eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
18.9هزار عکس
9.1هزار ویدیو
239 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ا ﷽‌ ا✨ جوانان انقلابی ؛ یاران مهدی عج مراقبت‌های معنوی 👇👇 تلاوت قرآن و ذکر هدیه به شهدای روز درماه شعبان 👈 مناجات شعبانیه درماه رمضان 👈 دعای افتتاح و ابوحمزه ثمالی ✅ مرور ویژگیهای جوانان انقلابی و مطالبات حضرت آقا از جوانان
شهید کامیاب کیست؟ سید محمدرضا کامیاب در مرداد ۱۳۲۹ در روستای نوده گناباد در خانواده‌ای کشاورز و روحانی متولد شد، وی در ۱۳ سالگی وارد حوزه علمیه گناباد و پس از گذشت ۲ سال برای ادامه تحصیل به‌مشهد مهاجرت کرد.
زلزله سال ۴۷ در منطقه فردوس و کاخک طلبه‌ها و روحانیون زیادی را برای کمک به‌این منطقه می‌کشاند و همین موضوع فتح باب آشنایی سید محمدرضای ۱۸ ساله با مقام معظم رهبری و آغاز مبارزات سیاسی وی می‌شود. آشنایی با رهبر معظم انقلاب زمینه آشنایی و همکاری وی با شهید عبدالکریم هاشمی‌نژاد و آیت‌الله واعظ طبسی را هم فراهم می‌کند و به‌این ترتیب، هسته ۴ نفری روحانیان انقلابی مشهد در آن زمان تکمیل و شروعی برای فعالیت‌ها و سخنرانی‌های روشنگر شهید کامیاب می‌شود.
یکی از ویژگی‌های بارز و مشهور شهید کامیاب، منبر‌های پرشور و حرارت وی بود، شهید در فضای امنیتیِ پراختناقی که ساواک در آن زمان ایجاد کرده بود، بدون هیچ ترس و واهمه‌ای بر منبر می‌رفت و از مظلومیت اسلام و تشیع صحبت می‌کرد، وی در این منبر‌ها به‌افشاگری درباره رژیم پهلوی و ظلمی‌که در آن زمان به‌مردم می‌شد نیز می‌پرداخت، این ویژگی سبب شده بود که وی شناسایی شود و در کانون توجه قرار بگیرد، شهیدکامیاب علاوه بر مشهد در شهر‌های مختلف ایران مانند فریمان، تربت جام، بیرجند، آزادشهر، گنبد، بوشهر، یزد و کرمان، قزوین و بندرعباس نیز سخنرانی می‌کرد. سخنرانی‌های شهید کامیاب در همه شهر‌ها سبب روشنگری و پیوستن توده‌های مردم به‌کاروان مبارزه ضدرژیم می‌شود، حسین کامیاب اعتقاد دارد، این اثر در دو شهر آزادشهر و کرمان پررنگ‌تر و شاخص‌تر است.
شهید کامیاب در سال ۵۶ برای روشنگری اذهان مردم به‌شهر کرمان رفت، با سخنان آتشین و سراسر مستدل و محکم خود، کرمان را به‌کانون هیجان و مبارزه تبدیل کرد، او توانست هزاران تن را در مسجد کرمان گرد آورد و برای آن‌ها سخنرانی کند و سبب رعب و وحشت رژیم سفاک پهلوی شود. از این رو ساواک کرمان که دچار رعب و وحشت شده بود، در‌های مسجد را می‌بندد و مسجد را به‌آتش می‌کشد و به‌سوی مردم تیر‌اندازی می‌کند (که در آنجا مردم شعار " مرگ بر شاه " و " درود بر خمینی " سر داده و شعار می‌دهند: " مسجد کرمان را؛ کتاب قرآن را؛ شاه به آتش کشید") از سوی دیگر مأموران ساواک در صدد دستگیری شهید کامیاب برمی‌آیند. اما شهید کامیاب با هوشیاری، خود را به‌شهر یزد می‌رساند، با استقبال شهید بزرگوار آیت‌الله صدوقی مواجه می‌شود.
آشنایی حاج قاسم سلیمانی با شهید کامیاب تاثیر منبر‌های روشنگر شهید کامیاب در کرمان، اما به‌اینجا ختم نمی‌شود، همین سه سال پیش در مراسم سی و چهارمین سالگرد شهید کامیاب در مشهد بود که حجت‌الاسلام شیرازی، نماینده، ولی فقیه در سپاه قدس گفت: حاج قاسم سلیمانی دو سال قبل از پیروزی انقلاب با شهید کامیاب که در ماه‌های رمضان برای تبلیغ به‌کرمان می‌آمد، آشنا شد و پای منبر‌های این شهید به‌انقلابیون پیوست.
شهید کامیاب بعد از پیروزی انقلاب مدتی در دایره عقیدتی- سیاسی لشکر ۷۷ خراسان به‌امور مختلف رسیدگی می‌کند، وی همچنین در قسمت تحصیلات و ارزشیابی کمیته هم به‌فعالیت می‌پردازد، اما به‌یقین می‌توان ادعا کرد، مهم‌ترین مسؤولیت وی همکاری در تاسیس حزب جمهوری اسلامی در مشهد است، چراکه در آن زمان، گروه‌های انحرافی زیادی وجود داشتند که در صدد تغییر مسیر انقلاب بودند و شهید «کامیاب» و شهید «هاشمی‌نژاد» سعی می‌کنند با فعالیت در این حزب جلوی این انحرافات را بگیرند.
