🍀 حاج #میرزا_مهدی_بروجردی در مواجهه با زائر واقعی 🍀
👈 کمی طولانی است ولی جالبه...
❇️ در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به #مکه معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشمهای حقیر ضعف پیدا کرده بود به طوری که در خواندن #قرآنهای_بزرگ محتاج بودم خم شوم و در اطاق که وارد میشدم، مردمان آن طرف را خوب تشخیص نمیدادم.
❇️ این بود که محتاج به #عینک شدم و آن زمان عینک برای جوان خیلی زشت بود و تقریباً از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۱ قمری (۳۴سال) که به مکه مشرف شدم، با عینک بودم.
❇️ یک روز در نظر دارم که عینکم خراب شده بود، در همان روز عینکی از رفقا گرفتم و گفتم تا عصر نمیتوانم بدون عینک باشم.
❇️ در مراجعت از مکه از طرف کویت به #کاظمین مشرف شدیم و چون زمستان بود بارندگی فوق العادهای شد و هوا سرد شد.
❇️ #اربعین هم نزدیک بود و ما میخواستیم که با خط آهن به #کربلا مشرف شویم، چون راه خشکی در اثر بارندگی خراب شده بود.
❇️ هرچه تلاش کردیم بلیط قطار تهیه کنیم، ممکن نشد. بالاخره یک نفر بلیط درجه چهار برای ما آورد که جای حیوانات بود.
❇️ با کمال شوق با یک نفر دیگر از رفقا داخل اطاق قطار شدیم در حالی که مبالغی سرگین و پِهِن در آنجا ریخته شده بود. دستمالی از جیب بیرون آورده و زیر خود انداخته و نشستیم.
❇️ در این حال عربها با پاهای برهنه که در آب و گل فرو رفته بود، وارد اطاق ما شدند به طوری که اطاق ما پر شد.
❇️ در این بین که قطار حرکت کرد یک حال انکساری به من دست داد، به خودم گفتم: که زوّار حقیقی #امام_حسین علیه السلام همین عربها هستند.
❇️ شخص عربی پهلوی من نشسته بود، به همان حال نشستن عربها که زانوها بلند و پاها روی زمین است، من بهطوریکه آن عرب متوجه نشود، دست بردم و مقداری از گِل که در داخل انگشتان پای او بود، به عنوان #تبرک گرفته و به چشم خود مالیدم.
❇️ تا آنکه وارد کربلا شدیم و شب گذشت. صبح که خواستم از منزل بیرون بیایم به عنوان معمولی عینک را زدم، دیدم چیزی عاریهای نظرم میآید، اعتنا نکردم و عینک را زدم.
❇️ ظهر که مراجعت کردم، دیدم چشم من دیگر محتاج به عینک نیست، لذا عینک را برداشتم و از آن زمان تاکنون که تقریباً ۱۷ سال می شود، بدون عینک زندگی میکنم و خطوط ریز را به آسانی میخوانم.
❇️ بحمدلله با اینکه سن من متجاوز از هفتاد سال است، هیچ محتاج عینک نشدم و قرآنهای ریز را به آسانی میخوانم. اشخاصی که سالهای سال بنده را با عینک دیده بودند، خیلی موجب شگفت و تعجّب آنها قرار گرفت.
📚اسلام و مستمندان، ص ۴۲۲
🔰eitaa.com/tavasolitabrizi
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/Alemin
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سوال زیبا از #علامه_جعفری
در مورد برنامهی نوجوانی خودشان...
⁉️ چطور شد به اینجا رسیدید؟
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/soada313
🔰eitaa.com/Alemin
🍀 نقل قضیه ای به نقل آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) 🍀
🔺حضرت #آیت_الله_وحید خراسانی در درس این جریان را نقل کردند:
که حاج شیخ #حبیب_الله_گلپایگانی در مشهد بودند و زمانی بیمار میشوند و در بیمارستان حبیب بستری میشوند و مریضی ایشان مقداری طول میکشد، روزی دلتنگ میشود و خطاب به #امام_رضا(ع) میگوید: من چهل سال نماز شبم را بالا سر شما خواندهام آیا رواست که عیادتی از من ننمایید؟
🔺 ناگهان حضرت در اطاق ظاهر میشوند و شاخه گلی به او میدهند و او خوب میشود و دستی که این شاخه گل را گرفته بود به بدن هر بیماری که میمالید #شفا میگرفت.
📚 العین الحُلوة، ص157
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃
✍️ ترجمه:
هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار #دنیاست او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان میگردد و در فکر همان است.
📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا #سیدمهدی_قوام (ره) مرد بسیار بزرگ و با #سعه_صدری بود؛ اعجوبهای بود! ش
🍀 من آدم شدم! 🍀
🔹 در #زمان_طاغوت که فسق و فجور و فساد همه جا را فراگرفته بود، یک شب آقا #سیدمهدی_قوام، در همان بالای شهر تهران، #منبر میرود. به ایشان پاکتی پُر از پول میدهند.
🔸 در حال رفتن به منزل در مسیر، زنی را میبیند که وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشاست.
🔹 آقا سید مهدی به #پیرمردی میگوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلّل میکند و میگوید: وضعیت آن زن و بیحجابیاش مناسب نیست او را صدا بزنم!
🔸 خلاصه با اصرار سید و با کراهت میرود و او را صدا میزند که آن آقا سید با شما کار دارند! زن میآید، آقا سید مهدی از آن زن میپرسد: این موقع شب اینجا چه میکنی؟ زن میگوید: احتیاج دارم، مجبورم.
