eitaa logo
" زندگانی عالمان "
8هزار دنبال‌کننده
316 عکس
135 ویدیو
17 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️ نکته‌ای جالب از چای تلخ در روضه ☕️ ▪️ حاج حسن آقا، از دوستان و فرزند آیت الله حاج سید ابوالفضل میر محمدی از ابوی خود نقل کرد که: من هر سال به نیابت پدرم حاج سید حسین در دهۀ دوّم محرّم روضه خوانی در مسجد معصومیه داشتم و تمام اقلام مورد نیاز حتی قند و چای را به متصدی میدادم؛ یک سال خواب پدرم را دیدم، ایشان گفت: ما هرچه چای در اینجا خوردیم تلخ بود. ▪️من متحیّر از وجه این خواب بودم و لذا از متصدی سؤال کردم: ایشان گفت شما امسال فراموش کرده بودید قند بدهید و ما برای روضه خوانی از قندهای مسجد برداشتیم و به مردم دادیم! 📚 العین الحلوة، ص۱۵۴ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
برخی از دوستان دغدغه حدود صله رحم رو داشتند؛ استفتائات رو ملاحظه بفرمایید مشخص خواهد شد: آیت الله خامنه ای https://eitaa.com/leader_ahkam/1456 صله رحم - پرسش و پاسخ - پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر آیت الله سید علی حسینی سیستانی https://www.sistani.org/persian/qa/0960/
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی، امشب در پیامی تلویزیونی اهمیت راهپیمایی امسال روز جهانی قدس را بیشتر از سال‌های قبل ارزیابی و تأکید کردند: «إن‌شاءالله راهپیمایی امسال، یکی از بهترین، پرشکوه‌ترین و باعزت‌ترین راهپیمایی‌های خواهد بود.» ۱۴۰۴/۱/۷ 🔰Farsi.Khamenei.ir 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ اسلام بالاتر از این نصیحت ندارد .... مرحوم علامه طباطبایی "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا (ره) مرد بسیار بزرگ و با بود؛ اعجوبه‌ای بود! شبی دزدی وارد منزلش می‌شود؛ همین که فرشی را جمع کرده و در حال بردن بود، آقا سیدمهدی بیدار می‌شود، 🔸 با کمال به او می‌گوید: می‌خواهی این فرش را چه کنی؟ دزد می‌گوید: می‌خواهم آن را بفروشم. 🔹 آقا سیدمهدی می‌گوید: اگر بفروشی، آن را از تو خوب نمی‌خرند؛ من آن را به تو مباح کردم، ! برو آخر بازار عباس‌آباد، بگو: «سیدمهدی فرستاده»؛ آن را بفروش و برو کاسب شو! 🔸 بعداً دیدند همان شخص، اهل عبادت و تقوا شده و از کاسبی و مغازه‌ای راه انداخته است. 📚 نگفته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۴۱ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 وداع با ماه مبارک رمضان🍀 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : مَن لَم يُغفَرْ لَهُ في شهرِ رمضانَ لَم يُغفَرْ لَهُ إلى مِثلِهِ مِن قابِلٍ إلاّ أن يَشهَدَ عَرَفَةَ.[بحار الأنوار : 96/ 342/6 .] امام صادق عليه السلام : كسى كه در ماه رمضان آمرزيده نشود، تا رمضان آينده آمرزيده نگردد مگر آن كه در عرفه حاضر شود. "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 صداهای غیبی 🍀 🔹 در قم سید بزرگواری بود و چاپخانه داشت. از خواصّ (شاگردان خاص) (ره) و مَحرَم سرّ ایشان بود. 🔸 این سید حالات معنوی بالایی داشت و اهل بود. روزی ما را به منزلش دعوت کرد. بنده با شخص دیگری خدمتش رسیدم. در ضمن صحبت، به پهنای صورت اشک می‌ریخت. 🔹 قضیه‌ای از علامه طباطبایی (ره) نقل کرد و گفت: روزی با آقا کار داشتم. دَرِ منزل ایشان رفتم؛ هرچه در زدم و منتظر ماندم کسی نیامد، معلوم شد کسی در منزل نیست. 🔸 ناگهان صدایی در گوشم گفت: «در نزن؛ آقا رفته‌اند !» به اطراف نگاه کردم تا ببینم صدا از کیست، کسی نبود. با خودم گفتم می‌روم قبرستان نو؛ در ضمن به صحّت و سقم این صدا هم پی‌می‌برم. 🔹 با سرعت خودم را به قبرستان نو رساندم؛ دیدم ایشان در میان قبرها در حال قدم زدن هستند. من خودم را آماده کرده بودم که به محض دیدن، قضیه‌ی این صدا را به ایشان بگویم حتی اگر تردید کردند، قسم بخورم! 🔸 همین که خواستم مطلب را بگویم فرمود: «دست و پایت را گم نکن؛ از این صداها زیاد است، می‌خواهد!» 