4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*/ آخه من کجا برم؟!
همه جا جز اینجا، واسه من زندانه. :)
یجوری حملات ایران زیاد شده
که فقط کافیه بنویسی:
بسماللهالقاصمالجبارین و بری…
چون یکم بعدش موشک میزنیم
همه فکر میکنن حتما به بچههای بالا وصلی
بهخاطر پیشبینیت.
این روزا که هوا گرمه حتما ضد آفتاب بزنید.
کمتر بیرون برید آب زیاد بخورید و چرت نگید
چون آدما نمیتونن هم گرما رو تحمل کنن
هم شما رو. :)))))
ء
ای حسین… دلم گرفته و روحم پژمرده!
در میان طوفان حوادث که همچون پر کاه
ما را به این طرف و آن طرف میکشاند
مایوس و دردمند
فقط بر حسب وظیفه به مبارزه ادامه میدهم
و گاهگاهی آنقدر زیر فشار روحی کوفته میشوم
که برای فرار از درد و غم
دست به دامان شهادت میزنم
تا از میان این گردآب وحشتناکی که همه را
و انقلاب را فرو گرفته است
لا اقل گلیم انسانی خود را بیرون بکشم
و این عالم دون و این مدعیان دروغین را ترك کنم
و با دامنی پاك و کفنی خونین
به لقاء پروردگار، نائل آیم…
- شهید دکتر مصطفی چمران
شهید دکتر مصطفی چمران:
ای حسین!
در کربلا تو یکایك شهدا را در آغوش میکشیدی
میبوسیدی، وداع میکردی… آیا ممکن است
هنگامیکه من نیز به خاك و خون خود میغلطم
تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری
و عطش عشق مرا به تو و خدای تو سیراب کنی؟
امروز ۳/۳۱_سالروز شهادت چمران است.
[به بهانه سالگردش، فاتحهای نثارش کنید
که آن دنیا فاتحهای نثار روحهای پژمردهمان کند]
کتاب عارفانهاش را خواندهام
و شناخت نسبیای از او در ذهن ِخامم
جوانه زده است.
از نوشتههایش معلوم است
آرزوهایش فراتر از عالم کیهان بود
و دغدغههایش، وصف ناپذیر…
گویا زمین قطعه قبری یك و نیم در نیم بود
که کفاف روح بلند چمران را نمیداد.
با این حال علامت سوال بزرگی از چمران
در ذهنم است که هنوز پاسخی برایش ندارم:
«چه بر سر چمران آمده بود
که او اینگونه از دنیا سیر بود؟!»
#واگویه
#عارفانه
#معرفی_کتاب