احتمالا دیگه عادی شده همش کف خیابان دراز کشیدنهام.
نمیتونم تحمل کنم انسانها رو متوجه میشید؟ یکم برام غیرقابل درک شدن، همشون.
( یعنی حداقل اینه که اکثریت )
از مسیح مچکرم که همچنان انسانهای قابل تحمل هم دورم هستند ولی خودم دارم غیرقابل تحمل میشم..
حقیقتا حتی اگر همهی انسانها قابل تحمل باشن منه احمقِ نادون نیستم.
کدوم انسان عاقلی کف خیابون میخوابه صرفا چون حس کرده الان باید دراز بکشه؟ صرفا چون خسته است یا شایدم مغزش حال نداره دستور حرکت به پاهاش بده؟
یک مواد رو کم مونده بکشم مگرنه هیچ فرقی با معتادهای توی کوچمون ندارم.
#Absurd_thoughts
ᴹʸ ʷᵒʳˡᵈ
#Solace
هر وقت برمیگردم به این موزیک
بیشتر حس میکنم که همچنان اونی نیستم که باید، همچنان.. من همچنان دنبال کامل کردن خودم هستم.
من همچنان دارم میگردم که خودم رو پیدا کنم، چرا انسانها ازم توقع دارند وقتی هنوز خودم رو پیدا نکردم بتونم به اونها اون اندازه که لازمه عشق بورزم؟ نه من نمیتونم به خودم اجازه بدم به کسی بیش از حد نزدیک بشم چون من.. هنوز 34 درصد از خودم رو هم نمیشناسم!
چطور میتونم بدون اینکه خودم رو بشناسم بذارم شخص دیگری بهم نزدیک بشه، شاید به اون شخص آسیب زدم یا حتی شایدم... نمیدونم شاید هر چی؟!
#Absurd_thoughts
گوش دادن به شاهکارِ The last of us در این ساعت از شب باعث میشه بخوام با خودم به فکر ساختِ ویروس زامبی بیافتم.
نه که کم بدبختی داریم این هم اضافه کنم نظرتان چیست؟
هدایت شده از 𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
قبل از آن که وزش بی رحمانه بادِ فراموشی ریشه هایت را از جا بکند، مسکنهای شبانهات را دور بریز.
میدونید این کتاب برام خیلی جالبه، میدونم خیلی زیاد دارم راجع بهش حرف میزنم؛ اما شاید بخاطر همزاد پنداریِ بیش از حدم با شخصیت اصلیِ کتابه؟
وینستون لطف کن عاشق نشو من نمیتونم مثل تو عاشق بشم و دقیقا همینقدر روانی مثل تو قراره نتونم به طرف مقابلم اعتماد کنم.
#Absurd_thoughts
یه چیز جالب راجع به کتاب 1984 وجود داره این که یه شخصی میگه
چه نیازی هست به ساخت کلمات جدید تا وقتی که میتونیم همون کلمه رو خودش رو منفی کنیم و جدا از اون میتونم همون کلمه رو خودش رو دستکاری کنیم بابت همهچیزش