میگن یه روز یه مردی اومد پیش حضرت ؛ تا تونست به اهل بیت و خاندان مطهر اهل بیت شروع کرد فحاشی کردن . .
حضرت سکوت کردن ..
فحاشی اون مرد که تمام شد
حضرت فرمودن شما مسافری ؛ بیاید بریم خانهٔ ما ؛ هم جامهٔ شایسته به شما بپوشانم و هم شام میهمان ما باشید !
اَلعَبْد ؛
میگن یه روز یه مردی اومد پیش حضرت ؛ تا تونست به اهل بیت و خاندان مطهر اهل بیت شروع کرد فحاشی کردن .
تو روایت هست که اون مرد به قدری شرمنده شد که همونجا شیفتهٔ معرفت و محبت حضرت شد و شیعه شد ..
در روایت هست اون مرد بعدها در رکاب اهل بیت به شهادت رسید!..
من خدایی خودمم از هیشکی تاحالا نشده به دل بگیرم .
بدترین تهمت ها رو تاحالا شنیدم که پشت سرم گفتن ؛ ولی خدا خودش شاهده ذره ای کینه از کسی به دل ندارم..