از قمار زندگی یک دل ، برایم مانده بود ،
باختم ته مانده دارایی ام را پای تو .
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد: ''دیوانه! من میبینمش.
『 عَطرِ آغوشِ تو 』
اگر میشد صدا را آغوش کشید،
صدای تو پناهِ من بود در برابر تمام خستگی هایم .❤️🩹