.
در دلم وسعتی از شوق ِشهادت دارم!
من به فتوای ِدلم ، عشق ِعبادت دارم :)
از جهان ، از خَلق ، تنها جز محبّان ِعلی ؛
بارها گفته ام: اعلام ِبرائت دارم!
مقصدم ، نور است و محبوبم حسین ابن علی ؛
در دفاع از حضرت ِجانان ، شهامت دارم!
اسوهٔ غیرت ِمن ، شاه ِادب ، عبّاس است ؛
تا ابد سرباز سقّایم ، اصالت دارم!...
تار و پودم همه از حُبِّ علی لبریز است ؛
شعف ِعشق ِعلی را به نهایت دارم :)
رمضان است و زمین ، سفرهٔ عرش است که من ؛
اینقدَر وقت ِسحر ، میل ِتلاوت دارم...
گر شهادت بشود رزقِ من از این دنیا ؛
من توانایی ِهفتاد شفاعت دارم!
جسم من وقف ِحسن ، روح من از آن ِ حسین ؛
من به این وقف ، چه بسیار رضایت دارم...
هر کجا می روم از کرب و بلا تا به نجف ؛
من به جای ِرهبرم ، قصد ِزیارت دارم :)
شیعه ای هستم من از نسل ِعلی و فاطمه ؛
طالب ِعشقم و هر لحظه ، طراوت دارم...
دوستانم همگی اهل بهشتند و شهید!
با رفیقان ِخدا ، بنده رفاقت دارم...
چشم هایم که فقط مال خدا بوده و هست ؛
مست ِاو هستم و در عشق ، نجابت دارم...
روضه ، صیقل داده روحم را ، زلالم کرده است ؛
من بُکا را دوست دارم ، من لطافت دارم...
عشق ، آورده به میدان ِجنون ، قلبم را ؛
تا ابد ، تا بینهایت ، من رسالت دارم...
مقتدایم حسن است و ضربانم حسن است ؛
بس که مولایم کریم است ، سخاوت دارم...
از تبارِ کوروش ام ، از خاکِ پاکِ آریا ؛
در کلامم ، سخنم ، حجب و صداقت دارم...
نسبت ایران به من ، نسبت جان است به تن ؛
من به ایرانم ، بسی حس ِحفاظت دارم...
من نیاکانم همه ، مرد ِنجابت بوده اند ؛
در غزل هایم ، از آن مردان ، حکایت دارم...
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹²/⁰⁹
#غزل
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
اَلعَبْد ؛
.
بعد از تو اصلاً من چگونه زنده ماندم؟!
بعد از تو از جدّت علی ، من روضه خواندم...
قسمت نشد در بیت ، شعرم را بخوانی ؛
قسمت نبود انگار پیش ِما بمانی...
ای رهبرِ بالا بلندم ، قامتت سوخت...
لعنت به چشمی که نگاه ِبد به تو دوخت...
در شعله ، خاکستر شدی ، در خون تپیدی
از بین آتش ، عاشقانه پر کشیدی...
اما شما ای مقتدای مهربانم ؛
با راهت ای مولای من! ، من آشنایم...
نزدیک تر شد بعد از این ، ایران به قله ؛
گسترده شد در قلب ها ، ایمان به قله...
این جنگ ، جنگ ِنور با شیطان ِمحض است!
ای اهل ایمان ، مانع ِاین جنگ ، نفس است!
بعد از تو هرکس انتخاب ِخبرگان است ؛
با جان و دل ، او رهبرِ این عاشقان است...
از چشم هایت بارها پرسیده ام من ؛
در چشم هایت فتح هایی دیده ام من...
غوغای ِمحشر میشود روز عزایت ؛
در کُلّ عالم ، کارها کرده صدایت...
با من بگو بعد از تو ، منجی کِی میآید؟
کِی از گلوی او ، " اَنَاالْمَهدی" ، میآید؟!
آیینه دارِ عشق بودی ، حضرت ِماه!
تا بینهایت ، میشوی تو نورِ این راه...
برگشتن ات حتمی ست ، در روز ظهورش ؛
حس میشود اکنون کنارِ ما ، حضورش...
روز ظهورش ، باز می گردی به مردم؛
تاریخ رجعت را بگو ، کِی؟ روز چندم؟!
دلتنگم و آقای من ، اکنون کجایی؟!
ای کاش مولایم ، تو در خوابم بیایی...
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹²/¹²
#مثنوی
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
.
بس که دلتنگم برایت ؛ جان به لب آورده ام ؛
در نبودت ، استخوان هایم صدایت میزنند :)
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
فرهاد منم که بعد دیدارِ شما ؛
دیگر همه چیزِ این جهان ، شیرین است :)
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
بس که خدا برای تو ؛
حوصله خرج داده است ؛
خواستم امشب از شَعَف ؛
سجده کنم به قامتت!
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
گر که ویران بشود خانه و کاشانهٔ من ؛
وقفِ فرمان تو ام! رهبر فرزانهٔ من ؛
چشم هایم به فدای دل غمیدهٔ تو ؛
ماه زیبای منی سیّد دردانهٔ من ؛
« تا رسیدن به فنا ، پای علَم می مانم! »
برسد جمله به گوش کرِ بیگانهٔ من!
دسته گلهای خودش را که خدا چید ، ولی ؛
مثل دریآ شده این وسعت گلخانهٔ من ؛
وطنم! پیکر زخمیِ تو را سوزاندند ؛
در دلِ آتش و خون ، سوخته پروانهٔ من...
به خدا ، خوب تر از تو خوب ، تو را میسازم ؛
عشق ، آباد کند خانهٔ ویرانهٔ من ؛
آنچنان رزم کند این دهه هشتادیِ تو ؛
حک شود بر دل تاریخِ تو افسانهٔ من ؛
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰¹/²⁰
روز چهلم حضرت آقا ؛ 💔
#غزل
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.