eitaa logo
اَلعَبْد ؛
671 دنبال‌کننده
305 عکس
163 ویدیو
16 فایل
بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیم؛ . عالم محضر خداست ؛ در محضر خدا ، گناه نکنیم... اَعوذُ بِکَ مِن هَویٰ نفسی... . _ کپی ِاشعارم و نوشته هام ؟ + نه ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد . . _ کپی ِبقیهٔ مطالب کانال و عکسها ؟ + حلاله ؛ با ذکر یک صلوات بر محمد و آل محمد .
مشاهده در ایتا
دانلود
به والله که ما به سوی ِمیدان ِجنگ ؛ پرواز می کنیم :))
دل قوی دارید ؛ که إِنَّ مَعیَ رَبّی ؛
. • اَللّٰهُمَّ اجْعَلْنی إِمامَنَا القٰائِدَنَا السَّیِّدَنا الخامِنه ای فِی دِرئِکَ الحَصینَه اَلَّتی تَجْعَلُ فیهٰا مَنْ تُرید • .
. چی میشه این وسط ؛ تو این هیاهوی ِعالم ؛ ما هم بشیم جزو‌ اون ' همیشه زنده ها ' :)) بریم پیش آقامون ؛ پیش رفقامون ... پیش عزیزای دلمون ... سر سفرهٔ کریم ِاهل بیت ؛ حسن ابن علی ابن ابی طالب . . . ما دلمون عاقبت به خیری نمیخواد آقاجانم ؛ ما دلمون عاقبت به شهادت شدن میخواد ... به قول حاج مهدی ؛ رفیقانم دعا کردند و رفتند ؛ مرا تنها رها کردند و رفتند ؛ اگر دیر آمدم ، مجروح بودم ؛ اسیر قبض و بسط ِروح بودم :)) به قول شهید مصطفیٰ علیخانی ؛ دعایی که با نام مادر باشد ، در درگاه الهی رد نمیشود که ... • إِلٰهي بحقِّ فاطِمَةُ الزَّهرٰاء ؛ اَلّٰلهُمَّ ارْزُقْنٰا تَوفیقَ الشَّهٰادَةَ فِی سَبیلِك یا مَوْلای ‌• _ نویسندهٔ متن: اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰²/¹⁴ _ اَلعَبْد ؛ .
تو این شرایط ؛ مؤمنین باید محکم پشت هم باشند ؛ اگر حرفی بود ؛ کسی دلش گرفته بود ؛ یا نیاز داشت آروم بشه ... دو تا گوش ِشنوا اینجاست 🤍 : @Al_Abd213
. دوباره نیمه شب است و‌ خودت که میدانی ؛ من و خیال ِتو و این سکوت ِطولانی :)) _ اَلعَبْد ؛ .
• شبتون معطر به عطر خدا 🌿🤍 •
•| هُوَ المَعشوق |•
. • چند بیتی مختصر ؛ • تقدیم به دختران ِعاشق ِسرزمینم ایران ؛ • [ شعر از دریچهٔ نگاه ِیک بانو سروده شده ست..] بس که خوشبویی شما ؛ آخر ، شقایق می شوی! باز ، شیرینی ِمحض ِاین دقایق می شوی :) انقلابی می شوم در چشم هایت ، قدبلند! تا که کاشانی شدم ، دکتر مصدّق می شوی! غرق ِاحساسی و شعر و کافه و قهوه ؛ ولی ؛ تا که می گویم ز عشقت ؛ اهل ِمنطق می شوی! فالگیرِ قهوه وُ ، یک دختر مو فرفری ؛ مهربانم! آخرش یک فال ِصادق می شوی! گفته بود آن زن به من با چشم هایی خیس ِاشک خوب معلوم است دختر ؛ روزی عاشق می شوی:)) _ شاعر: اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰²/¹⁵ سروده شده در یک صبح ِخنک ِاردیبهشت ماه 🌿 [ کپی راضی نیستم ؛ فرهنگ حسنهٔ فوروارد ] _ اَلعَبْد ؛ .
