بسمالله.
به وقت دوازده فروردین.
اللهاکبر الله اکبر.
حدود سی روز پیش، سحرگاه تلخ یکشنبه دهم اسفند، مستاصل و درمانده، تکبیر قوت قلبمان شد. خورشید که گیتی را روشن کرد کف خیابان بودیم و تا بغض خواست راه باز کند، از سودای جان فریاد زدیم الله اکبر و مرهم بود بر دردمان.
آن روز و آن شبها، الله اکبرهایمان رنگ و بوی بی کسی داشت و حقیقی بود، از باورمان بود، از مضطر شدنمان بود.
و حالا سی شب است از همان طلوع آفتاب روز دهم، در خیابان حسبی الله فریاد میزنیم.
آقا جان میگفتند، جمهوری اسلامی مقبولیت ندارد، میگفتند باید رفراندوم برگزار شود، میگفتند مردم شما را.....
میگفتند.....
کجا هستند که ببینند جمهوری اسلامی عزیزتر از جانمان است.
کجا هستند، ببینند، بعد از شما آوارهی خیابان شدهایم.
حال و روز ما بعد از شما دیدنی شده است.
صفحات تاریخ، سیدالشهدا شدن شما را ثبت کرد، وقت آن رسیده، مثل زینب کبری سفیر حسین شدن ما را نیز ثبت کند.
راستی آقا جان، جگرمان هنوز از داغتان میسوزد، ما هنور روضه شما نخواندهایم و برای شما گریه نکردهایم......
مثل حضرت زینب سلام الله علیها بعداز کربلا....
همین.
🖊فاطمه مرادی
۱۳۵
@AhdedarAzal135
جمهوری اسلامی چقدر ساده بودی!
شیر اب را باز می کردند و زیرنور چراغ روشن در دمای مناسب گرم و سرد لیوان اب تمیزی پر می کردند و سَر می کشیدند و فحشت میدادند
دخترانشان با تکه پارچه هایی که به زور لباس خطاب میشدند در خیابان ها با قهقه های بلند و صورت های سرخ و سفید و موهای رها در باد پاساژهارا متر میکردند وکسی دست درازی به ایشان نمیکرد
کودک مریض شش ساله شان را رایگان در وقت و بی وقت درمان میکردند و به خانه نرسیده بد تورا میگفتند
در شهر های مرزی می رقصیدند و می چرخیدند و نگاه چپی از سرزمین دیگری تهدیدشان نمیکرد
مرغ و گوشت هارا زیر بغل می زدند و چاقاله هارا زیر دندان لِه میکردند و به وجودت فحش میکشیدند
استاد تمام دانشگاهت مقاله هایشان را امضا می کرد و با سندهای علمی معتبر در فرودگاه پشت پایی حواله ات میکردند و می رفتند
پلیس هایت را و بسیجی هایت را لعنت می کردند و در سیل و زلزله چشمشان به دستان همان ها بود که بیاییند و آوار بردارند
عذرخواهی هایت را در سرت می کوبیدند و نقص هایت را دلیل موجهی برای رفتنت میدانستند
اما تو بازهم ماندی و ساختی
جمهوری اسلامی چقدر ساده بودی که شر شاه ملیجک امریکایی ـ انگلیسی را از سرشان باز کردی و جوان های دست گلت را روبه روی تانک فرستادی و انها به راحتی به حرمتشان شکستگی کردند
پسران رشیدت را در خارج از مرز فرستادی که مبادا دشمن روزی به کشورت برسد
و انان با یک انگ پول تمام شجاعت و زحمات انهارا توجیه کردند
چقدر ساده بودی که به پیکره زخمی و تحریمت خندیدند و در زمان خودکفایی دست همان هارا گرفتی و نان سر سفره زن وبچه شان فرستادی
تضعیفت کردند گرگها در لباس بره و تو گرگ هارا نصیحت کردی
رهبرت را شکنجه میکردند که در کاخ است و فلان میلیارد تومان حقوق دارد و او با لباس تمیز اما قدیمی و نخ نما شده جلوی دوربین حاضر میشد و میگفت اگر مردم گوشت نخورند من هم نمیخورم
چه مقدار سادگی لازم است که نیروهای امنیتت را مسلح نمیکنی که خدایی نکرده به ان جوان پر ادعای تو خالیِ مثلا معترض اسیبی نرسد به ان دخترک کم حجاب پررو و زبان دراز هتک حرمتی نشود چرا که ان دختر کم حجاب هم فرزند ما است
از سراسر دنیا برای خدمات پزشکی و درمانیت مهمان داشتی اما هرگاه که میخواستند مسخره ات میکردند
موشک هایت گنبند اهنینِ حرامزادگان را شکافت اما به لحظه ای امنیتت را زیر سوال میبردند
کلاغ سیاه گفتن ها و امل بستن هارا به حامیان ارمانت تحمل میکردی و دعوتشان میکردی برای اتحاد
ایستگاه های اسیب دیده اتوبوس و بانک های سوخته را تعمیر میکردی چرا که اگر جوانی هیجانی شده باید رافت ببیند نه غضب
نخاله های کارخراب کن را به وجودیتت نسبت دادند و تو انهارا هم گردن گرفتی و گفتی مردم،زشت وزیبا ،خوب و بد ،کامل و ناقص ،وحشی و اهل...مردم
برای مسخره کنندگان موشک زدی
برای بی حجاب موشک زدی
برای مسیحی موشک زدی
برای مخالف صد درصدی ات موشک زدی
ای ساده ..تو حتی برای حامی پهلوی موشک زدی
که انقدر امن باشد و خیالش راحت که خوشی بزند زیردلش
در سختی،در بی پولی،در بی نظمی گفتی تلاش و برای تلاش مردمت تلاش کردی که تلاش هایشان به ثمر بشیند
گفتی هرچقدر تیر خوردید تیرهارا در بیاورید و مطالعه شان کنید و پیشرفت کنید اگر به علم و منطقتان هجمه ای امد هجمه را گردن بزنید و سواد رسانه داشته باشید
ساده بودی و من عصبانی ام که چرا با صاف و صادق بودنت چنین کردند اما
من این سادگی را با دنیا عوض نمیکنم
اری به جمهوری اسلامی ایران
ری حا نه✍🏻
✍🏻
قدرت، ردای انحصاریِ خداست؛
این کوتولههای زمینپیمایِ خونریز، "ابرجنایتکار" اند!
