🍃 إذا رأيتُم العالِمَ مُحِبّاً للدّنيا، فاتَّهِمُوه على دينِكُم؛ فإنَّ كلَّ مُحِبٍّ لشيءٍ يَحوطُ ما اَحَبّ 🍃
✍️ ترجمه:
هرگاه دیدید دانشمندی دوستدار #دنیاست او را بر دین خود متهم کنید و بگویید: «تو عالم و نگهبان دین نیستی!»؛ زیرا هر که دوستدار چیزی است، پیرامون همان میگردد و در فکر همان است.
📚 منیة المرید، ص۱۳۸؛ سیمای فرزانگان، ص۱۰۷
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
" زندگانی عالمان "
🍀 بزرگواری و سعه صدر 🍀 🔹 آقا #سیدمهدی_قوام (ره) مرد بسیار بزرگ و با #سعه_صدری بود؛ اعجوبهای بود! ش
🍀 من آدم شدم! 🍀
🔹 در #زمان_طاغوت که فسق و فجور و فساد همه جا را فراگرفته بود، یک شب آقا #سیدمهدی_قوام، در همان بالای شهر تهران، #منبر میرود. به ایشان پاکتی پُر از پول میدهند.
🔸 در حال رفتن به منزل در مسیر، زنی را میبیند که وضعیت نامناسبی داشته و معلوم بوده اهل فساد و فحشاست.
🔹 آقا سید مهدی به #پیرمردی میگوید: برو آن زن را صدا کن بیاید! آن مرد تعلّل میکند و میگوید: وضعیت آن زن و بیحجابیاش مناسب نیست او را صدا بزنم!
🔸 خلاصه با اصرار سید و با کراهت میرود و او را صدا میزند که آن آقا سید با شما کار دارند! زن میآید، آقا سید مهدی از آن زن میپرسد: این موقع شب اینجا چه میکنی؟ زن میگوید: احتیاج دارم، مجبورم.
🔹 سید آن پاکت پُر از پول را از جیبش درمیآورد و به زن میدهد و میگوید: این پول، مال #امام_حسین (ع) است، من هم نمیدانم چقدر است؛ تا این پول را داری، از خانه بیرون نیا.
🔸 مدتی از این قضیه میگذرد؛ سید مشرف میشود #کربلا و در آنجا زنی بسیار #محجبه را میبیند با شوهرش ایستادهاند.
🔹 شوهر جلو میآید و دست سید را میبوسد و میگوید: زنم میخواهد سلامی به شما عرض کند.
🔸 زن جلو میآید و سلام میکند و میگوید: آقا سید؛ من همان زنی هستم که آن پاکت پول را در آن شب به من دادید؛ ایشان هم شوهر من است که با هم مشرّف شدهایم زیارت؛ من #آدم شدم!
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۴۱
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍂 بوی سوختنی میآید 🍂
🔹 #آیت_الله_مجتهدی (ره) نقل میکردند: روزی حاج #شیخ_جعفر_شوشتری در #مسجد_سپهسالار منبر بودند. وسط منبر فرمودند: ای مردم! بوی سوختنی میآید!
🔸 به محض شنیدن این کلام، جمعیت به هم ریخت و هر یک احتمالی دادند. بعد از دقایقی حاج شیخ جعفر همه را به سکوت فراخواند و از آنها خواست که بدون هیچ ترسی بنشینند و به سخنانش گوش دهند.
🔹 در ادامه فرمود: با خبری که اعلام کردم، همهی شما به تکاپو افتادید و هر یک احتمالی را مطرح کردید و خواستید کاری بکنید.
🔸 ای مردم! ۱۲۴ هزار پیامبر آمدند و فرمودند: #قیامتی_هست! حساب و کتابی هست! #جهنمی هست! اما تکانی نخوردید!
📚 از داستانها باید آموخت، ص۸۳
✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
#عکس_کتاب
🔹 خاطراتی در مورد #آیت_الله_احمدی_میانجی
📚 بر ساحل علم و عمل
✍️ مهدی ستاری میانجی
"زندگانی عالمان"
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 نماز باران آیت الله خوانساری (ره) 🍀
🔹 در زمان عالم ربانی و مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا #سید_محمدتقی_خوانساری (ره) به جهت شدت گرما و کمبود آب در قم، #خشکسالی شد.
🔸 از ایشان خواستند که #نماز_باران بخوانند. آن بزرگوار با عدهای از مومنین در بیرون شهر، نماز باران خواندند.
🔹 عدهای از #کفار و انگلیسیها هم که در مسیر مردم را دیده بودند، پرسیدم بودند که اینها کجا میروند؟
🔸 گفته بودند: برای طلب باران از خداوند میروند. آنها خندهی #تمسخرآمیزی کرده بودند!
🔹 هنگامی که آیت الله خوانساری نماز را شروع کرده بودند، در وسط نماز، باران شدیدی گرفته بود که در میان مردم معروف است.
🔸 پس از خواندن نماز، کسی از ایشان پرسیده بود: آیا #نمیترسیدید که نماز بخوانید و باران نیاید؟
🔹 ایشان فرموده بود: «نهایتش این بود که دماغِ نَفْسَم به خاک مالیده میشد!»
