eitaa logo
ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
130 دنبال‌کننده
2هزار عکس
168 ویدیو
10 فایل
بشم یه جسد یکی که فقط از صبح حرف میزنه کلش پوک؛ آدم نباشم چه فرقی داره خب سپاه سیمرغ یا خوک. زندانی‌های محترم، به زندان خوش‌آمدید. متشکرم که با حضورتون <ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ> را زیبا می‌سازید. Speak : https://daigo.ir/secret/4145012287
مشاهده در ایتا
دانلود
الان تو خیابون کلی صدای تیر اندازی اومد
بعد صدای ماشین اومد یعنی تو همون تیراندازی صدای ماشینی اومد که انگار با سرعت خیلی زیاد داشت می‌رفت
امیدوارم پلیسا دنبال یه قاتل باشن.
‌ ‌ ‌ درود عزیزان، بعد از مدت‌ها تقدیمی مانندی داریم بدین شکل که این پیغام رو فوروارد میکنید [ و حتما مرد و زن رو بگید ] و تگتون رو به پی‌وی‌من( @Ophelia64 ) میفرستید و البته اگه محدودید داخل این ناشناس بفرستید تگ‌هاتون رو، تا من هم با توجه به وایبتون، نقشتون در یه مراسم مافیایی و همچنین چگونگی پایان اون مراسم و یه استایل تقدیم شما میکنم. زمانش هم خدا بزرگه اما طی دو روز اینده قطعا تقدیمتون میشه. -𝑨 𝒔𝒆𝒂 𝒐𝒇 𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅-
" پس از مدت‌ها دوباره من و لیموناد "
او می‌خواست زندگی کند آن هم همراه با اشخاصی که کنارشان خودش بود؛ اما آنها چه کسانی بودند؟ او حتی نمی‌دانست آنها چه کسانی هستند چطور می‌توانست درست زندگی کند یا حتی از همان زندگی کردن لذت ببرد؟.. با خود می‌اندیشید که آیا کسانی وجود دارند که به همان اندازه که خودش به آنها اهمیت می‌دهد آنها هم به او اهمیت بدهند؟! شاید قبل از درست زندگی کردن فقط باید دنبال آن افراد می‌گشت تا آنها را پیدا کند، بعد درست زندگی کردن را با همان اشخاص یاد بگیرد! شاید اصلا چیزی به نام دوست داشتن یکدیگر هم وجود نداشت چه برسد اشخاصی که می‌توانست کنارشان خودش باشد..
هدایت شده از ‌‌ ‌ ‌𝑨𝒓𝒄𝒉𝒊𝒗𝒆
امشب زمان حذف موش های اضافه‌ی عمارت شما بود، در مراسمی بزرگ و با حضور تمام زیر دستان شما، مراسم به زیبایی آغاز شد و همه چیز طبق برنامه‌اس که چیده بودید پیش می‌رفت که ناگهان افرادی سیاه پوش ظاهر شدند، از پنجره ها و درب ها، طبقات بالا، اسلحه هایی پیشرفته در دستانشان و آرم پلیس روی لباس آنها، حالا عزرائیل شهر به دام قانون افتاد، ایا هنوز فرصتی برای گریختن و بازگشت برای رئیس‌مافیا، شما، هست ؟! 𝑭𝒓𝒐𝒎 𝐀 𝐒𝐞𝐚 𝐎𝐟 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝒕𝒐 𝒉𝒆𝒓𝒆