eitaa logo
𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
148 دنبال‌کننده
138 عکس
20 ویدیو
0 فایل
رمان عشق پنهان عشقی که هیچ کس انتظارشو نداشت.. به قلم: آلا MN: @Haamim1344 رمان سند عشق:پایان رمان عروس دشمن:پایان #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه ها چرا به پارتا نظر نمیدید؟
به اد نظر دهی نیاز دارم @CBJBGNF هرکی هست بیاد پیوی
ناشناس:❤️ ✨🤍 🤏🥹
هدایت شده از  | Nσʋҽʅ |Rσԋααɱ|
دو پارت بعدی امار 130
یه نفر دیگه تا پارت دوم...
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 عاشق رمانی و هنوز اینجا جویـن نیستی ؟؟ ‌‌اینجا هر خطـش یه حꨵس جـدیده >>> رمـانی از جـنس انتقام و عـشق. تیکـه ای از رمـان : کامـیار:نظـرت چیـه امـشب با من بگذرونـی؟ حامـی:اومـدم خونـه دیدم در کـنده شده ،کل کـف خونه پر از خـونه کامـیار:اگه میخـوایش منم بهت مـیدمش اما با حافـظه خالی... ساحل:جلـوی پاهای حـامی زانو زد و توی کـمر بنـدش ردیاب وصـل کرد حامی:قول بدین دنـبالم نیاین سهیل:باشـه رئیـس ولی از ۱۲ بگـذره نمیـتونم صبـرکنم مانی:گمـ/شو بیرون ... حامی:روی صنـدلی بیهـوش بودم چند قطـره آب ریخـت رو صورتـم و چشـام باز شد دسـت زدم رو صورتـم و خون بود .. ادامه رمان توی چنل زیر: @haamim71
رمان(عشق پنهان🥀) پارت:۲ کمند: بچه ها کم کم باید تعطیل کنیم باران،ساغر: باشههههه کمند: مغازه‌رو بستم رفتم سمت خونه *فردا* حامی: میخواستم برم سمت استودیو گفتم قبلش برم اون کافهه *کافه* حامی: در کافه رو باز کردم بوی کافه و شکلات به مشامم رسید رفتم سمت یکی از میز ها نشستم و منتظر موندم تا گارسون بیاد و سفارشمو بگیره. کمند:صدای باز شدن در به گوشم رسید،همون مرد دیشب دوباره اومده بود اما این بار تنها بود رفتم سمت میزش کمند:سلام خیلی خوش اومدید چی میل دارید؟ حامی: سلام،خیلی ممنون یه قهوه بی زحمت کمند: چشم چیز دیگه ای میل ندارید؟ حامی:نه مرسی کمند: خواهش میکنم *پنج دقیقه بعد* کمند: قهوه آماده شد رفتم سمت میز قهوه رو گذاشتم رو میز بفرمایید قهوتون حامی: خیلی ممنونم کمند: خواهش میکنم حامی: قهومو خوردم و از کافه خارج شدم حرکت کردم سمت استودیو رسیدم استودیو رفتم داخل کیوان،فرید: سلاام داداشش حامی: سلااامممم رفتم‌ نشستم روی صندلی توی فکر بودم که کیوان تکونم داد کیوان:داداش تو فکری،چیشده؟ حامی: نمیدونم،احساس میکنم..عاشق شدم کیوان:اووووووو مبارکهههههههه حامی: عه زهرمارو مبارکه😐🤣 اصن معلوم نیست اون از من خوشش میاد یا نه کیوان: حالا کی هست؟ حامی: اون دختر گارسون بود توی کافه عاشق اون شدمم کیوان: فریددددد فریددددد حامی: بابا حالا میری تموم‌ دنیارو با خبر میکنییی فرید:‌ ها چیشده‌؟ حامی: داداش حامی ما عاشق شدهههههه NO COPYING 🚫 Written by Ala ♡
پارت بعدی آمار ۱۲۵...