رفقا یه نویسنده داریم توی جعممون ؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/4741640
توی ناشناس یه اعلام حضور کنن ، آیدیم رو بدم بهشون .
حَـنین ؛
جهانی تشنه در دست علمدار ؛ هزاران چشم تر ، دست علمدار ؛ تمام عاشقی از دست می رفت ؛ نمی افتاد اگر دست
علمدار و خدا و آب هر سه ؛
دوتا دست و دلی بی تاب هر سه ؛
تمام کودکان لب تشنه و خاك ؛
فرات و نیزه ها سیراب ، هر سه ؛
- حــنین ؛ @Alahdeke -
حَـنین ؛
جدا افتاده دست از پیکر تو ؛ نشسته تیر در چشم تر تو ؛ رها مانده ست مشک از شانه هایت ؛ ولی برپاست نخل
دل و دست من و یک علقمه چشم ؛
مگیر از من ، عزیز فاطمه چشم ؛
مرا تا خیمه دیگر بر نگر دان ؛
خجالت می کشم از آن همه چشم ؛
- حــنین ؛ @Alahdeke -