آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨🌱✨ 🌱✨🌱✨ 🌱✨ به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش.. -جنابِسعدی- #چادرت_
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨🌱✨
🌱✨🌱✨
🌱✨
به هرکس نتوان گفت شرح قصه ی خویش..
-جنابِسعدی-
#چادرت_را_من_سرمیکنم🌸
#پارت_4
_تا کی میخوای به این کارت ادامه بدی؟!
تا کی میخوای ول بچرخی؟!
یکم فکر آبروی مارو هم بکن دختر..
_ول کن مادر من..
تازه یادتون افتاده بچه دارین؟
شایدم نه! فقط بخاطر آبروتونه که
اینقدر حساس شدین
وگرنه مهم نیست که!..
کوله ام عصبی از روی مبل قاپیدم و به قفس تنهایی هام پناه بردم.
من لجباز تر از این حرف ها بودم که با یه تشر کوتاه بیام!
از کوله ام ساندویچی در آوردم و حرصم را سرش خالی کردم..
در همین حین گوشی ام زنگ خورد
احسان بود!
اینموقع شب عجیب بود..
احسان پسر داییم بود که از بین تمام فامیل بیشتر باهاش ارتباط داشتم
پنج سالی از من بزرگتر بود.
دکمه اتصال و زدم و گوشی کنار گوشم گذاشتم
_بازکه حماسه آفریدی اِلی!
+تو ازکجا فهمیدی؟!
_یادت رفته هر کاری میکنی عمه به بابا میگه؟!
کف دستم محکم به پیشانی زدم و گفتم
+وای!!
خب حالا چیشد؟!
تک خنده ای کرد و گفت:
_هیچی..فقط شدم بادیگارد جنابعالی
+چییی؟؟
_جیغ نزن بابا کر شدم..
میگم شدم بادیگارد تو، از فردا باید باهم بریم اینور اونور
✏️به قلم فــــ.شـــیــن بانو🪴
❌هرگونه کپی برداری ممنوع و پیگرد قانونی دارد
https://eitaa.com/Alae_19
حالا ماییم و دل های حیرونِ اربعین :)
هفته دیگه این موقع بعضیا رفتن..
بعضیا دارن میرن..
بعضیا هم جا موندنُ بقیه رو بدرقه میکنن..
.
هدایت شده از اَندیشه قاسِم²⁰¹🌙
جا ماندگی از قافله زائران اربعینت درد دارد اقا! بیش از حد تصور درد دارد...