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۰۳
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 ۱۰ دقیقه درباره شخصیت استثنایی و شگفتانگیز شیخ محمدتقی بهلول (ره) 🍀
🔹️ ۸۰ سال مبارزه در ایران و عراق و افغانستان و مصر
🔹️ سخنران در قضیه مسجد گوهرشاد
#شیخ_محمدتقی_بهلول
🔰 @Raz_ofoghTV
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 چشم غیببین آیت الله بهاء الدینی 🍀
🔹 در زمان جنگ تحمیلی برای شخصی خبر آوردند که پسرش شهید شده است.
🔸 آن شخص رفت خدمت حضرت #آیت_الله_بهاء_الدینی و گفت: میگویند پسرم #شهید شده است ولی من باور نمیکنم؛ یقین ندارم!
(ظاهراً مقامات رسمی هم اعلام کرده بودند که پسر او شهید شده است)
🔹 به آقا گفت: شما را به خدا، مرحمتی بفرمایید تا بفهمیم بالاخره شهید شده یا نه؟
🔸 آیت الله بهاء الدینی یک #تأملی کرد؛ سپس فرمود: در میان شهدا نمیبینمش؛ بعد از چند روز پسرش آمد.
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۳۹
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
" زندگانی عالمان "
🍀 #آیت_الله_حق_شناس رحمة الله علیه و توسل به #حضرت_معصومه سلام الله علیها 🍀 🔹 آیت الله حق شناس (ره)
🍀 عظمت مقام مرحوم میرزای قمی 🍀
🔹 عدهای از دهاتهای اطراف قم آمده بودند حرم #حضرت_معصومه سلام الله علیها و برای آمدن #باران توسل کرده بودند.
🔸 #میرزای_قمی رحمة الله علیه به خواب یکی از اولیای الهی آمده بودند و فرموده بود:
🔹 «به این مردم بگویید مسائلی مثل باران خواستن را به من بگویند، وقت حضرت (س) را نگیرند؛ شفاعت خانم برای قیامت است».
📚 نکتهها از گفتهها، دفتر اول، ص۱۵۵
✍️ گزیدهای از گفتارهای استاد فاطمی نیا (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
❇️ #آیت_الله_بهاء_الدینی:
🍂 از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست میکند و مانع پیشرفت معنوی انسان میشود شهرتهای بیجا و بیفایده است.
علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبانها افتادن، نشانه #ضعف_ایمان و کمبودهای #روحی فرد است.
📚 آیت بصیرت، ص۴۳.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ ملاقات با امام عصر(عج)، حجره سید علی شوشتری در مسجد سهله ☘️
🔹️ #آیت_الله_شبیری_زنجانی:
🔹️ مرحوم #آخوند_همدانی(ره) میگفت: از #آخوند_ملاحسینقلی(ره) پرسیدند که شما #حضرت_ولیعصر علیه السلام را زیارت کردهاید یا نه؟
در پاسخ گفت: تاکنون خیر...
زمانی به من گفتند حضرت، در مسجد سهله در حجره آقا #سیدعلی_شوشتری است، من در مسجد کوفه بودم دواندوان خودم را به مسجد سهله رساندم، بهطرف حجره آقا سید علی رفتم، مقداری مانده بود که داخل حجره شوم آقا سیدعلی گفت جلو نیا!!... و من توقف کردم.
🔹️ همهمهای میشنیدم، بعد از مدتی آقا سید علی گفت بیا، رفتم کسی را ندیدم ولی آقا سید علی به من #وعده داد.
📚 حکایات نورانی، ص۲۷.
👈 مشاهدهی برخی از عناوین کانال
🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🔶 فردا (۲۹ فروردین) سالروز در گذشت آیت الله عبدالعالی سپهر استرآبادی فرزند شیخ عبدالرزاق مجتهد استرآبادی در بیست و نهم فرودین 1361 است، وی از مدرسین مدرسه عمادیه و پیشنماز مسجد #گلشن گرگان بوده است.
📚 سررسیداسترآباد، نشر پیک ریحان.
🔰eitaa.com/Alemin
❇️ خدمت در مجالس عزای #اباعبدالله الحسین (ع)...
🔹️ یکی از اهل منبر نقل کرد که در تهران شخص با معنایی به نام #اسماعیل_اربابی بود که اقامه مراسم #روضه میکرد و من در خانهاش منبر میرفتم ایشان برای من هم نقل کرد که: 🔸 سالی در شب #تاسوعا روضه داشتیم و دو تا جوان حاضر بودند و در جلسه میخندیدند؛ من ناراحت شدم و تصمیم گرفتم که آنها را توبیخ کنم ولی جلوی خودم را گرفتم و چیزی نگفتم.
🔹️ اما دیدم فردا شب آمدند و بیش از همه گریه میکنند! من از علت آن سؤال کردم آنها گفتند: ما در عالم خواب دیدیم حضرت اباعبدالله علیه السلام و #حضرت_عباس علیه السلام تشریف آوردند و اسامی حضار در عزاداری نوشته میشد.
🔸 وقتی اسامی به حضرت اباعبد الله علیه السلام ارائه شد فرمودند: چرا اسم آن دو نفر جوان را ننوشتید؟ جواب دادند که آن دو نفر در روضه میخندیدند؛ حضرت تصدیق کردند و فرمودند: اسم آنها را جزء #خدمتکاران بنویسید چون هنگام خارج شدن چند استکان جمع کردند!!
📚 العین الحلوة (تالیف استاد سید باقر درچهای)، ص۱۶۶
👈 مشاهدهی برخی از عناوین کانال
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"