eitaa logo
" زندگانی عالمان "
8هزار دنبال‌کننده
316 عکس
135 ویدیو
17 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀 حاج در مواجهه با زائر واقعی 🍀 👈 کمی طولانی است ولی جالبه... ❇️ در سال ۱۳۶۱ قمری با بعض رفقا، به معظمه مشرّف شدیم. چون تقریباً در سن بیست و پنج سالگی چشم‌های حقیر ضعف پیدا کرده بود به طوری که در خواندن محتاج بودم خم شوم و در اطاق که وارد می‌شدم، مردمان آن طرف را خوب تشخیص نمی‌دادم. ❇️ این بود که محتاج به شدم و آن زمان عینک برای جوان خیلی زشت بود و تقریباً از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۶۱ قمری (۳۴سال) که به مکه مشرف شدم، با عینک بودم. ❇️ یک روز در نظر دارم که عینکم خراب شده بود، در همان روز عینکی از رفقا گرفتم و گفتم تا عصر نمی‌توانم بدون عینک باشم. ❇️ در مراجعت از مکه از طرف کویت به مشرف شدیم و چون زمستان بود بارندگی فوق العاده‌ای شد و هوا سرد شد. ❇️ هم نزدیک بود و ما می‌خواستیم که با خط آهن به مشرف شویم، چون راه خشکی در اثر بارندگی خراب شده بود. ❇️ هرچه تلاش کردیم بلیط قطار تهیه کنیم، ممکن نشد. بالاخره یک نفر بلیط درجه چهار برای ما آورد که جای حیوانات بود. ❇️ با کمال شوق با یک نفر دیگر از رفقا داخل اطاق قطار شدیم در حالی که مبالغی سرگین و پِهِن در آنجا ریخته شده بود. دستمالی از جیب بیرون آورده و زیر خود انداخته و نشستیم. ❇️ در این حال عرب‌ها با پاهای برهنه که در آب و گل فرو رفته بود، وارد اطاق ما شدند به طوری که اطاق ما پر شد. ❇️ در این بین که قطار حرکت کرد یک حال انکساری به من دست داد، به خودم گفتم: که زوّار حقیقی علیه السلام همین عرب‌ها هستند. ❇️ شخص عربی پهلوی من نشسته بود، به همان حال نشستن عرب‌ها که زانوها بلند و پاها روی زمین است، من به‌طوری‌که آن عرب متوجه نشود، دست بردم و مقداری از گِل که در داخل انگشتان پای او بود، به عنوان گرفته و به چشم خود مالیدم. ❇️ تا آنکه وارد کربلا شدیم و شب گذشت. صبح که خواستم از منزل بیرون بیایم به عنوان معمولی عینک را زدم، دیدم چیزی عاریه‌ای نظرم می‌آید، اعتنا نکردم و عینک را زدم. ❇️ ظهر که مراجعت کردم، دیدم چشم من دیگر محتاج به عینک نیست، لذا عینک را برداشتم و از آن زمان تاکنون که تقریباً ۱۷ سال می شود، بدون عینک زندگی می‌کنم و خطوط ریز را به آسانی می‌خوانم. ❇️ بحمدلله با اینکه سن من متجاوز از هفتاد سال است، هیچ محتاج عینک نشدم و قرآن‌های ریز را به آسانی می‌خوانم. اشخاصی که سال‌های سال بنده را با عینک دیده بودند، خیلی موجب شگفت و تعجّب آنها قرار گرفت. 📚اسلام و مستمندان، ص ۴۲۲ 🔰eitaa.com/tavasolitabrizi "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/Alemin
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سوال زیبا از در مورد برنامه‌ی نوجوانی خودشان... ⁉️ چطور شد به اینجا رسیدید؟ "زندگانی عالمان" 🔰eitaa.com/soada313 🔰eitaa.com/Alemin
🍀 نقل قضیه ای به نقل آیت الله وحید خراسانی (دام ظله) 🍀 🔺حضرت خراسانی در درس این جریان را نقل کردند: که حاج شیخ در مشهد بودند و زمانی بیمار می‌شوند و در بیمارستان حبیب بستری می‌شوند و مریضی ایشان مقداری طول می‌کشد، روزی دلتنگ می‌شود و خطاب به (ع) می‌گوید: من چهل سال نماز شبم را بالا سر شما خوانده‌ام آیا رواست که عیادتی از من ننمایید؟ 🔺 ناگهان حضرت در اطاق ظاهر می‌شوند و شاخه گلی به او می‌دهند و او خوب می‌شود و دستی که این شاخه گل را گرفته بود به بدن هر بیماری که می‌مالید می‌گرفت. 📚 العین الحُلوة، ص157 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃 ✍️ ترجمه: هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان می‌گردد و در فکر همان است. 📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا #سیدمهدی_قوام (ره) مرد بسیار بزرگ و با #سعه_صدری بود؛ اعجوبه‌ای بود! ش
🍀 من آدم شدم! 🍀 🔹 در که فسق و فجور و فساد همه جا را فراگرفته بود، یک شب آقا ، در همان بالای شهر تهران، می‌رود. به ایشان پاکتی پُر از پول می‌دهند. 🔸 در حال رفتن به منزل در مسیر، زنی را می‌بیند که وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشاست. 🔹 آقا سید مهدی به می‌گوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلّل می‌کند و می‌گوید: وضعیت آن زن و بی‌حجابی‌اش مناسب نیست او را صدا بزنم! 🔸 خلاصه با اصرار سید و با کراهت می‌رود و او را صدا می‌زند که آن آقا سید با شما کار دارند! زن می‌آید، آقا سید مهدی از آن زن می‌پرسد: این موقع شب اینجا چه می‌کنی؟ زن می‌گوید: احتیاج دارم، مجبورم. 🔹 سید آن پاکت پُر از پول را از جیبش درمی‌آورد و به زن می‌دهد و می‌گوید: این پول، مال (ع) است، من هم نمی‌دانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا. 🔸 مدتی از این قضیه می‌گذرد؛ سید مشرف می‌شود و در آنجا زنی بسیار را می‌بیند با شوهرش ایستاده‌اند. 🔹 شوهر جلو می‌آید و دست سید را می‌بوسد و می‌گوید: زنم می‌خواهد سلامی به شما عرض کند. 🔸 زن جلو می‌آید و سلام می‌کند و می‌گوید: آقا سید؛ من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرّف شده‌ایم زیارت؛ من شدم! 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۴۱ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍂 بوی سوختنی می‌آید 🍂 🔹 (ره) نقل می‌کردند: روزی حاج در منبر بودند. وسط منبر فرمودند: ای مردم! بوی سوختنی می‌آید! 🔸 به محض شنیدن این کلام، جمعیت به هم ریخت و هر یک احتمالی دادند. بعد از دقایقی حاج شیخ جعفر همه را به سکوت فراخواند و از آنها خواست که بدون هیچ ترسی بنشینند و به سخنانش گوش دهند. 🔹 در ادامه فرمود: با خبری که اعلام کردم، همه‌ی شما به تکاپو افتادید و هر یک احتمالی را مطرح کردید و خواستید کاری بکنید. 🔸 ای مردم! ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند و فرمودند: ! حساب و کتابی هست! هست! اما تکانی نخوردید! 📚 از داستان‌ها باید آموخت، ص۸۳ ✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🔹 خاطراتی در مورد 📚 بر ساحل علم و عمل ✍️ مهدی ستاری میانجی "زندگانی عالمان" 🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 نماز باران آیت الله خوانساری (ره) 🍀 🔹 در زمان عالم ربانی و مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا (ره) به جهت شدت گرما و کمبود آب در قم، شد. 🔸 از ایشان خواستند که بخوانند. آن بزرگوار با عده‌ای از مومنین در بیرون شهر، نماز باران خواندند. 🔹 عده‌ای از و انگلیسی‌ها هم که در مسیر مردم را دیده بودند، پرسیدم بودند که اینها کجا می‌روند؟ 🔸 گفته بودند: برای طلب باران از خداوند می‌روند. آنها خنده‌ی کرده بودند! 🔹 هنگامی که آیت الله خوانساری نماز را شروع کرده بودند، در وسط نماز، باران شدیدی گرفته بود که در میان مردم معروف است. 🔸 پس از خواندن نماز، کسی از ایشان پرسیده بود: آیا که نماز بخوانید و باران نیاید؟ 🔹 ایشان فرموده بود: «نهایتش این بود که دماغِ نَفْسَم به خاک مالیده می‌شد!» 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۰۳ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 ۱۰ دقیقه درباره شخصیت استثنایی و شگفت‌انگیز شیخ محمدتقی بهلول (ره) 🍀 🔹️ ۸۰ سال مبارزه در ایران و عراق و افغانستان و مصر 🔹️ سخنران در قضیه مسجد گوهرشاد 🔰 @Raz_ofoghTV 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 چشم غیب‌بین آیت الله بهاء الدینی 🍀 🔹 در زمان جنگ تحمیلی برای شخصی خبر آوردند که پسرش شهید شده است. 🔸 آن شخص رفت خدمت حضرت و گفت: می‌گویند پسرم شده است ولی من باور نمی‌کنم؛ یقین ندارم! (ظاهراً مقامات رسمی هم اعلام کرده بودند که پسر او شهید شده است) 🔹 به آقا گفت: شما را به خدا، مرحمتی بفرمایید تا بفهمیم بالاخره شهید شده یا نه؟ 🔸 آیت الله بهاء الدینی یک کرد؛ سپس فرمود: در میان شهدا نمی‌بینمش؛ بعد از چند روز پسرش آمد. 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۳۹ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
" زندگانی عالمان "
🍀 #آیت_الله_حق_شناس رحمة الله علیه و توسل به #حضرت_معصومه سلام الله علیها 🍀 🔹 آیت الله حق شناس (ره)
🍀 عظمت مقام مرحوم میرزای قمی 🍀 🔹 عده‌ای از دهات‌های اطراف قم آمده بودند حرم سلام الله علیها و برای آمدن توسل کرده بودند. 🔸 رحمة الله علیه به خواب یکی از اولیای الهی آمده بودند و فرموده بود: 🔹 «به این مردم بگویید مسائلی مثل باران خواستن را به من بگویند، وقت حضرت (س) را نگیرند؛ شفاعت خانم برای قیامت است». 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۵۵ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
❇️ : 🍂 از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می‌کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می‌شود شهرت‌های بی‌جا و بی‌فایده است. علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبان‌ها افتادن، نشانه و کمبودهای فرد است. 📚 آیت بصیرت، ص۴۳. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"