🔹 سید آن پاکت پُر از پول را از جیبش درمیآورد و به زن میدهد و میگوید: این پول، مال #امام_حسین (ع) است، من هم نمیدانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا.
🔸 مدتی از این قضیه میگذرد؛ سید مشرف میشود #کربلا و در آنجا زنی بسیار #محجبه را میبیند با شوهرش ایستادهاند.
🔹 شوهر جلو میآید و دست سید را میبوسد و میگوید: زنم میخواهد سلامی به شما عرض کند.
🔸 زن جلو میآید و سلام میکند و میگوید: آقا سید؛ من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرّف شدهایم زیارت؛ من #آدم شدم!
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۴۱
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍂 بوی سوختنی میآید 🍂
🔹 #آیت_الله_مجتهدی (ره) نقل میکردند: روزی حاج #شیخ_جعفر_شوشتری در #مسجد_سپهسالار منبر بودند. وسط منبر فرمودند: ای مردم! بوی سوختنی میآید!
🔸 به محض شنیدن این کلام، جمعیت به هم ریخت و هر یک احتمالی دادند. بعد از دقایقی حاج شیخ جعفر همه را به سکوت فراخواند و از آنها خواست که بدون هیچ ترسی بنشینند و به سخنانش گوش دهند.
🔹 در ادامه فرمود: با خبری که اعلام کردم، همهی شما به تکاپو افتادید و هر یک احتمالی را مطرح کردید و خواستید کاری بکنید.
🔸 ای مردم! ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند و فرمودند: #قیامتی_هست! حساب و کتابی هست! #جهنمی هست! اما تکانی نخوردید!
📚 از داستانها باید آموخت، ص۸۳
✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
#عکس_کتاب
🔹 خاطراتی در مورد #آیت_الله_احمدی_میانجی
📚 بر ساحل علم و عمل
✍️ مهدی ستاری میانجی
"زندگانی عالمان"
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 نماز باران آیت الله خوانساری (ره) 🍀
🔹 در زمان عالم ربانی و مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا #سید_محمدتقی_خوانساری (ره) به جهت شدت گرما و کمبود آب در قم، #خشکسالی شد.
🔸 از ایشان خواستند که #نماز_باران بخوانند. آن بزرگوار با عدهای از مومنین در بیرون شهر، نماز باران خواندند.
🔹 عدهای از #کفار و انگلیسیها هم که در مسیر مردم را دیده بودند، پرسیدم بودند که اینها کجا میروند؟
🔸 گفته بودند: برای طلب باران از خداوند میروند. آنها خندهی #تمسخرآمیزی کرده بودند!
🔹 هنگامی که آیت الله خوانساری نماز را شروع کرده بودند، در وسط نماز، باران شدیدی گرفته بود که در میان مردم معروف است.
🔸 پس از خواندن نماز، کسی از ایشان پرسیده بود: آیا #نمیترسیدید که نماز بخوانید و باران نیاید؟
🔹 ایشان فرموده بود: «نهایتش این بود که دماغِ نَفْسَم به خاک مالیده میشد!»
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۰۳
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 ۱۰ دقیقه درباره شخصیت استثنایی و شگفتانگیز شیخ محمدتقی بهلول (ره) 🍀
🔹️ ۸۰ سال مبارزه در ایران و عراق و افغانستان و مصر
🔹️ سخنران در قضیه مسجد گوهرشاد
#شیخ_محمدتقی_بهلول
🔰 @Raz_ofoghTV
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 چشم غیببین آیت الله بهاء الدینی 🍀
🔹 در زمان جنگ تحمیلی برای شخصی خبر آوردند که پسرش شهید شده است.
🔸 آن شخص رفت خدمت حضرت #آیت_الله_بهاء_الدینی و گفت: میگویند پسرم #شهید شده است ولی من باور نمیکنم؛ یقین ندارم!
(ظاهراً مقامات رسمی هم اعلام کرده بودند که پسر او شهید شده است)
🔹 به آقا گفت: شما را به خدا، مرحمتی بفرمایید تا بفهمیم بالاخره شهید شده یا نه؟
🔸 آیت الله بهاء الدینی یک #تأملی کرد؛ سپس فرمود: در میان شهدا نمیبینمش؛ بعد از چند روز پسرش آمد.
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۳۹
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
" زندگانی عالمان "
🍀 #آیت_الله_حق_شناس رحمة الله علیه و توسل به #حضرت_معصومه سلام الله علیها 🍀 🔹 آیت الله حق شناس (ره)
🍀 عظمت مقام مرحوم میرزای قمی 🍀
🔹 عدهای از دهاتهای اطراف قم آمده بودند حرم #حضرت_معصومه سلام الله علیها و برای آمدن #باران توسل کرده بودند.
🔸 #میرزای_قمی رحمة الله علیه به خواب یکی از اولیای الهی آمده بودند و فرموده بود:
🔹 «به این مردم بگویید مسائلی مثل باران خواستن را به من بگویند، وقت حضرت (س) را نگیرند؛ شفاعت خانم برای قیامت است».
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۵۵
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
❇️ #آیت_الله_بهاء_الدینی:
🍂 از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست میکند و مانع پیشرفت معنوی انسان میشود شهرتهای بیجا و بیفایده است.
علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبانها افتادن، نشانه #ضعف_ایمان و کمبودهای #روحی فرد است.
📚 آیت بصیرت، ص۴۳.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"