eitaa logo
اَلعَبْد ؛
629 دنبال‌کننده
43 عکس
2 ویدیو
0 فایل
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم؛ . عالم محضر خداست ؛ در محضر خدا ، گناه نکنیم . اَعوذُ بِکَ مِن هَویٰ نفسی . . . _ کپی اشعارم ؟! + کپی نه شیعهٔ مرتضیٰ علی! ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
. شبیه کعبه‌ای هستی ؛ که دورت گرم ِاحرامم! حرامم باد این حج ؛ گر ز کعبه ؛ چشم بردارم! طوافم حول ِتو ؛ از دورِ هفتم تازه زیبا شد . . اگر چه باطل است این حج ؛ بمانم پای اصرارم . . ! تو دریایی و من ؛ مغروق ِاقیانوس ِچشمانت! مکرّر می‌شوی در من ؛ وَ من مجنون ِتکرارم! طعامم ؛ طعم ِلب‌هایت ؛ نگاهم وقف ِچشمانت وَ من دیوانهٔ آن رَبَّناٰی ِوقت ِافطارم . . ! شبیه صوفی ِآشفته‌حالی در پی ِزلفت . . به رقص ِعشق مشغولم ؛ که جز مستی نمی‌دانم . . ! _ شاعر: اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹²/²⁸ سروده شده در وقت سحر و در آخرین روزهای ماه رمضان ☁️🌿 . [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
. علی‌الاصول بگویم که دوستت دارم ؟! به شهر کوچک قلبم خوش‌آمدی جانم! _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. در باب این سؤال ؛ دلم جنگ می‌شود! : " گاهی دلت برای کسی تنگ می‌شود ؟! " _ خودنوشت | شاعر: اَلعَبْد ؛ _ اَلعَبْد ؛ .
. این‌دفعه هم مانند قبل از شرم ؛ خندیدی! این‌دفعه اما با جهانی شوق ؛ رقصیدی . . اصلاً نیازی نیست آرایش کنی ای ماه ! زیباترینی هستی ِمن! خویش را دیدی ؟! با اولین آغوش ؛ تا عرش ِخدا رفتم ! بانوی من ! دنیای من را رنگ بخشیدی :) ای نور چشمانم! چه چشمانی شما داری ! ای دل! نگاهش کردی و از عشق ؛ لرزیدی ! دیشب که خوابش برد ؛ تا وقت‌اذان صبح ای دل! چنان پروانه دور دوست چرخیدی! _ شاعر : اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁴/¹¹/⁰² [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
. نشد که مادر زیبای دخترت باشم! نشد که مال تو باشم ؛ که همسرت باشم . . اگر چه یک زن ام اما در عشق تو ؛ مَردم! نشد که سینه سپر کرده ؛ لشگرت باشم . . تمام حسرت من وقت گریه‌های عمیق : نشد بغل بگشایی و در برت باشم! نشد کنار تو باشم ؛ مراقبت باشم! نشد که دور و برت ؛ مثل مادرت باشم! اگر شکسته دو بالم ؛ فدای پروازت! نشد برای تو هم بال و هم پرت باشم . ضمیر مالکیت بعد نام تو ؛ رؤیاست . . نشد که هم‌نفسِ روز محشرت باشم . وطن ، برای من آغوش توست ؛ اما آه ! نشد برای تو مانند کشورت باشم . . تمام باور من ، سهم توست ! اما من ؛ نشد که قلب تو باشم ، که باورت باشم . منی که شهرهٔ شهرم به حُسنِ یوسف وار نشد ز فرط خجالت که دلبرت باشم . . نیاز نیست لزوماً که ماه باشم من ! برای بنده‌ که کافی‌ست اخترت باشم . . ! اگر چه عاشق صوتم شدند استادان ؛ نشد که حین تلاوت ، برابرت باشم . . و چشم من که به جز تو ، ندیده مردی را ! نشد که عشق نخستین و آخرت باشم . . کنار پهلوی تو ؛ بوی خون رسیده به من نشد که پیش تو باشم ؛ معطّرت باشم . . شنیده‌ام که تو بوسیده‌ای شهادت را ! نشد که در کفنت ؛ کنج پیکرت باشم . . سپردی آرزویم را به زیر سنگ لحد ؛ نشد علی بشوی تا که کوثرت باشم ! _ شاعر : اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰⁴/⁰⁶ سروده شده در نیمه‌شبی که عطر عجیب خوشبویی به مشام می‌رسید ! [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .