『 عَطرِ آغوشِ تو 』
با خیال تـو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش که من غرق گناهم همه عمر ...
دیگران چون بِروند از نظر از دِل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی .
چشمهایت مظهری از نور خورشیدند و من ،
چون زمینی یخزده مشتاق دیدار توام ..🫠