همیشه دلم میخواست میتوانستم همچون مردم عادی دارای طرز فکر عادی، علایق عادی، زندگی عادی، راه و روش عادی باشم ولی حتی نفس کشیدنم هم نمیتواند عادی باشد
حقیقتش را بگویم درست است، خسته شدهام
میدانم برای یک زندگی معمولی و بیهوده خلق نشدهام؛ اما آنقدر افکارم عجیب و غیرقابل قبول است که نمیتوانم بفهمم برای کدام یک از چیزهایی خلق شدهام که انسانها آنها را علاقه مینامند!
حتی قادر نیستم متوجه شغلی شوم که باید داشته باشم..
شغلهای این انسانها با افکارم جور درنمیآیند.. چرا نمیشود فقط به دنبال کشف حقایق باشم؟ چرا مجبورم خودم را شبیه به همه کنم؟ چرا نمیتوانم فرضیههای پنهان در ذهنم را بروز دهم؟ چرا انسانها قادر نیستند متوجه حرفهایم شوند؟
گاه با خود میگویم شاید فقط باید بمیرم؟ اما این احمقانه است، حتی نمیتوانم بفهمم علت متفاوت بودنم چیست؟
تا چه زمانی باید در این منجلاب بلاتکلیفی دست و پا بزنم؟.. کاش حداقل در آن غرق میشدم؛ اما نه تنها نمیتوانم غرق شوم بلکه توان خارج شدن از آن منجلاب کذایی را هم ندارم..
#Absurd_thoughts
- پس از چندین سال بسکتبال بازی کردن، بالاخره کفش بسکتبال...
و خواستم بذارم به عنوان اولین کفش بسکتبالم اینجا بمونه
#Picture
#Valuable
#Basketball
نمیدونم فیلم from رو دیدید یا نه، ولی در عین حال نیازمند صبر بسیاره و باید بگم ببینید چقدر فیلم خوبیه که انسانی مثل من که اصلا صبر نداره
باعث شده نتونم رهاش کنم با اینکه واقعا رو مخه که همه چیز انقدر طول میکشه؛ اما جزئیاتش داستان رو واقعا جذابتر میکنه
و من حتی یه دور کامل ولش کردم چون نیازمند صبر زیاد بود؛ اما مگه میشه این فیلم زیبا رو رها کرد؟!