ناجه
*/ تا امتحانات تموم بشن احتمالا منم تموم شدم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وضعیتم هماکنون:
انگلیسی روان، ولی فارسیام گرفت
چون خر بمانده در گِلُ این دل اسیر حرف
هر واژهاش غریب، هر معنیاش غبار
در سر بلای نظم، در دل هراس صرف
ای سعدی ِسخنور و ای خسرو کلام
در برزخ کتاب، افتادهام به دام
دست من اسیر بگیر، شب امتحان
یك لحظه شو معلمم، ای شاعر جهان…
- قال هوش مصنوعی
ء/
اون لحظهای از شب امتحان
که صدای گنجشکارو میشنوی و میفهمی
که دیگه شب امتحان نیست، روز امتحانه.
ء/
امروز، سالروز آزادسازی خرمشهر بود.
فقط خواستم یادآوری کنم
خیلیها رفتند تا ایران، ایران بمونه.
نه یه وجب بیشتر، نه یه وجب کمتر.
ناجه
*/ ننگ بر جنازه عکاسی که دوربینش غرق به خون نباشد.
شهید عبدالرسول مصطفایی متولد ۱۳۳۷
از مبارزان نوجوان قبل از انقلاب و گوینده
تلویزیون بعد از انقلاب بود.
او در سال ۵۹ و در خط مقدم دفاع مقدس
بعد از چندبار مجروح شدن در ۱۷ آذر ۱۳۵۹
کنار پل خرمشهر با اصابت خمپاره آسمانی شد.
پن: شادی روح جمیع شهدا صلواتی عنایت بفرمایید
ناجه
شهید عبدالرسول مصطفایی متولد ۱۳۳۷ از مبارزان نوجوان قبل از انقلاب و گوینده تلویزیون بعد از انقلاب بو
ء/
پنج نفر روی پل،
قهرمانهای باغیرت ِبینامونشان.
این عکس، خود خرمشهر است.
و خرمشهر را خدا آزاد کرد.
و ما هنوز وسط پلایم
نه آنقدر عقب که تسلیم
نه آنقدر جلو که فاتح.
و خدا
هنوز منتظر قدمهای ماست.