شهید کامیاب معتقد بود، اگر در مجلس شورای اسلامی افرادی مکتبی، سازش‌ناپذیر، متقی، فداکار، متفکر، مبارز و آگاه به‌مسائل سیاسی روز و در یک کلام در خط امام باشند، تحقق آرمان‌ها و اهداف شایسته یک نظام انقلابی و اسلامی امکان‌پذیر است، بنابر همین اعتقاد و پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت چند تن از نمایندگان مشهد مانند شهید دیالمه، شهیدصادقی و شهیداسدالله‌زاده در هفتم تیرماه ۱۳۶۰، با پیشنهاد شهید هاشمی‌نژاد، در انتخابات میان‌دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه مشهد شرکت می‌کند، حضوری که با استقبال گرم مردم مشهد روبه‌رو می‌شود و از میان ۳۸۸ هزار رای ماخوذه صحیح، با کسب قریب به ۲۹۴ هزار رای، یعنی حدود ۷۶درصد آرا، به‌عنوان نماینده مردم مشهد انتخاب می‌شود که این درصد بالا، از ابتدای انقلاب تاکنون در خراسان رضوی بی‌نظیر بوده است.
روز ۸ مرداد، یعنی ۶ روز بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی، مصادف با ۲۷ رمضان ۱۴۰۲ قمری، ساعت ۱۱ ظهر شهید کامیاب که قرار است، ساعت ۱۲ خود را به‌فرودگاه برساند، از دفتر حزب جمهوری به‌سمت منزل حرکت می‌کند، همزمان با حرکت خودرو موتورسواری با دو سرنشین وی را تعقیب و در تقاطع خیابان راه‌آهن و خواجه ربیع (تقاطع راه آهن) زمانی که سرعت ماشین کم می‌شود، دو گلوله به‌کتف و جمجمه وی شلیک می‌کنند.
(برادر ارشد شهید): گاهی که من به مشهد می‌رفتم تا از ایشان که در مشهد طلبه بود خبری بگیرم، حتی نان نداشتند که بخورند و می‌گفتند: «راهی که من می‌روم، راه امام‌زمان (عج) است و هیچ‌گونه برگشتی ندارد و اگر در خیابان هم بخوابم، بازهم این راه را ادامه می‌دهم». بالاخره چندسالی درس خواندند و بزرگ شدند.   از اول مستقل بودند. یک شب رفتم به مدرسه آن‌ها، دیدم هفت هشت نفر باهم هستند. وضعیت مدرسه آن‌قدر از نظر بهداشتی خراب بود که من شب آمدم بیرون. ایشان گفتند چرا آمدید بیرون؟ گفتم اینجا رطوبت دارد. گفت آدم بخواهد روحانی باشد، باید این‌طور باشد. گفتم پس چرا دوستانت می‌روند بیرون؟ گفت: «آن‌ها یک‌طور زندگی می‌کنند، ما هم یک‌طور.» الان هم مسئولان باید ساده زندگی کنند تا مردم از آن‌ها حمایت کنند. فکر مادیات نباشند و فکر استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی باشند.
همسر شهید:  حجت‌الاسلام شهیدکامیاب، ساده زندگی می‌کرد، اما عمیق فکر می‌کرد. برای غذا همیشه توصیه می‌کرد که یک نوع غذا بپزم. همیشه به من می‌گفت: «من حاضرم شما یک نوع غذا سر سفره بگذاری و بقیه وقت خود را صرف مطالعه کتاب کنی». اگر احیانا دو نوع غذا بر سر سفره بود، از غذای دوم نمی‌خوردند و می‌گفتند یکی کافی است. وقتی مهمان داشتیم و بچه‌ها نمی‌گذاشتند به کار‌ها برسم، همیشه با روی خوش می‌آمدند و به من کمک می‌کردند و بچه‌های کوچک را نگه می‌داشتند و همیشه حامی من بودند. در آخرین دیدارم وقتی آقای کامیاب دعای شب۲۷ ماه مبارک رمضان را خواند، دیدم کتاب‌های دیگری را از کتابخانه برداشت و ساعتی مطالعه کرد. وقتی از او پرسیدم چرا شما یک ساعت درباره یک آیه می‌خوانید و فکر می‌کنید، جواب داد: «انسان باید همه نکته‌ها را درباره یک آیه بداند. انسان باید مطالعه کند، بخواند و مطلب را تحلیل کند تا بتواند آن را برای دیگران نیز بشکافد و روشن کند.» درست است که تحمل این فقدان سخت است، اما راه شهیدان راهی است که خدا به بهترین‌هایش، نشان می‌دهد. در همه مراحل زندگی‌ام حضور شهیدکامیاب را درکنار خود و فرزندانم احساس می‌کنم و همین به من آرامش می‌دهد