سالها بود که واژهٔ دهانپرکنِ «ابرقدرت» را مثل یک تاجِ دروغین روی سرِ زورگویانِ زمین گذاشته بودند تا ما، رعیتِ ترسیدهٔ بتهای کراواتزدهٔ خِرَدباخته باشیم، آنها که خیال میکردند خدایانِ بلامنازعِ زمین و فرمانروای بیبدیلِ آسمانند!
اما تاریخ، بارها شاهدِ درهم شکستن اینگونه توهمات بوده، و «ایران»، شد همان عصای چوبی که ریسمانهایِ جادوییِ فرعونِ مدرن را یکجا بلعید!
ما، به جهان نشان دادیم که امپراتوریهای پُر زرق و برق، در پسِ آن هیمنهٔ هالیوودی و هیاهوی رسانهای، چقدر برهنه و شکنندهاند...
ما ثابت کردیم وقتی دل به مدارِ ارادهٔ مطلق حق گره بخورد، تمامِ آن یراقآلاتِ نظامیِ سنگین و بمبهای هوشمند، هیچند!
ما، واژهٔ «ابرقدرت» را از روی میزهای مدعیان برداشتیم، و به صاحبِ اصلیاش در آسمان پس دادیم...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
دیروز تولد همسر رهبر معظم انقلاب، شهید زهرا حداد عادل بود.
_شعر امام شهید انقلاب برای عروس شهیده اش_
زهرا! تو عروس خانه مایی
شایستهی نامِ نیکِ زهرایی
پاداشِ جهادِ مجتبایی تو
دلبندِ منی، هدی و بشرایی
پ.ن.: هدی و بشری اسم دختران آقا هستند که بشری خانم هم شهید شدند.
@AhdedarAzal135
آقای خمینی، ممنونم ازت؛
شما ایرانی که روزی اختیار نفت خودش رو نداشت، به جایی رسوندی که بتونه نفت کلِ دنیا رو تحریم کنه.
|@miimzarei
چهل روز گذشت؟!
بدون شما؟!
کاش بپرسی، چگونه گذشت؟!
تا بگویم....
آقا، بعداز شما چهل روز است، چهل شبانه روز است آوارهایم، آواره خیابان، آواره خبرهای ضد و نقیض، آواره تصمیمات درست و نادرست.
آقا جان، دلتنگیم، خیلی دلتنگ.
امروز بعد از شنیدن خبر شاید مذاکره، دوباره بیت شما آوار شد روی سرمان.
آقا جان، دلتنگ شما هستیم، دلتنگ صدای آرام کننده و تمام کنندهتان.
آقا، امروز دلتنگ صدای قرص و محکم سیدحسن نصرالله هم شده بودیم.
راستش را بخواهید آن سخنرانی آخر سید حسن نصرالله که با بغض گفت بنا به دلایلی باید تنها با اسرائیل بجنگیم را میگویم، همان در گوشمان زنگ میخورد.
آقا میگویند بلا انسان را بزرگ میکند، درست میگویند، فکر کنم بزرگ شدهایم، از صبح بغض غورت دادیم و منتظر ماندیم تا نکند حرف زدنمان وحدت بهم بزند.
آقا میگویند یتیمها زود بزرگ میشوند، ما بعد از شما صبور شدهایم و دل قوی.
آقا چهل روز است جایتان خالیست، خیلی خالیست، آنقدر خالی که تمام خیابانها را قرق کردهایم، تا شاید داغ از سرمان بیفتد، اما نه، داغ شما سرد نشده است مثل روز دهم اسفند داغ داغ است، آخر میگویند خاک سرد است، شما که هنوز خاک.....
😭😭
#چهلم_آقا
همین.
🖊فاطمه مرادی
@AhdedarAzal135
لبنان محبوب من
تو همانقدر برای جنگ حاصلخیزی
که برای زیتون!
نگار
#لبنان
@negaram_ir
راستی! من با آنها که دشمن تو هستند، چه فرق دارم؟
اینها که غفلت میآفرینند و سرگرمی میسازند تا تو احساس نشوی و مطرح نگردی و اگر طرح شدی، در دنیای سرگرمیها طرد شوی و موهوم و نامعقول بمانی و اگر معقول و مطلوب هم شدی، این دنیایی نشوی و به کار این دل بیقرار من نیایی.
من با اینها چه فرق دارم؟
کتاب تو میآیی(حقیقت انتظار و آداب و آثار آن) عین_صاد
#عین_صاد
#جمعهناک
@AhdedarAzal135