بسیجی بود و عاشق وطن. جز وفاداری و خدمت به مردمش کار دیگری نمیدانست. این را از پدر یاد گرفته بود؛ رزمندهای که بیشتر سالهای عمرش را در جبهه دفاعمقدس گذرانیده است. شجاعتش را هم از مادر داشت؛ از یک شیرزن لر. برای همین جوانی بود غیرتمند که همسالانش به او غبطه میخوردند. برای سیدروحالله دفاع از ناموس و دین مهمتر از جان بود و همین هم عامل شهادتش شد. او ۱۲آبانماه برای خاموش کردن آتش فتنه عدهای آشوبگر و لاابالی به محل حادثه رفت. رفت تا به مردم بیدفاع کمک کند، اما خودش در محاصره گرگهای گرسنه قرار گرفت. به جرم مردمدوستی، او را به باد کتک گرفتند با هر چه در دست داشتند؛ یکی سنگ به سر و صورتش زد و دیگری چاقو به جانش فروکرد. چند نفری هم با پنجه بوکس و چوب بر سرش کوبیدند. روحالله مظلومانه به شهادت رسید و نامش بهعنوان شهید مدافع امنیت جاودانه شد.
روحالله ۲۰بهمن سال۱۳۷۴ به دنیا آمد. فرزند آخر خانواده بود و نورچشمی مادر. مادر وابستگی زیادی به او داشت؛ شاید به این دلیل که تهتغاریها جور دیگری هستند برای پدر و مادرها. خواهرش میگوید: «یک بار نشد اخمی در صورتش ببینم؛ از بس که مهربان و دادرس بود؛ آرام و سر به زیر. گل بود؛ گل سرسبد فامیل.» گریه امانش نمیدهد. تنها خواستهاش این است که انتقام برادرش گرفته شود. دیگری از اقوام سر حرف را باز میکند و از روحالله میگوید: «شهید، مردمدار بود. کافی بود متوجه شود کسی گرهای بهکار دارد و حال دلش خوب نیست. میشد همدم و همرازش. تا مشکل او را برطرف نمیکرد، آرام نمیشد. فرقی هم نمیکرد دوست باشد یا فامیل یا همسایه.» اما پدر، به رسم مهماننوازی جلوی درگاهی در ایستاده و به مهمانها خوشامد میگوید. سکوت و بغضی که راه گلویش را بسته هزاران حرف برای گفتن دارد. شرایط مناسبی برای گفتوگو و اینکه از پسرش بخواهد بگوید، نیست. با این حال به آرزوی روحالله برای شهید شدن اشاره میکند: «روحالله از ۱۲سالگی عضو بسیج شد. نیروی بسیج پایگاه ۴۱۷شهدای کمالشهر بود. از خدمت کردن به مردم لذت میبرد. در بحبوحه حمله داعش به سوریه از من خواست رضایت دهم که برود. خودم پروندهاش را پر کردم.» پدر هیچوقت مانع رفتن روحالله نشد؛ چون معتقد بود خون او رنگینتر از دیگر جوانانی که از کشور و دین دفاع میکنند، نیست. بعد هم ادامه میدهد: «۳۰ماه در جبهه بودم. نوجوانهای زیادی را دیدم که برای دفاع از کشور آماده بودند. مخالفتی با فعالیتهای روحالله نداشتم.»
یکی از دوستانش تعریف میکند: «گویا خانمی در شلوغی اغتشاشگرها گیر افتاده بوده و روحالله به او کمک میکند و او را از مهلکه نجات میدهد، اما ناگهان پایش به چیزی میخورد و روی زمین میافتد. آشوبگرها هم دورهاش میکنند.» گرگها سیدخدا را محاصره کردند و هرکس با هر وسیلهای که در دست داشت ناجوانمردانه غیظ خود را خالی کرد؛ یکی با چوب و دیگری با سنگ؛ یکی پنجه بوکس و دیگری چاقو؛ عدهای هم با لگد میزدند و یک نفر هم که لباس قرمز بر تن داشت با پا روی سینه او ایستاده بود و بالا و پایین میپرید. لباس روحالله در تنش پاره شد و او را وحشیانه روی زمین کشیدند. یکی با لگد به سر و صورت او کوبید و دست آخر رذلی چاقو بهدست، چاقو را چندبار درکمرش فرو کرد. روحالله غرق در خون روی زمین افتاد. چشمهایش را بست. شهادت را دوست داشت. چقدر دلش میخواست به سوریه برود که مقدر نشد، اما حالا به آرزویی که میخواست، رسیده بود. دوست دیگر روحالله تعریف میکند: «وقتی روحالله را سوار آمبولانس کردیم، ماشین غرق خون شده بود. نفسش بالا نمیآمد و از شدت درد بهخود میپیچید. درد قفسه سینه و ضربههایی که به سرش خورده بود، بیتابش کرده بود. حرف دردناکی است اما میگویم چاقو را که از کمرش بیرون کشیدند، تکهای از گوشت تنش هم بیرون آمد. وقتی میخواستیم او را به بیمارستان ببریم اغتشاشگران جلوی آمبولانس را گرفته بودند و اجازه حرکت نمیدادند. شرایط بدی بود. در بیمارستان با اینکه پزشکان نهایت سعی خود را کردند، اما روحالله به شهادت رسید.» به روایت شاهدان عینی ماجرا، بالغ بر ۲۰نفر به جان یک نفر افتاده بودند؛ آن هم وحشیانه. به گناه نکرده کتکش زدند. مادر میگوید: «پسرم را داعشیها کشتند؛ داعشیهای داخلی.» او از مسئولان میخواهد با آشوبگران برخورد قاطع شود تا دیگر مادری مثل او داغدار جوانش نشود.
1_869775969.mp3
3.03M
▪️دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَي ابنِ زِيادٍ▪️
🔖منبر کوتاه🔖
#استاد_عالی
💠وقتی که عقیله بنی هاشم #حضرت_زینب سلام الله علیها وارد قصر ابن زیاد شد واکنش میرزای بزرگ شیرازی 💠
🔻شيخ مفيد ره در ارشاد مينويسد: دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَي ابنِ زِيادٍ وَ عليها اَرْذَلُ ثِيابِها وَ هِيَ مُتَنَکِّرَةٌ [هنگامي که زينب به مجلس پسر زياد در آمد پستترين جامه را پوشيده بود و به طور ناشناس وارد شد.] 😭
🔻 در منتخب طريحي و مقتل ابی مخنف است که: وَ کانَتْ تَتَخَفَّي بَيْنَ النِّساءِ وَ هِيَ تَسْتُرُ وَجْهَها بِکُمِّها لِاَنَّ قِناعَها اُخِذَ مِنْه . [خود را در ميان زنان مخفي ميکرد و صورت خود را با آستين ميپوشانيد چون مقنعه اش را از او گرفته و ربوده بودند.] 😭
#حضرت_زینب_کبری سلام الله علیها
🔻عفت زینب کبری سلام الله علیها
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️﷽▪️
#به_تو_از_دور_سلام 🤚
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ #أَوْلِيَائِهِ فِي رَجَبٍ
🏴در روز رحلت عقیله بنی هاشم؛ حضرت زینب کبری سلام الله علیها به نیابت از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
زیارت می نماییم حضرت را با #زیارت_رجبیه 🤲
Hekayat Ome Davod (1).mp3
10.1M
🔘 این دعا درهای آسمان را باز می کند.
▫️#حکایت فوق العاده شنیدنی دعای امّ داوود👌
📚 بحارالأنوار ج۹۵، ص۳۹۷.