مرا نمی توان شناخت!
بهتراز آن که توشناخته ای!
"چشمان طُ"
که ماهردو درآن ها به خواب فرو می رویم
به روشنایی های انسانی من سرنوشتی زیباتراز
شب های جهان می بخشند
"چشمان طُ"
که درآن ها درسیروسفر می پردازم به جان
جاده ها،احساسی بیگانه از زمین می بخشند
"چشمانت"
که تنهایی بی پایان مارا می نمایانند
آن نیستندکه خود می پنداشتند
تورانمی توان شناخت!
بهتراز آن که من شناخته ام!
هدایت شده از Off
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست بدنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت
منت نکش از غیر و پر و بالِ خودت باش
‹ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَكَ ›
خدایا من را از کسانی قرار ده که وقتی
صدایشان میزنی پاسخت را میدهند.
زندگی جیره مختصری است
مثل یک فنجان چای وکنارش عشق است
مثل یک حبه قند........
"زندگی را با عشق نوش جان باید کرد"