@Ostad_Shojaeانسان شناسی 001.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
.
قال اللهُ العَظیم:
مَن عَرَفَ نَفْسَه ؛ فَقَد عَرَفَ رَبَّه ؛
هرکس که خودش را بشناسد ، خدای خود را شناخته است...
#انسان_شناسی
_ اَلعَبْد ؛
.
اَلعَبْد ؛
.
حظ میبرم از بس که زیبایی تو ، آقا!
ما زِ ابْتدا فرزندِ تو بودیم ، بابا !
تصویر ماه ِچهره ات را تا ابد هم
در خاطر خود حفظ می دارم به هر دم ؛
محبوب قلبم بودی و هستی همیشه ؛
من دوست می دارم تو را از عمق و ریشه:)
بالا بلندم ، قامتت را چَشم کردند ؛
زیباترین بودی و بر تو خشم کردند ؛
در شعله ها سوزانده شد جسم نحیفت ؛
دیگر نمانده چیزی از چشم نجیبت...
قلبم شهادت می دهد که زنده ای تو ؛
اینجا کنار ما ، فقط در پرده ای تو...
راهت الَی الْیومِ ابد ، همواره جاری ست ؛
رأی ام به رهبر بودنت ؛ همواره " آری " ست...
با مهدی موعود ، برگردی به زودی ؛
می بینم آن روزی که صورت را گشودی:)
آغوش وا کن ، کودکانت را بغل کن ؛
با این حلاوت ، کام ما را چون عسل کن...
از اشتیاق روز دیدار تو ای ماه ؛
تا بینهایت می رود بعد از تو این راه...
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹²/¹⁶
#مثنوی
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.
.
•🌿شهید علی چیت سازیان:
کسی میتواند از سیم خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم خاردار ' نفْس ' ؛
گیر نکرده باشد!
_ اَلعَبْد ؛
.
.
پدرم شیعهٔ مولاست ؛ خودم مجنونش ؛
که در ایوان نجف بود شدم مفتونش :)
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
حُبِّ علی ست از ازل اندر سرشت ِمن ؛
' تمّار' میشود به خدا سرنوشت ِمن ؛
جَنَّت ، بهانه بود نگاهش کنم کمی ؛
دیدار اوست تا به همیشه بهشت ِمن:)
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#دوبیتی
_ اَلعَبْد ؛
.
.
امامصادق علیهالسلام هنگام احتضار فرمودند خویشان و دوستان مرا فراخوانید ؛ پس چون اینان گرد ایشان جمع شدند ، حضرت به آنها فرمودند :
همانا شفاعت ما هرگز به کسی که نماز خود را سبک بشمارد نمیرسد!
_ اَلعَبْد ؛
.
.
•🪵شهید محمّدابراهیم همت:
هرجا که جبههٔ خودی را گم کردید ؛
ببینید دشمن کجا را میزند!
جبههٔ خودی همانجاست:)
_ اَلعَبْد ؛
.
.
نیستی هر جا که می گردم ؛ ولی حالا ببین:
رو به روی آینه ، انگار ، تصویرِ تو اَست!
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
رنگ ِچشمان ِتو شد قافیه ی هر غزلم ؛
سبز را من دوست می دارم ؛ شما را بیشتر ...
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
موالات ِنمازم را به هم می ریخت ، گیسویی ؛
نمازم را شکسته ، باز هم محراب ِابرویی ؛
_ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛
#تک_بیت
_ اَلعَبْد ؛
.
.
چند بیتی ، وصف ِحالم را روایت می کنم
دوستت دارم ولی دارم نجابت می کنم:)
در نمازِ شب ، حواسم پرت ِزیبایی ِتوست ؛
با خیال ِتو ، خدایم را عبادت می کنم...
بر سرِ سجاده وُ کنج ِاتاقم ؛ با خدا ؛
از تو وُ چشمان ِزیبایت شکایت می کنم!
در تمام ِروز ، در فکرِ شما هستم ؛ ولی
نیمه شب ، از عمق ِجانم من هوایت می کنم...
بس که جسمت در نگاه ِمن ، ظریف است و نحیف ؛
خواب دیدم از شما دارم حفاظت می کنم:)
گرم ِآغوشت شده ، پیراهن ِزیبای تو ؛
من به هر پیراهنی داری ، حسادت می کنم!
من که معروفم به صحبت های شیرینم ، ولی ؛
پیش تو ، بسیار احساس خجالت می کنم...
شرم دارم رو به رویت غرق ِچشمانت شَوَم
من به این علت ، کمی کمتر نگاهت می کنم...
تا ابد فرمانده ام هستی وُ سربازِ توام ؛
هر چه را گفتی ، به جان و دل اطاعت می کنم:)
نام زیبایت چنان ورد ِزبان من شده ؛
در تمامی ِغزل هایم ، صدایت می کنم:)
_ شاعر: اَلعَبْد ؛
_ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹⁰/¹⁷
#غزل
[ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ]
_ اَلعَبْد ؛
.