یادمه پارسال که با بچه ها رفتیم مشهد،
آخرین بار که رفتیم زیارت تنها رفتم....
کلی تو صحن ها گشتم، توی گوهرشاد تجدید خاطره کردم و آخر رفتم روبه روی ضریح نشستم...
هیچکس نبود که قضاوتم کنه، هی بگه عه چرا گریه میکنی؟ عه تو چرا؟ تو اینجوری کردی؟؟تو فلان..تو بهمان ....
راحت و دور از هر عالمی باهاش حرف زدم؛ کلی گفتم از کرده و نکرده هام...از دلگیری هام و دل شکسته م...
هرچیزی که تو دلم مونده بود ُ بدون هیچ رودربایستی گفتم:)
گریه کردم، خندیدم ، سکوت کردم، نگاه کردم...
آقای امام رضا(:♥️
ما از بچگی عاشقتون بودیم، هستیم و خواهیم بود ان شاءالله..
مارو فراموش نکنی آ..
ما همیشه همون بچه هایی هستیم که منتظر نگاه و نوازش پدرانه شماییم:))))
#آلاء
ایتااا جونممم...
به جان خودت من واتساپ ندارم،
اینستا ندارم
هیچ پلتفرم خارجی ندارم باشه؟😂🥺
پاشو خودت ُ جمع کن ،یعنی چی از صبح تاحالا نه عکس و فیلم باز میکنی نه عین آدم کار میکنی عه🗿
محمد حسین یوسف الهی
شهیدی که حاج قاسم وصیت کرده بود کنارش دفن بشه و همسایه همیشگی اش بشود
خاطره ای کوتاه از شهید:
بخاطر بارندگی زیاد،ماشین لندکروز وسط یک متر آب و گل گیر کرده بود هر چه هل میدادند،نمیتونستن آن را بیرون بیاورند . شاید حدود ۱۰ نفر از بچه ها با هم تلاش کردند اما موفق نشدند،حسین از راه رسید و گفت: این کار منه ، زحمت نکشید
همه ایستادند و نگاه کردند حسین با آرامی ماشین را از اونهمه آب و گل بیرون کشید.یکی از بچه ها گفت: تو دعا خوندی ! وگرنه امکان نداشت که ماشین بیرون بیاد
گفت: نه ،من فقط به ماشین گفتم برو بیرون
شهید حسین یوسف الهی مسلط به خیلی چیزها بود که بروز نمیداد و فقط گاهی اوقات چشمه ای از آن اقیانوس عظیم را نمایان میکرد ، آن هم جهت قوی شدن ایمان بچه ها . هر مشکلی بنظر میرسید، اونو حل میکرد، چهره بسیار باصفا،نورانی و زیبایی داشت
👈کارهایی که باعث شد در سن کم به درجه عرفانی والا برسد:
✅ از ۱۹ سالگی تا ۲۴ سالگی که شهید شد تمام سالها بغیر از ۴ روز حرام را روزه بود
✅ نماز شب خوان بود و دائما ذکر خدا میگفت