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ' با حال ِمناسب ببینید ؛ 💔 :)) ' _ اَلعَبْد ؛ .
. و قسم به پهلوی ِشکسته اش ؛ قسم به اوج ِجوانی اش ؛ به ۱۸ سالگی اش :)) قسم به میخ ِگداختهٔ در سینه فرو رفته اش ؛ قسم به محسن ِسقْط شده اش ؛ قسم به گریه های شبانه اش ؛ قسم به صورت کبودش ؛ قسم به بازوی نحیف ِشکسته اش ؛ قسم به سجاده اش ؛ قسم به اَلجار ثُمَّ الدّار گفتنش ؛ قسم به آن لحظه که جبرئیل به مولایمان علی عَرضه داشت فرزندانت را از روی پیکر مادر بردار ؛ نزدیک است که عرش خدا به لرزه در آید ... قسم به ناحلة الجسم بودنش ؛ قسم به سوختنش بین ِدر و دیوار ؛ قسم به اضطراب ِهمسرش هنگامی که در مسجد ، خبر شهادتش را به او دادند ؛ قسم به بارها زمین خوردنش در وسط کوچه ؛ قسم به آن لحظه که دست حرام زاده ای از بالای سر پسرِ کوچکش رد شد و به صورت ِماهش خورد ؛ قسم به آخرین آغوش ِبا دخترش زینب ؛ قسم به آخرین شانه ای که به موهای حسینش زد ؛ قسم به لحظه ای که امیرالمؤمنین هنگام غسل ِپیکر نحیفش بلند بلند گریه می کرد و از فضه پرسید : فاطمه این همه زخم داشت و من نمیدانستم ؟! قسم به تدفین ِشبانه و غریبانه اش ؛ قسم به تمام ۴۰ قبری که کنار مزارش امیرالمؤمنین و سلمان و ابوذر کندند و باز پر از خاک کردند تا حرام زاده ها ندانند قبر مادرمان کدام است ... قسم به شدت گریه های دخترش ، تا جایی که پدر برای نشنیدن ِصدای گریه های دخترش به او گفت آستین به دهان بگیرد ... قسم به مزاری که بعد از هزار و چهارصد سال ، هنوز در مدینه گمنام است ؛ قسم به خانه ای که بعد ِاو هنوز بوی ِعطر فاطمه را می داد ؛ و قسم به مادری کردنش برای ِشهدای گمنام ؛ قسم به لحظهٔ ورودش به گودال قتلگاه ؛ قسم به از حال رفتنش کنار گودال ؛ قسم به شبهای جمعه که مهمان ِحرم پسرش می شود ؛ قسم به غربت ِپسر ماه منظرش ؛ حسن ؛ قسم به محبتش که از ازل به دلم افتاده و هر لحظه لحظه ، تا ابد به شدتش افزوده می شود ... قسم به آن لحظه که فرمود : به پدرم رسول الله قسم ، آخر همهٔ شیعیان ِامت را شفاعت خواهیم کرد ... قسم به لحظهٔ عبورش از میان مردم در روز قیامت ؛ و قسم به چشم هایی که به احترام فاطمه به پایین افکنده می شوند ؛ قسم به شفاعت کردن ِشیعیانش در روز حشر ؛ و قسم به عظمت نامش ؛ فاطمه ؛ که روزگاری می رسد ؛ قامتم را سپر کنم برای پسرش ؛ و‌ جسم و‌ روحم فدای ِیک تار موی پسرش مهدی ِموعود ؛ و قسم به پهلوی شکسته اش ؛ که انتقام سیلی مادرم را خواهم گرفت ... _ نویسندهٔ متن: اَلعَبْد ؛ _ به وقت ِ: ¹⁴⁰⁵/⁰²/¹⁵ _ اَلعَبْد ؛ .