هدایت شده از شهاب پارسا
تجربهگر میگفت بعد از تصادف که روح از بدنم جدا شد، خیلیها دور و برم جمع شدن. یهعده صحنه رو کارشناسی میکردن، یه عده دنبال مقصر میگشتن، بعضیا هم که بهزبان میاوردن کارش تمومه. میگفت با هرکلمهی این آدما امید بهبرگشتن در من میمُرد و کمکم فاصله میگرفتم از جسمم. داشتم باور میکردم وقت رفتنه و باید بیخیال جنگیدن شم. تا اینکه یهنفر اومد بالا سرم، بهصورتم نگاه کرد، منو تکون داد و گفت نترس، زنگزدم آمبولانس، حالت خوب میشه. من اینقدر امیدوار شدم که همون لحظه برگشتم بهجسمم.
بنظرم داستان، داستانِ تاثیر کلمات بود. آدما با یهکلمه میتونن دیگرانو زنده کنن یا بکشن. کلمه میتونه تعلق روحبهجسم رو کموزیاد کنه. با یهکلمه هم میشه دلشکست، هم میشه مرهم بود و یهدست قطعا صدا داره. تو بهتنهایی میتونی دلیلِ امید و برگشتن یهنفر باشی. برگشتن به حالخوب، بهزندگی، حتی بهجسم. اگه همهی آدمای دنیا بگن نمیشه، تو از راه برس، بهصورتش نگاهکن، تکونش بده و بگو نترس، خدابزرگه.
با کلمات میشه مردهها رو زنده کرد یا ریشهها رو سوزوند؛ مراقب کلماتمون باشیم.
دیگه نت ملی بس.. من تیکتاک و یوتیوب میخوام.(ترجیح بر یوتیوبه چون زیاد با تیکتاک حال نمیکنم.)
هدایت شده از همینه که نیست
☫ 𝗔𝗱𝗮𝗿𝗮 𝗰𝗼𝗿𝗲:
-You want me to come with you?!
+I like company when I go out.
((((: