" یه جوری جدیدا از صدای بلنده آدمها میترسم که کمکم چه بخوام چه نخوام قلبم ایست میکنه ..
بعد از هَمه ؛
" یه جوری جدیدا از صدای بلنده آدمها میترسم که کمکم چه بخوام چه نخوام قلبم ایست میکنه ..
حالا میخواد اون صدا ، صدای دعوا باشه ، صدای بحث باشه ، صدای خود طرف باشه ، هرچی اصلا هرچی ..
واسه منی که حتما باید موقع خواب پتو روم باشه ، بهار و تابستون عذابِعذاب .
* ولی مهم اینه حتی اگه عذابِ باید حتما باشه ، حالا میخواد تابستون باشه یا زمستون : )))
بعد از هَمه ؛
کاش تنگ نشده بود .
هر وقت دلم برای یکی تنگ شد ، خودم رو به فنا دادم و هیچ وقت برام تجربه نشد که دفعه بعد تکرار نشه و هر بار هعی از اول گند میکشم به زندگی و حال اون روزایی که دارم ..