📚 نگفته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۵۸ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 حاج در مواجهه با زائر واقعی 🍀 👈 کمی طولانی است ولی جالبه... ❇️ در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشم‌های حقیر ضعف پیدا کرده بود به طوری که در خواندن محتاج بودم خم شوم و در اطاق که وارد می‌شدم، مردمان آن طرف را خوب تشخیص نمی‌دادم. ❇️ این بود که محتاج به شدم و آن زمان عینک برای جوان خیلی زشت بود و تقریباً از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۱ قمری (۳۴سال) که به مکه مشرف شدم، با عینک بودم. ❇️ یک روز در نظر دارم که عینکم خراب شده بود، در همان روز عینکی از رفقا گرفتم و گفتم تا عصر نمی‌توانم بدون عینک باشم. ❇️ در مراجعت از مکه از طرف کویت به مشرف شدیم و چون زمستان بود بارندگی فوق العاده‌ای شد و هوا سرد شد. ❇️ هم نزدیک بود و ما می‌خواستیم که با خط آهن به مشرف شویم، چون راه خشکی در اثر بارندگی خراب شده بود. ❇️ هرچه تلاش کردیم بلیط قطار تهیه کنیم، ممکن نشد. بالاخره یک نفر بلیط درجه چهار برای ما آورد که جای حیوانات بود. ❇️ با کمال شوق با یک نفر دیگر از رفقا داخل اطاق قطار شدیم در حالی که مبالغی سرگین و پِهِن در آنجا ریخته شده بود. دستمالی از جیب بیرون آورده و زیر خود انداخته و نشستیم. ❇️ در این حال عرب‌ها با پاهای برهنه که در آب و گل فرو رفته بود، وارد اطاق ما شدند به طوری که اطاق ما پر شد. ❇️ در این بین که قطار حرکت کرد یک حال انکساری به من دست داد، به خودم گفتم: که زوّار حقیقی علیه السلام همین عرب‌ها هستند. ❇️ شخص عربی پهلوی من نشسته بود، به همان حال نشستن عرب‌ها که زانوها بلند و پاها روی زمین است، من به‌طوری‌که آن عرب متوجه نشود، دست بردم و مقداری از گِل که در داخل انگشتان پای او بود، به عنوان گرفته و به چشم خود مالیدم. ❇️ تا آنکه وارد کربلا شدیم و شب گذشت. صبح که خواستم از منزل بیرون بیایم به عنوان معمولی عینک را زدم، دیدم چیزی عاریه‌ای نظرم می‌آید، اعتنا نکردم و عینک را زدم. ❇️ ظهر که مراجعت کردم، دیدم چشم من دیگر محتاج به عینک نیست، لذا عینک را برداشتم و از آن زمان تاکنون که تقریباً ۱۷ سال می شود، بدون عینک زندگی می‌کنم و خطوط ریز را به آسانی می‌خوانم. ❇️ بحمدلله با اینکه سن من متجاوز از هفتاد سال است، هیچ محتاج عینک نشدم و قرآن‌های ریز را به آسانی می‌خوانم. اشخاصی که سال‌های سال بنده را با عینک دیده بودند، خیلی موجب شگفت و تعجّب آنها قرار گرفت. 📚اسلام و مستمندان، ص ۴۲۲ 🔰eitaa.com/tavasolitabrizi "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سوال زیبا از در مورد برنامه‌ی نوجوانی خودشان... ⁉️ چطور شد به اینجا رسیدید؟ "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/soada313 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 نقل قضیه ای به نقل آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) 🍀 🔺حضرت خراسانی در درس این جریان را نقل کردند: که حاج شیخ در مشهد بودند و زمانی بیمار می‌شوند و در بیمارستان حبیب بستری می‌شوند و مریضی ایشان مقداری طول می‌کشد، روزی دلتنگ می‌شود و خطاب به (ع) می‌گوید: من چهل سال نماز شبم را بالا سر شما خوانده‌ام آیا رواست که عیادتی از من ننمایید؟ 🔺 ناگهان حضرت در اطاق ظاهر می‌شوند و شاخه گلی به او می‌دهند و او خوب می‌شود و دستی که این شاخه گل را گرفته بود به بدن هر بیماری که می‌مالید می‌گرفت. 📚 العین الحُلوة، ص157 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃 ✍️ ترجمه: هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان می‌گردد و در فکر همان است. 📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا #سیدمهدی_قوام (ره) مرد بسیار بزرگ و با #سعه_صدری بود؛ اعجوبه‌ای بود! ش
🍀 من آدم شدم! 🍀 🔹 در که فسق و فجور و فساد همه جا را فراگرفته بود، یک شب آقا ، در همان بالای شهر تهران، می‌رود. به ایشان پاکتی پُر از پول می‌دهند. 🔸 در حال رفتن به منزل در مسیر، زنی را می‌بیند که وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشاست. 🔹 آقا سید مهدی به می‌گوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلّل می‌کند و می‌گوید: وضعیت آن زن و بی‌حجابی‌اش مناسب نیست او را صدا بزنم! 🔸 خلاصه با اصرار سید و با کراهت می‌رود و او را صدا می‌زند که آن آقا سید با شما کار دارند! زن می‌آید، آقا سید مهدی از آن زن می‌پرسد: این موقع شب اینجا چه می‌کنی؟ زن می‌گوید: احتیاج دارم، مجبورم. 🔹 سید آن پاکت پُر از پول را از جیبش درمی‌آورد و به زن می‌دهد و می‌گوید: این پول، مال (ع) است، من هم نمی‌دانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا. 🔸 مدتی از این قضیه می‌گذرد؛ سید مشرف می‌شود و در آنجا زنی بسیار را می‌بیند با شوهرش ایستاده‌اند. 🔹 شوهر جلو می‌آید و دست سید را می‌بوسد و می‌گوید: زنم می‌خواهد سلامی به شما عرض کند. 🔸 زن جلو می‌آید و سلام می‌کند و می‌گوید: آقا سید؛ من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرّف شده‌ایم زیارت؛ من شدم! 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۴۱ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "