eitaa logo
" زندگانی عالمان "
8هزار دنبال‌کننده
316 عکس
135 ویدیو
17 فایل
《 ‌‌‌﷽ 》 ‌ #سیره_رفتاری و #گفتاری عالمان شیعه، در ابعاد مختلف تعاملات خود، نکات کمتر دیده شده.. ✔️ و درس زندگی.. مطالب ۴ روز اول هفته: @Movatteoon313 مدیریت و ۳ روز آخر هفته:‌ @MahdiAqayari "لطفا مطالب را با لینک منتشر کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
☘️ قضیه خواب میرزای نائینی(ره) از عالم برزخ استادشان سید محمد فشارکی(ره) ☘️ ... 🔹️ و دیگر، مدیون به محل بودم که طلب او را نداده بودم، از طرف حق متعال به من الهام شد که به‌طور قطع و یقین مطلع شدم که هر دو موضوع را حق متعال نمود و من با کمال راحتی تسلیم شدم و جان به جان‌ آفرین دادم. 🔹️ جنازه من را که می‌بردند که به قبر بسپارند همان قصاب طلبکار آمد به ، و زیر جنازه من رفت و گفت من این آقا را بری الذمّه کردم. مرحوم میرزای نائینی در عالم بیداری نزد قصاب طلبکار می‌آید و به او می‌گوید که شما از استاد ما مرحوم فشارکی طلبکار بوده‌اید؟ 🔹️ می‌گوید آری!! مقداری از ایشان طلب داشتم ولی موقعی که جنازه ایشان را می‌بردند من تشییع ایشان رفتم و مقداری زیر جنازه را گرفتم و همان وقت ایشان را برئ الذمه نمودم... ❇️ این خواب یک از عالم غیب است که انسان را متوجه به عالم دیگری می‌نماید؛ آقای آسیدعباس، آقازاده مرحوم فشارکی نیز خواب را تأیید کردند و زوائد هم داشت که لازم الذکر نیست. 📚 سرّ دلبران، ص۳۸ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘ خاطره ای عجیب از استاد قرائتی ☘ 🔹️ چند وقت پيش يك ‏اى دست من رسيد كه آقاى قرائتى حق حيات به گردن من دارى. به اين دليل.. زنى هستم ازدواج كردم. شوهر من معتاد شد، بچه‏ دار شدم. 🔹️ وضع داخلى ‏مان چنين و چنان، به قدرى به من فشار آورد كه تصميم گرفتم كنم. مادرشوهرم و بچه‏ ها را از خانه بيرون كردم! يك طنابى هم آويزان كردم، ديدم ديگر خسته شدم. 🔹️ بعد تا رفتم خودم را به طناب آويزان كنم گفتم: بروم را روشن كنم صدايش را هم بلند كنم، كه يك صدايى در اتاق باشد كه اگر خِرخِر كردم، صداى خِرخِر مرا مثلًا كسى نفهمد. 🔹️ مى ‏گفت: تا تلويزيون را باز كردم، ديدم تو مى ‏گويى: و اما خودكشى!! حالا من اين بحث ‏ها را چند ماه قبل پر مى‏ كنم. تا وقتى پخش شود. مى‏ گفت: گوش دادم، و استغفر الله ربى و اتوب اليه! گفتم. گفتم: خدايا چشم مى ‏كنم. 🔹️ رفتم طناب را باز كردم. بعد هم شوهرم از آزاد شد و وضع من چنين و چنان شد و اصلًا زندگى ‏ام زير و رو شد و خوب شدم! ببين اين دست من كه نيست، اين هيچ ربطى به سواد و نمى ‏دانم بيان و هيچ، هيچ، هيچ، خود خدا! خود خدا اين كار را مى ‏كند. 📚برنامه درس هایی از قرآن 87/12/22 🔰 @hadithedoost 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ خواجه نصیرالدّین طوسی(ره) و مردی که وی را کلب بن کلب خوانده بود!! ☘️ ✍ابن شاکر کتبی در فوات الوفیات: 🔹️ و مِمّا وُقفَ له علیه أنّ ورقةً حضَرَتْ إلیهِ مِن شخصٍ، مِن جملةِ ما فيها: یا بن کلب، فکانَ الجوابُ: أمّا قَولُه یا کَذا فلیسَ بصحیحٍ ،لِأنّ الکلبَ مِنْ ذواتِ الأربعِ، و هو نابحٌ طویل الأظفار، و أمّا فمُنتَصبُ القامةِ بادي البشرة،‌ عریضُ الأظفار ناطقٌ ضاحکٌ، فهذه الفصول و الخواصّ غیرُ تِلک الفصول و الخواص، و أطالَ في نقضِ کلِّ ما قالَه... هکذا رَدَّ علیه طویَّةٍ و تأنِّ غیرِ مُنزَعجٍ ،و لم یَقُلْ في الجوابِ کلمةً قبیحةً. 