قراره باهم دیگه ی رمان جذاب رو بخونیم
که سرنوشت واقعی یه دختر مثل خودمونه!
خوندنش خالی از لطف نیست،
روزهای زوج توی کانال قرار میگیره :)
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨
🌱✨
به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش..
-جنابِسعدی-
#چادرت_را_من_سرمیکنم🌸
#پارت_1
سلام؛
من الهه اسدی، تک دختر ِخانواده اسدی از وقتی یادم میاد هرچی خواستم برام فراهم بوده و از همه لحاظ آزاد بودم تا الان که 17 سالمه.. هیچ چیز برام اجباری نبود...هیچ چیز! در قید و بند چیزی هم نبودم
دختر شر و تُخسی که حرف هیچکس تو کلم نمیرفت استثنا هم نداشت..آدم خونه و خونه نشینی نبودم! از لحظه ای که زندانی به اسم مدرسه آزاد میشدم تا عصر و گاهی وقتا نیمه شب ، با دوستام خوش میگذروندم
نه من به کسی توی خونه کار داشتم ونه کسی به من..
توی مدرسه هم هیچکس از کارای من در امان نبود مخصوصا کسایی که بدجور روی مخم بودن؛ بخاطر همین هیچکس جرئت نمیکرد باهام در بیوفته
حتی معلم ها تا اینکه.. تا اینکه خانم طاهری معلم روانشناسی کاااملا اتفاقی توی خیابونگردی ها منو چند نفر دیگه رو دید!
فرداش مادرمُ خواست و . . . .
_الهه!
الهه وایسا کجا میری؟
صبر کن بهت میگم!
کُفری دستمو رها کردم و گفتم :
+ولم کن رعنا! هی وایسا وایسا..
من تا حال این زنِ رو نگیرم ول کن نیستم!!
رعنا دوباره نالید:
_نمرمون دستشه! اینیکیُ میخوای...
با دیدن ماشین 206 نو که مال خانم طاهری بود حرفش را نصفه رها کردم و به سمت ماشین حمله ور شدم!
کلیدم را محکم روی در راننده کشیدم و در کسری از ثانیه نقاشی حسابی ای رویش حکاکی کردم؛ چند قدم از ماشین فاصله گرفتم و با دیدن شاکارم گفتم:
_این تقاص کسیه که راپورت منو به مامانم میده!
ببینم بازم میخواد با من در بیوفته یا نه..
کوله ام رو انداختم روی دوشمُ پشت درخت تنومند دم در مدرسه کمین کردم
_الهه بسه دیگه!
کارتو کردیم پاشو بریم،الان میبینه مارو
+هیسس!
با اینقدر ور ور نکنی نمیبینه مارو!
بعدم دیدن حالش اونم وقتی که ماشین نوش داغون شده دیدن داره
رعنا نگاهی به مدرسه انداخت و با صدای خفه گفت: اومد اومد! داره با خانم احدی میاد
✏️به قلم فــــ.شـــیــن بانو🪴
❌هرگونه کپی برداری ممنوع و پیگرد قانونی دارد
https://eitaa.com/Alae_19
آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨ 🌱✨ به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش.. -جنابِسعدی- #چادرت_
گاهی لجبازی؛
فرار از حقیقت آدم و رو به نابودی میبره . . .
https://harfeto.timefriend.net/17506226237618
صحبتی بود درخدمتیم
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی رهبر انقلاب اسم شهید حاجی زاده را عوض کردند و امیرعلی گذاشتند...
شهید حاجیزاده شب شهادت حضرت علی (علیهالسلام) به دنیا آمد و شب عید غدیر به شهادت رسید
محافظش که بالای سرش بود میگفت ۲ دو بار نام امیرالمؤمنین را آورد و شهید شد💔
آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
_
چه زیباست امیدوار بودن و با امید زندگی کردن
نه امید به خود که غرور است
نه امید به دیگران که حماقت است
امید به خدا که منبع تمام آرامش هاست!