حاجي هرچي داشت از نماز بود. نمازي که با عشق واشک چشم آغشته شده بود. شب قبل از عمليات همچون شب قدر بود. تمام حرکات بچه ها بوي عبادت مي دادو بي اختيار همديگر را در آغوش مي کشيدند واز هم قول شفاعت مي گرفتند.
زمزمه ها همه بوي پرواز مي داد.در کوله بار آنها اثري از گناه نبود. حاج رضا آن شب به روي سجاده نشسته بود وقرآن تلاوت مي کرد وتفسير آيه ها، با اشک چشمش جاري بود. چقدر نوراني شده بود انگار اورا در نور شسته بودند. همه مي دانستند که حاجي بزودي شهيد مي شود وتولد او براي شهادت است.
به طرف چادر پرسنلي رفتم، بچه ها در آنجا جمع وغرق گفتگو بودند. همگي آرزو داشتيم يک نماز جماعت پشت سر حاجي بخوانيم. اما هر بار حاجي بهانه مي آورد وطفره مي رفت. بارها اين چنين ازدست بچه ها فرار کرده بود.
اما امشب بچه ها مصمم بودند که با يک نقشه بر حاجي پيروز شوند و حاجي بهترين طراح عمليات جنگي بود وبچه ها بهترين فاتحان خاکريز و ملائکه شب، نظاره گر اين که چه خواهد شد.
شهيد حسني معاون گروهان گفت: بچه ها بريم به حاجي بگوئيم اگر امشب با ما نماز جماعت نخواند او را حلال نمي کنيم. شهيد عليزاده فرمانده گروهان به جاي حاجي پاسخ داد وگفت: اين که درست نيست! همگي غافل بوديم که حاجي نيز در حال سرکشي به چادر ها آمده وپشت چادر پرسنلي ايستاده وبه گفتگوي بچه ها گوش مي دهد.
شهيد وحدتي مسئول پرسنلي گردان گفت: به حاجي بگوئيم که ما فردا شهيد مي شويم اما شهادت ما با خواندن نماز پشت سر شما امضا مي شود و شهيد تکلو معاون گردان حرف اورا قطع کرد وگفت: حاجي مايل است بسيجيان تا ابد زنده باشند و با لبخندي که بر روي لبان حاجي نقش بسته بود معلوم بود جواب حاجي هم بايد مشابه آن باشد.
شهيد فريدوني فرمانده گروهان که به خاطر حالت عرفاني ومعنويش بچه ها او را رباني صدا مي کردند ساکت نشسته بود وبه سخنان آنها گوش مي داد سکوت را شکست وگفت: من راضي نبودم که حاجي خودش به اينجا بيايد. بچه ها همه مشتاق شنيدن شدند و خود حاجي هم متعجب از اين که برنامه چيست.
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
حاجي هرچي داشت از نماز بود. نمازي که با عشق واشک چشم آغشته شده بود. شب قبل از عمليات همچون شب قدر بو
شهيد فريدوني ادامه داد حاجي خيلي به فاطمه زهرا علاقه دارد هرجا ذکري از حضرت زهرا باشد حاجي هم هست. پس من خودم مي خونم. شماهم با صداي بلند يا زهرا بگوئيد وسپس شروع به مداحي کرد. نام حضرت زهرا (س) خيلي زود اشک بچه ها را جاري کرد. هرکس در گوشه اي به سجده رفته بود وبا خود زمزمه مي کرد.
کم کم صداي ناله ها بلند تر مي شد وبا زمزمه در هم مي پيچيد. حاجي با چفيه اش جلو دهانش را گرفته بود تا صداي گريه اش به گوش بچه ها نرسد. مداحي به آنجا رسيدکه((فاطمه جان در وسط کوچه تورا مي زدند / کاش به جاي تو مرا مي زدند)) ديگر حاجي نتوانست خود را نگه دارد پاهاي اوسست شد وبه روي زانو افتاد صداي گريه اش بلند شد حاجي خود را به طرف در چادر کشيد وگوشه چادر را بالا زد وبا صداي گرفته گفت: بچه ها بسه ديگه مگه مي خواهيد حاجي را بکشيد. باشد قبول کردم با هم نماز جماعت مي خوانيم. بچه ها که باورشان نمي شد حاجي به اين زودي قبول کند خودشان را بر روي حاجي انداختند واورا غرق بوسه نمودند وبا اشک چشم خود صورت اورا شستند. همگي وضو داشتند. پس حاجي در جلو ايستاد وصف نماز جماعت تشکيل شد.
نماز شروع شد، نمازي که بچه ها رابهشتي کرد. حاجي حمد وسوره را مي خواندوبچه ها گريه مي کردند. وقتي که حاجي به سجده رفت ديگر صداي گريه همه بلند بود وسجاده ها تر، ذکر سجده، گريه شده بود.
حاجي با تمام توان نماز را ادامه مي داد شايد اگر ادامه نماز نبود بچه ها ساعت ها در سجده گريه مي کردند. ملائکه نيز منتظر بودند تا اين نماز عاشقانه را به آسمان ببرند.
شايد اينجا خداوند بارديگر به ملائکه يادآوري کرد ((تبارک الله في احسن الخالقين)) نماز تمام شده بود ولي گريه بچه ها هنوز ادامه داشت. حاجي روبه بچه ها کرد وگفت: انشاالله خداوند قبول کند. آخرش شما برنده شديد آن هم به خاطر اينکه اذان اين نماز يا زهرا (س) بود.