🔹️ ترجمه: از جمله مطالبی که مربوط به است این است که، ورقه‌ای از شخصی، به سوی او آمد و از جمله مطالبی که در آن نوشته شده بود این بود که: ای کلب بن کلب (کلب یعنی سگ!) و جواب خواجه چنین بود: امّا قول او که فلانی چنین است [کلب بن کلب] صحیح نیست؛ زیرا از چارپایان است و او عوعو کننده و دارای چنگالی دراز است، امّا من دارای قامتی راست و پوستی آشکار و دارای ناخنی پهن و ناطق و خندانم و این فصلها و خواصّ غیر از آن فصلها و خواصّ سگ است. و در نقضِ هرآنچه آن مرد گفته بود به درازا سخن گفت. و این چنین با حُسن سیرت و تأنّی و بدون ناراحتی جواب وی را بداد و در جوابش اصلاً سخنی نگفت!! 📚 فوات الوفیات ،ابن شاکر الکتبی ،تحقیق الدّکتور احسان عبّاس ،ج۳،ص ۲۴۸ 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ قضیه علامه سید ابوالحسن حافظیان(ره) و مرتاض هندی ☘️ 🔹️ آیت الله عبدالقائم شوشتری: 🔹️ علامه سید ابوالحسن حافظیان می‌فرمودند: در یکی از شهرهای به قصد ملاقات عارفی از عارفان هندو رفته بودند. پسرجوان میزبان همراه ایشان بوده؛ وقتی به محل ملاقات آن هندو رسیدند به محض وارد شدن در آنجا، آن هندو دستی به بدن آن جوان زده بود و در واقع ایشان را مانند مرده‌ای بر روی زمین انداخته بود!! 🔹 مرحوم حافظیان می‌فرمودند: من عمدا اعتنایی نکردم، پرسیدم: شما بالاترین قدرتتان همین است؟ میتوانید ایشان را بدون لمس کنید؟ گفت: نه باید حتما لمس کنیم. گفتم: ولی بنده بدون لمس کردن زنده‌اش می کنم، همان جا رو به قبله نشستم و از متعال خواستم که زنده شود و ذکری راهم گفتم، بلافاصله پسر زود بلند شد آمد و نزد ما نشست! 🔹️ آن هندو پرسید: شمافلان ریاضت را کشیده‌اید؟ من گفتم : نخیر ما های شما را باطل میدانیم. شما با قدرت منفی شیطانی کار می کنید ولی قدرت ما رحمانیست و آن این است که ما معتقدیم که: ✔️ هرکس شبانه روز گناه را ترک کند و واجبات را انجام دهد و تمام این کارها باشد می تواند این کارها را انجام دهد. 📚مظهر وصف خدا ص۹۸. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان
☘️ خدمت آیت الله شیخ عبدالکریم(ره) به استادشان سید محمد فشارکی(ره) ☘️ 🔹️ آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری(ره): 🔹️ مرحوم والد، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) می‌فرمود: من در ناخوشی سیّد استاد (یعنی ) برای پرستاری ایشان شب‌ها نزدش می‌خوابیدم، و چون فرزندان ایشان کوچک بودند خود متکفل لگن بردن و آوردن بودم، تا ایشان فوت شدند و تا موقعی که در بودم خدمت خانه ایشان را بر عهده داشتم و از بیرون نان و گوشت و لوازم برای اهل منزل می‌خریدم و می‌آوردم. 🔹️ در همان مواقع، ایشان را خواب دیدم که در دالان منزل خود بودند، دستشان را بوسیدم و گفتم آقا در چیست؟ فرمودند در و توجه به من. 📚 کتاب سرّ دلبران، ص۳۹. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
