بگو نظاره بشینند چهرهی ما را
بیان محکم و شیوا و بیمهابا را
بگو که غرق حقارت شدهست تا آنجا
که هم نشانه بگیرد صدا و سیما را
بگو که خوب ببینند شیرزنها را
چگونه خیره نمودند کل دنیا را
که راهشان رهِ حق است و نور و خونخواهی
که رفتهاند مسیرِ امید و تقوا را
بگو که صهیون دیگر نخوابد امشب که
محال باشد بیند طلوع فردا را
جدی چرا من باید انقدر اضطراب داشته باشم؟ پروژه بزرگی دستمه؟ سرنوشت صد نفر به من بستهاس؟ آخر هفته عروسیمه؟ ته پیاز این زندگیام یا سرش؟ چه مرگمه دقیقا؟ ((:
گرَم بیایی و پُرسی چه بُردی اندر خاک
ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را
- بیدل دهلوی