فرداي آن روز جزيره مجنون در زير گام هاي سردار نماز ويارانش آرام گرفت و دشمن زمين گير شد. حاجي آرام و قرار نداشت و براي پرواز لحظه شماري مي کرد. از وجودش نور مي باريد و از آتش سلاحش خشم الهي، تا اينکه دست تقدير صفحه زيبايي رقم زد و تيري بر پيشاني او بوسه زد.
انگار جزيره مجنون تشنه خون حاجي بود تا سيراب شود. جوي خون از پيشانيش جاري بود و روحش در پرواز.
راوي: مهدي رحيمي مهروان - همرزم شهيد
مداحی آنلاین - هوا هوای بی قراری - مهدی رسولی.mp3
6.06M
🍃هوا هوای بی قراری
🍃شبا شبای سوگواری
🎤 مهدی_رسولی
#احساسی
#سلام_بر محرم
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله 💔
#من_ماسک_میزنم
⭕️محرّم غریب نماند!
♦️بانصب بیرق و کتیبه عزا درب منزل یا آپارتمان، اجازه ندیم امسال #محرم غریب بماند!
🔹اگر هر خانه فقط یک بیرق عزا نصب کند، به راحتی یک شهر، سیاهپوش عزای پسر حضرت زهرا(س) میشود...
#هر_خانه_یک_حسینیه
#ما_ملت_امام_حسینیم
اهتزار #پرچم_عزای_امام_حسین(ع) در سفارت سابق آمریکا
🔹در آستانه ماه محرم پرچم عزای سالار شهیدان در سازمان بسیج دانشجویی (سفارت سابق آمریکا) به اهتزاز درآمد.
راهنمای زائر اربعین, [Aug 19, 2020 at 01:21]
📌#ستاد_راهنمای_زائر شما را به زیارت امام حسین علیه السلام در شب اول ماه محرم الحرام دعوت می کند.
💚خادمین سادات آستان قدس حسینی در شب اول محرم به نیابت از ثبت نام کنندگان، #زیارت نیابتی به جا می آورند.
🕧 تنها تا ساعت ۶ بعد از ظهر روز پنجشنبه ۳۰ مرداد فرصت ثبت نام دارید.
🍃اسامی ثبت شده، تحویل خادمین سادات حرم امام حسین (ع) می شود تا زیارت به نیابت انجام شود.
علاوه بر اسامی خودتان، می توانید نام اموات را هم ثبت کنید.
#نشر_دهید
#التماس_دعا
👇👇👇
https://imamhussain.org/persian/enaba/
https://t.me/RahnamaZaer/2636
🌸 #ویژه_بانوان🌸
حواستون هست که امسال چراغ روضه آقا رو
باید شما زنها روشن کنید؟
اگه سالهای قبل مردها میوندار بودند
اگه مردها دست به جیب میشدند
اگه مردها سینه میزدند و زنجیر و .....
حواستون هست امسال چراغ روضه خونگی باید
روشن بمونه؟
اگه سالهای قبل خیلی هم مهم نمیدونستیم که
توی خونه پارچه مشکی بزنیم چون مدام در هیئت بودیم و اونجا رو مشکی پوش کرده بودیم امسال باید خونههامونو مشکی پوش کنیم.
باید به بچه هامون یاد بدیم که دلمون حسینیه است.
هر شب یه ساعتی رو مشخص کنید و روضه خونگی با بچه هاتون بخونید.
چای بذارید
چایی رو بچرخونید تو خونه😔
امسال سال صفر هست. سالی که هیچ سال قبلی مثل اون نیست و هیچ سال دیگهای هم مثلش نمیاد.
امسال میون دار روضه شما خانمها هستید
هر شب یه قصه از غصههای کربلا برای بچههاتون بگید...
شک نکنید که امسال از عنایت ویژهی حضرت زهرا سلامالله بهرمندیم ... چون حضرت مادر هرجایی که روضهی حسینجانش غریبانه برپا بشه ،، سراسیمه خودشون رو میرسونند 😭😭
التماسدعا🙏
پیکر #شهید_علی_محمد_قنبری پس از۳۴ سال شناسایی شد
ــــــــــــــــــ🕊🖤ـــــــــــــــــــ
بهرام دوستپرست نماینده کمیته جستجوی مفقودین استان همدان صبح امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به شناسایی پیکر پاسدار وظیفه مفقودالجسد «شهید علی محمد قنبری اظهار داشت: پیکر مطهر این شهید چندی پیش در جریان تفحص پیکرهای مطهر شهدا توسط کمیته جست و جوی مفقودین کشف و به میهن اسلامی بازگشت .
وی افزود: شهید علیمحمد قنبري جمعی لشکر32 انصارالحسین(ع) بود که در ۲۱شهریور۱۳۶۵ به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و در جزیره مجنون به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
نماینده کمیته جست وجوی مفقودین گفت: خبر بازگشت و شناسایی پیکر مطهر این شهید صبح امروز با حضور جمعی از مسئولان به خانواده این شهید عزیز اطلاع داده شد.
دوست پرست درباره جزییات مراسمات این شهید بیان کرد: از آنجا که خانواده این شهید ساکن نهاوند هستند تصمیم نهایی برای برگزاری مراسمات وی ازطریق ستاد تجلیل ازشهدای شهرستان نهاوند اعلام میشود.
10.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 السلام علیک یا اباعبدالله
🔰 کشف پیکر مطهر یک شهید درمحور فکه با پیراهن مشکی و در آستانه ماه محرم الحرام
امروز ۳۰ مرداد ۹۹