دیوارها به نجواها گوش میدهند و سکوتشان سنگینتر از سنگ است. نفسها میان هوا میرقصند و خاطرهها، نامها و هذیانها همچون شعلههای کمسو در هم میپیچند. عشق، این تب مقدس و غیرقابل اندازهگیری، از میان تختها و شمارهها عبور میکند، بیاجازه و بیرحم، و جانها را میلرزاند پیش از آن که عقل فرصتی برای اعتراض پیدا کند. داروها شاید حافظه را بزدایند، اما دل، این دیوانهی نجواگر، هر بار دوباره برمیخیزد تا همان نفرین بیپایان را تکرار کند: دوست داشتن، در جایی که هیچ کس اجازه ندارد دوست داشته شود. و آنکه باقی میماند، تنها حضور است؛ حضور بیزمان، بینام و مطلق، که حتی مرگ هم جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد.
_روایت های بی مرخصی
Kiarash [BeysMusic.IR]Kiarash.Fahmidam.320.BeysMusic.ir.mp3
زمان:
حجم:
805K
ببخشمنواگهکمبودم:)
-