به شرط لیاقت دعا گوی همه خواهم بود...
رفقای آلاء
نوشته ها
کنج حرم
مدافعان حریم
خانم معلم.
و...
دیشب تو قصر شیرین گیر کردیم!
غریب، تنها...
بدون ماشین ،خسته گشنه و تشنه..
داشتیم پیاده میرفتیم سمت مرز که کُرد های مهربون، بااون لهجه های قشنگشون به زووور جلومونُ گرفتن بهمون شام دادن، سعی کردن اتوبوس نگه دارن.
آخر هم با زور مارو سوار ماشین خودشون کردن😂🙂
آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
دیشب تو قصر شیرین گیر کردیم! غریب، تنها... بدون ماشین ،خسته گشنه و تشنه.. داشتیم پیاده میرفتیم سمت م
اینور مرز هم که نگم دیگه😁
از خوردن همزمان کباب ترکی، هلو، دوغ ترررش، هندونه جون سالم به در بردم😂😌
به زور میدادن دستمون یعنی🥺😂