❇️ سید بحرالعلوم(ره)؛ ملازم امیرالمؤمنین(ع) 🔹️ مرحوم آقاي برادر علامه طباطبايي، يك شاگردي داشته كه با ارواح گذشتگان مي توانسته ارتباط برقرار كند. اگر كسي مايل بوده ارتباط برقرار كند برايش راه باز بوده و با برزخيان مي توانسته ارتباط برقرار كند. اين بزرگوار مي گفته: با همۀ علما توانستم ارتباط برقرار كنم غير از ! گفته بودند: چرا با سيد نمي تواني؟ 🔹️ گفته بود: براي اينكه او در آن عالم جزء ملازمان ركاب اميرالمومنين(علیه السلام)است و كسي دستش به عظمت امام علي(علیه السلام) نمي رسد. 🔹️ سيد بحر العلوم يك لحظه از حضرت امام علی (علیه السلام) جدا نمي شودو هميشه ملازم مولي الموحدين، امير المومنين(علیه السلام)است. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
❇️ علامه حلی وبوسه بر خاك پای علیه‌السلام 🔹️ علامه حلی از رجال برجسته وعلمای بزرگوار شیعه، كسی‌ست كه درباره‌اش نوشتند: «در حالی كه كودك بود، بدرجه رسید ومردم منتظر بودند كه بتكلیف برسد تا از او تقلید نمایند». 🔹️ علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده بسوی كربلا راه می‌افتاد تا فضیلت امام حسین علیه‌السلام را در شب جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله بكربلا، به‌ محضر نورانی امام عصر عجل الله فرجه می‌رسند، اما، حضرت را نمی‌شناسند. 🔹️ در طول مسیر، از دست علامه بزمین می‌افتد. امام زمان ارواحنافداه خم می‌شوند، عصای علامه را برمی‌دارند وبدست ایشان می‌دهند. در همین هنگام سؤالی در ذهن علامه القا می‌شود واز محضر امام روحی فداه می‌پرسد: - آیا در این عصر و زمان كه ، می‌توان حضرت صاحب الامر عجل الله فرجه الشریف را دید یا نه؟ 🔹️ حضرت در پاسخ علامه می‌فرمایند: - چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید وحال آن كه دست او هم اكنون در دست توست؟! بمحض اینكه علامه این پاسخ را می‌شنود، بی‌اختیار خود را بزمین می‌اندازد تا پای مبارك حضرت را ببوسد كه در این هنگام از كثرت شوق مدهوش می‌شود. 📚 قصص العلماء ، ص۱۲۳. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ ملاقات با امام عصر(عج)، حجره سید علی شوشتری در مسجد سهله ☘️ 🔹️ آیت الله شبیری زنجانی: 🔹️ مرحوم (ره) می‌گفت: از (ره) پرسیدند که شما حضرت ولیعصر علیه السلام را زیارت کرده‌اید یا نه؟ در پاسخ گفت: تاکنون خیر... زمانی به من گفتند حضرت، در در حجره است، من در مسجد کوفه بودم دوان‌ دوان خودم را به مسجد سهله رساندم، به‌طرف حجره آقا سید علی رفتم، مقداری مانده بود که داخل حجره شوم آقا سیدعلی گفت جلو نیا!!... و من توقف کردم. 🔹️ همهمه‌ای می‌شنیدم، بعد از مدتی آقا سید علی گفت بیا، رفتم کسی را ندیدم ولی آقا سید علی بمن داد. 📚 حکایات نورانی، ص۲۷. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ رشد علمی برخی افراد در برزخ ☘️ 👤 یکی از شاگردان آیت الله بهاءالدینی(ره): 🔹️ سالیان بسیاری بود که در درس آقا حاضر می‌شدم و شرکت‌کنندگان در درس را می‌شناختم، یکی از شاگردان معظم‌له که فردی به درس و مطالعه و انسانی متقی بود، اما استعداد شایان توجهی نداشت از دنیا رفت... 🔹️ مدت‌ها گذشت، روزی در محضر پیر خردمند و روشن‌ضمیر بودیم که صحبت از آن شخص به میان آمد ناگاه آقا فرمودند فلانی در برزخ چنان رشد علمی کرده‌! و حرف‌هایی می‌زند که اگر در حیاتش برای او گفته می‌شد نمی‌فهمید!! درباره موضوعی در باب طهارت با ما بحث کرد و نظر ما را تغییر داد.. 📚 آیت بصیرت، ص۵۳. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ سید علی شوشتری(ره) استاد شیخ انصاری(ره) در اخلاق، و شیخ انصاری استاد ایشان در فقه و اصول بود! ☘️ ❇️ آیت الله شبیری زنجانی: 🔹️ مرحوم آخوند همدانی با واسطه از آخوند ، نقل می‌کرد که ایشان می‌گفت: من متوجه شدم که هفته‌ای یک ساعت به منزلی می‌رود؛ این مسئله توجه مرا جلب کرد! و با خود گفتم این موضوع نباید بی‌حساب باشد. حتماً نکته‌ای در آن هست. 🔹️ آن منزل، منزل آقا سید علی(شاگرد شیخ در فقه و اصول) بود. می‌گوید به بهانه استخاره در زدم؛ گفتم استخاره می‌خواهم. آقا سید علی فرمود بگویید وارد شود، داخل شدم دیدم آقا سید علی موعظه می‌کند شیخ هم مشغول گوش دادن به وعظ اوست... 🔹️ جلسه که تمام شد آقا سید علی بلند شد و شیخ را بدرقه کرد، من خیلی مجذوب آن صحبت‌ها شدم. از آقاسید علی خواستم اجازه دهد من هم شرکت کنم. ایشان فرمود: آقا رئیس هستند، فرصتی ندارند وقتشان خیلی محدود است، شما هر وقت بیایید مانعی نیست. 🔹️ آخوند ملاحسینقلی می‌گفت؛ خدمت آقا سید علی رفتم دیدم اصحاب خاصی دارد... و بدین ترتیب ملا حسینقلی به آقا متصل می‌شوند. 📚 حکایات نورانی، ص۲۱. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
☘️ آیة الله بهاءالدینی(ره) ☘️ 🔹️ از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می‌کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می‌شود، شهرت‌های بی‌جا و بی‌فایده است. 🔹️ علاقه به معروفیت و شوق بر سر زبان‌ها افتادن، نشانه ایمان و کمبودهای روحی فرد است. 📚 آیت بصیرت، ص۴۳. زندگانی عالمان | عضو شوید👇 🔰eitaa.com/Alemin
☘️ نقل خاطراتی از میرزا فخرالدین جزائری ☘️ ✍ توسّل به علیه السلام 🔹️ حاج میرزا فخرالدین فرزند است که از علمای درجه اول تهران بود. او شاگرد حاج شیخ عبدالکریم حائری و در تحلیل مسائل اجتماعی خیلی قوی بود. 🔹️ مرحوم حاج نقل می‌کرد: یک وقت ناراحتی چشم پیدا کردم. پیش دکتر امین الملک (که زمانی وزیر بهداری بود) رفتم. وی متخصّص چشم و اوّلین چشم پزشک تهران بود و بعداً به دکتر مرزبان لقب پیدا کرد. 🔹️ دکتر امین الملک چشمم را عمل کرد. حاج میرزا فخرالدین می‌گفت: من از حاج آقا جمال اصفهانی (برادر حاج آقا نورالله و آقا نجفی اصفهانی) شنیده بودم که خواندن این ابیات برای توسّل خیلی مؤثر است: ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس از محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم دست من مسکین گیر از بهر خدا عباس 🔹️ در میان معروف است که این تأثیر فوق العاده‌ای دارد اگر چه از نظر شعری ارزش چندانی ندارد. این شعر را خواندم و خوابیدم. در خواب به من گفتند که به «حاج شیخ» هم متوسّل شوید. «حاج شیخ» در اصطلاح ما به حاج (مؤسس حوزه) اطلاق می شد. از خواب بیدار شدم و ای برای آقای حاج شیخ خواندم و دوباره خوابیدم. 🔹️ در دیدم: در دریا افتاده‌ام و درحال غرق شدن هستم. شخصی بیرون آب بود. به من فرمود: دستت را به من بده و اشاره کرد و مرا نجات داد. از او پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: عباس! 🔹️ این واقعه همان شبی واقع شد که من چشمم را عمل کردم. فردا دکتر امین الملک چشمم را معاینه کرد و گفت: آقا سیّد، معجزه کردی؟! گفتم چطور؟ گفت: آن چشمی که من دیده بودم و عمل کردم، چشم نبود. چه اتفاقی افتاده؟ گفتم: بله، معجزه شده است و ماجرای توسّلم به حضرت اباالفضل علیه السلام را برایش نقل کردم. ... 📚 جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۵۷۵. 🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"