نوشته بود:
ماهایی که گرمای اربعین کربلا رو چشیدیم
دیگه هیچ آتیشی مارو نمیسوزونه
إلّا فراق…
ء
داشتم از خواهرزاده دو سالهم میپرسیدم که میخواد بخوابه یا نه؟ که دیدم چند ثانیهس زل زده تو چشمام جواب نمیده. بعد چند ثانیه یهو با ذوق
و هیجان کودکانهای گفت: « عع، من!»
خودشو تو چشمام دیده بود. :))))))
ناجه
ء داشتم از خواهرزاده دو سالهم میپرسیدم که میخواد بخوابه یا نه؟ که دیدم چند ثانیهس زل زده تو چشم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا