eitaa logo
" زندگانی عالمان "
8هزار دنبال‌کننده
316 عکس
135 ویدیو
17 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃 ✍️ ترجمه: هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان می‌گردد و در فکر همان است. 📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا #سیدمهدی_قوام (ره) مرد بسیار بزرگ و با #سعه_صدری بود؛ اعجوبه‌ای بود! ش
🍀 من آدم شدم! 🍀 🔹 در که فسق و فجور و فساد همه جا را فراگرفته بود، یک شب آقا ، در همان بالای شهر تهران، می‌رود. به ایشان پاکتی پُر از پول می‌دهند. 🔸 در حال رفتن به منزل در مسیر، زنی را می‌بیند که وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشاست. 🔹 آقا سید مهدی به می‌گوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلّل می‌کند و می‌گوید: وضعیت آن زن و بی‌حجابی‌اش مناسب نیست او را صدا بزنم! 🔸 خلاصه با اصرار سید و با کراهت می‌رود و او را صدا می‌زند که آن آقا سید با شما کار دارند! زن می‌آید، آقا سید مهدی از آن زن می‌پرسد: این موقع شب اینجا چه می‌کنی؟ زن می‌گوید: احتیاج دارم، مجبورم. 🔹 سید آن پاکت پُر از پول را از جیبش درمی‌آورد و به زن می‌دهد و می‌گوید: این پول، مال (ع) است، من هم نمی‌دانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا. 🔸 مدتی از این قضیه می‌گذرد؛ سید مشرف می‌شود و در آنجا زنی بسیار را می‌بیند با شوهرش ایستاده‌اند. 🔹 شوهر جلو می‌آید و دست سید را می‌بوسد و می‌گوید: زنم می‌خواهد سلامی به شما عرض کند. 🔸 زن جلو می‌آید و سلام می‌کند و می‌گوید: آقا سید؛ من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرّف شده‌ایم زیارت؛ من شدم! 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۴۱ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍂 بوی سوختنی می‌آید 🍂 🔹 (ره) نقل می‌کردند: روزی حاج در منبر بودند. وسط منبر فرمودند: ای مردم! بوی سوختنی می‌آید! 🔸 به محض شنیدن این کلام، جمعیت به هم ریخت و هر یک احتمالی دادند. بعد از دقایقی حاج شیخ جعفر همه را به سکوت فراخواند و از آنها خواست که بدون هیچ ترسی بنشینند و به سخنانش گوش دهند. 🔹 در ادامه فرمود: با خبری که اعلام کردم، همه‌ی شما به تکاپو افتادید و هر یک احتمالی را مطرح کردید و خواستید کاری بکنید. 🔸 ای مردم! ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند و فرمودند: ! حساب و کتابی هست! هست! اما تکانی نخوردید! 📚 از داستان‌ها باید آموخت، ص۸۳ ✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی 🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🔹 خاطراتی در مورد 📚 بر ساحل علم و عمل ✍️ مهدی ستاری میانجی "زندگانی عالمان" 🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 نماز باران آیت الله خوانساری (ره) 🍀 🔹 در زمان عالم ربانی و مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا (ره) به جهت شدت گرما و کمبود آب در قم، شد. 🔸 از ایشان خواستند که بخوانند. آن بزرگوار با عده‌ای از مومنین در بیرون شهر، نماز باران خواندند. 🔹 عده‌ای از و انگلیسی‌ها هم که در مسیر مردم را دیده بودند، پرسیدم بودند که اینها کجا می‌روند؟ 🔸 گفته بودند: برای طلب باران از خداوند می‌روند. آنها خنده‌ی کرده بودند! 🔹 هنگامی که آیت الله خوانساری نماز را شروع کرده بودند، در وسط نماز، باران شدیدی گرفته بود که در میان مردم معروف است. 🔸 پس از خواندن نماز، کسی از ایشان پرسیده بود: آیا که نماز بخوانید و باران نیاید؟ 🔹 ایشان فرموده بود: «نهایتش این بود که دماغِ نَفْسَم به خاک مالیده می‌شد!» 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۰۳ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 ۱۰ دقیقه درباره شخصیت استثنایی و شگفت‌انگیز شیخ محمدتقی بهلول (ره) 🍀 🔹️ ۸۰ سال مبارزه در ایران و عراق و افغانستان و مصر 🔹️ سخنران در قضیه مسجد گوهرشاد 🔰 @Raz_ofoghTV 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 چشم غیب‌بین آیت الله بهاء الدینی 🍀 🔹 در زمان جنگ تحمیلی برای شخصی خبر آوردند که پسرش شهید شده است. 🔸 آن شخص رفت خدمت حضرت و گفت: می‌گویند پسرم شده است ولی من باور نمی‌کنم؛ یقین ندارم! (ظاهراً مقامات رسمی هم اعلام کرده بودند که پسر او شهید شده است) 🔹 به آقا گفت: شما را به خدا، مرحمتی بفرمایید تا بفهمیم بالاخره شهید شده یا نه؟ 🔸 آیت الله بهاء الدینی یک کرد؛ سپس فرمود: در میان شهدا نمی‌بینمش؛ بعد از چند روز پسرش آمد. 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۳۹ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
" زندگانی عالمان "
🍀 #آیت_الله_حق_شناس رحمة الله علیه و توسل به #حضرت_معصومه سلام الله علیها 🍀 🔹 آیت الله حق شناس (ره)
🍀 عظمت مقام مرحوم میرزای قمی 🍀 🔹 عده‌ای از دهات‌های اطراف قم آمده بودند حرم سلام الله علیها و برای آمدن توسل کرده بودند. 🔸 رحمة الله علیه به خواب یکی از اولیای الهی آمده بودند و فرموده بود: 🔹 «به این مردم بگویید مسائلی مثل باران خواستن را به من بگویند، وقت حضرت (س) را نگیرند؛ شفاعت خانم برای قیامت است». 📚 نکته‌ها از گفته‌ها، دفتر اول، ص۱۵۵ ✍️ گزیده‌ای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره) 🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
❇️ : 🍂 از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می‌کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می‌شود شهرت‌های بی‌جا و بی‌فایده است. علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبان‌ها افتادن، نشانه و کمبودهای فرد است. 📚 آیت بصیرت، ص۴۳. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ ملاقات با امام عصر(عج)، حجره سید علی شوشتری در مسجد سهله ☘️ 🔹️ : 🔹️ مرحوم (ره) می‌گفت: از (ره) پرسیدند که شما علیه السلام را زیارت کرده‌اید یا نه؟ در پاسخ گفت: تاکنون خیر... زمانی به من گفتند حضرت، در مسجد سهله در حجره آقا است، من در مسجد کوفه بودم دوان‌‌دوان خودم را به مسجد سهله رساندم، به‌طرف حجره آقا سید علی رفتم، مقداری مانده بود که داخل حجره شوم آقا سیدعلی گفت جلو نیا!!... و من توقف کردم. 🔹️ همهمه‌ای می‌شنیدم، بعد از مدتی آقا سید علی گفت بیا، رفتم کسی را ندیدم ولی آقا سید علی به من داد. 📚 حکایات نورانی، ص۲۷. 👈 مشاهده‌ی برخی از عناوین کانال 🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🔶 فردا (۲۹ فروردین) سالروز در گذشت آیت الله عبدالعالی سپهر استرآبادی فرزند شیخ عبدالرزاق مجتهد استرآبادی در بیست و نهم فرودین 1361 است، وی از مدرسین مدرسه عمادیه و پیشنماز مسجد گرگان بوده است. 📚 سررسیداسترآباد، نشر پیک ریحان. 🔰eitaa.com/Alemin
❇️ خدمت در مجالس عزای الحسین (ع)... 🔹️ یکی از اهل منبر نقل کرد که در تهران شخص با معنایی به نام بود که اقامه مراسم می‌کرد و من در خانه‌اش منبر می‌رفتم ایشان برای من هم نقل کرد که: 🔸 سالی در شب روضه داشتیم و دو تا جوان حاضر بودند و در جلسه می‌خندیدند؛ من ناراحت شدم و تصمیم گرفتم که آنها را توبیخ کنم ولی جلوی خودم را گرفتم و چیزی نگفتم. 🔹️ اما دیدم فردا شب آمدند و بیش از همه گریه می‌کنند! من از علت آن سؤال کردم آنها گفتند: ما در عالم خواب دیدیم حضرت اباعبدالله علیه السلام و علیه السلام تشریف آوردند و اسامی حضار در عزاداری نوشته می‌شد. 🔸 وقتی اسامی به حضرت اباعبد الله علیه السلام ارائه شد فرمودند: چرا اسم آن دو نفر جوان را ننوشتید؟ جواب دادند که آن دو نفر در روضه می‌خندیدند؛ حضرت تصدیق کردند و فرمودند: اسم آنها را جزء بنویسید چون هنگام خارج شدن چند استکان جمع کردند!! 📚 العین الحلوة (تالیف استاد سید باقر درچه‌ای)، ص۱۶۶ 👈 مشاهده‌ی برخی از عناوین کانال 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"