ء
گاهی اوقات از خودم میپرسم که برای چه زندهام؟
زندگی وقتی خالی از عشق و نوازش بود
وقتی چشمهای مردی با محبتی سرشار
پیوسته نگران انسان نبود
_وقتی انسان احساس کرد که تنهاست_
به چه درد میخورد؟
از گابریل گارسیا پرسیدند:
اگر بخواهی کتابی صد صفحهای دربارۀ
امید بنویسی، چه مینویسی؟
گفت:_99_ صفحه را خالی میگذارم
صفحه آخر، سطر آخر مینویسم:
«یادت باشه دنیا گرد است،
هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی
شاید در نقطه شروع باشی.
زندگی ساختنی است، نه ماندنی.
بمان برای ساختن، نساز برای ماندن.
منتظر نباش کسی برایت گل بیاورد
خاك را زیر و روکن، بذر را بکار
از آن مراقبت کن، گل خواهد داد.»
ناجه
دتلف، عکاس یك روزنامۀ محلی
بهطور ناگهانی توانست این عکس را
هنگامی که سربازان ارتش کلمبیا در بازگشت
از جنگ در خیابان کلمبیا نیو وستمینستر
در انتظار رسیدن قطار و اعزام به مسیرهای
سری و نامعلوم در خارج از کشور بودند، بگیرد.
زمانی که دتلف دوربین خود را برای گرفتن
عکس از صف طولانی سربازان بریتیش کلمبیا
آماده کرده بود، به ناگاه میبیند
که کودک 5 سالهای با موهای سفید
از مادرش جدا میشود و به سمت پدرش میدود و میگوید: «صبر کن، بابا.»
این عکس که توسط دتلف در 1 اکتبر 1940 گرفته شد
به سرعت در تمامی جهان پخش گردید.
«صبر کن، بابا.» توانست عنوان معروفترین
عکس کانادا در جریان جنگ جهانی دوم
و عنوان یکی از برترین عکسهای کل تاریخ
جنگ را بدست آورد.
در آن زمان بسیاری از مدارس بریتیش کلمبیا
این عکس را که تأثیر و تحول عمیقی بر زندگی
افراد گذاشته بود، بر دیوارهای خود آویزان کردند.
همچنین این عکس از سوی مجله هفتگی
بیور به عنوان دومین عکس برتر، در میان
10 عکس منتخب تاریخ کانادا انتخاب شد.