( : بین‌الحرمین را دوان‌دوان تا حرم ِبابا دویدم .. لحظه‌ی ورود به حرمش ؛ احساس ِکودکی را داشتم که بعد از یک‌سال می‌‌خواهد خودش را در آغوش ِامن ِپدرش غرق کند ..