eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
18.9هزار عکس
9.1هزار ویدیو
240 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
🎥 فیلمی از تشییع جنازه کودک شیعی از اهالی مدینه منوره که توسط یک وهابی سربریده شد. زکریا الجابر بخاط
حاج شیخ کاظم عمری از علمای شیعی مدینه منوره بر سر جنازه این کودک شهید مصیبت علی اصغر را خواند و خطاب به نمازگزاران گفت: «خداوند درباره این مصیبت بزرگ اجر عظیمی به شما بدهد. این کودک بیگناهی که سرش مظلومانه بریده شده است ما را به یاد طفل شش ماهه امام حسین علیه السلام یعنی حضرت علی اصغر علیه السلام می اندازد. امام حسین علیه السلام کودک شیرخواره خود را به میدان جنگ آورد. سر این کودک شش ماهه نیز لب تشنه گوش تا گوش بریده شد و دشمنان قطره آبی به وی ندادند. امام حسین علیه السلام به آنها می گفت ای قوم این کودک جنایتی را مرتکب نشده است.   این کودک را ببرید و آبش دهید اما حرمله ملعون وی را با تیری سه شعبه به شهادت رساند و سرش را گوش تاگوش برید اما این کودک شش ساله دومین قربانی حرمله است. این کودک زکریا است که قربانی حرمله دیگری شد. این جنایتکار این کودک بیگناه را سر برید در حالی که این کودک نیز جرمی را مرتکب نشده بود خداوند باری تعالی این کودک را نیز با کودک امام حسین محشور فرماید انا لله و انا الیه راجعون . »
دفن کودک شیعه در قبرستان بقیع این رسانه در ادامه آورد: وهابی ها در ابتدا اجازه تشییع و خاکسپاری این کودک شهید شیعه را در قبرستان بقیع نمی دادند اما سرانجام این کودک در بقیع در جوار ائمه(ع) به خاک سپرده شد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺نشسته غرق تماشاے شیعیان خودش 🌹کسے نیامده جز او سر قرار خودش💔 🌺چه انتظار عجیبے است ، اینکه شب تا صبح😭 🌹کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش😭💔 ❤️تعجیل در #ظهــور ۳صلوات❤️ @modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ #السلام_علیک_یا_امین_الله_فی_ارضه السلام علیک یا امیرالمؤمنین    آخرین شب ماه رجب ✳️✳️✳️✳️✳️ در روایات آمده است که ماه رجب ماه امیرالمؤمنین(ع) است.  ماه شعبان ماه نبی اکرم(ص) است  و ماه رمضان هم ماه خداست.  این تقسیم برای این است که ما برای ورود به وادی نبی اکرم(ص)، باید از وادی ولایت امیرالمؤمنین(ع) گذر کنیم فرمودند: أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْجَنَّةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا.   رزق آخر ماه رجب يك چيز بيشتر نيست و رجبيون يك عده بيشتر نيستند.   ✳️ رجببون کساني هستند که رزقشان در ماه رجب محبت اميرالمومنين(ع) است (حبه ايمان و بغضه کفر).  اگر کسي در اين ماه رجب يك تجلي از اميرالمومنين به قلبش بشود و يك محبتي از اميرالمومنين در قلبش بيايد، آن شخص جزء رجبيون مي‌شود، يعني به اندازه‌اي که رزق محبت اميرالمومنين در ماه رجب دريافت کرده باشد ، از رجبیون است . اگر از رجبيون شد حالا از باب اميرالمومنين وارد خانه نبي اکرم(ص) و ماه شعبان مي‌شود.  ماه شعبان به احترام نبي اکرم(ص) پوشيده از رحمت و رضوان است (حففته منک بالرحمة و الرضوان).  هر كه وارد آن ماه شد وارد رضوان الله مي‌شود؛ ولي از مدخل اميرالمومنين(ع) است. استاد میرباقری    #هرشب_ساعت_هشت_یک_نکته
#حساب_کتاب 🌧 خداحافظ آسمانِ رجب ... آنقدر بی صدا باریدی و تطهیرمان کردی؛ که خودمان هم، سابقه ی خرابمان، فراموشمان شد! ✨آنقدر دامنت را برای پروازمان باز کردی؛ که زخمی بالانی چو ما نیز، جرأت بال زدن یافتیم! دیگر سفره ات آهسته آهسته جمع می شود .... و ما دوباره دلمان برای نوای "یامن أرجوا" برای "سبحان الله و أتوب إلیه" و برای عاشقانه ترین ترانه ی "لااله الا الله" تنگ می شود! ✨آمدی، تطهیرمان کردی، تا در نیمه ی شعبان، برای زیباترین جشنِ زمین، آماده شویم.... آمدی تطهیرمان کردی، تا زیر سایه ی تنها باقیمانده ی خدا، آشتی کنانی راه بیندازیم و در ضیافت رمضان، غریبگی نکنیم! دست مریزاد بر آسمان تـــو.... که ندیده خرید، و چشم بسته بارید.... ☀️خداحافظ آسمانِ رجب... برای دیدنِ دوباره ات، باز منتظر می مانیم!
﷽  سلام علیکم  سی و پنجمین روز از🌷چله دوازدهم🌷  تلاوت☀️ زیارت امین الله☀️  به نیابت از  بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف امام خمینی (ره) همه شهدا و ❣️ شهید علی ماهانی❣️  #هدیه می کنیم  محضر نورانی  ☀️ امیرالمؤمنین علیه السلام☀️ 🌹🌹🌹🌹  تلاوت ☀️زیارت آل یاسین☀️ و عرض سلام و ارادت خدمت ☀️امام زمان علیه السلام ☀️ #به_آرزوی_شهادت  اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ 
شهیدی که منشی امیرالمومنین شد! ❣روایت مادر❣  شبی موقع خواب گفتم: خدایا! علی من کجاست؟ خیلی دلم شکسته بود. داغ سه جوان بر دلم بود، شب خواب دیدم کنار نهر آب زلالی نشسته و کبوتری را به دست گرفته. گفتم: مادر جان، علی، این جا چه کار می کنی؟ خندید و با خوشحالی گفت: مادر من منشی امیرالمومنین شده‌ام. من هم همیشه به او که در ذهن و قلب من است می گویم: علی جان، اسم مرا هم بنویس. شاید به آبرو و بزرگی مقام تو، آن امام همام شفاعتم کند. 👇👇👇👇 روایتی دیگر چند سال پیش همسرم یک دوستی داشت بنام خانم سبحانی اهل تهران دانشجوی دانشگاه شهید باهنر کرمان .یک روز اومد خانه ما گفت دیشب خواب عجیبی دیدم  بعد رو کرد به من گفت شما شهید علی ماهانی رو میشناسید من گفتم نه زیاد ولی اسمشو شنیدم ، گفت دیشب خواب دیدم که یکی به من گفت میخواهی بهشت ببینی منم گفتم کجاست؟ جایی را نشانم داد من رفتم و رفتم تا رسیدم به یک در وقتی وارد شدم دیدم یک نفرپشت میز نشسته است گفتم تو کی هستی گفت من منشی امیر المومنینم(ع) اینجا باید اسمتو بنویسی!  تا من برم از حضرت علی (ع)اجازه بگیرم گفتم تو مگر کی هستی که منشی امیر المومنین(ع) شدی گفت من شهید علی ماهانی هستم از شهدای کرمان!
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
شهیدی که منشی امیرالمومنین شد! ❣روایت مادر❣  شبی موقع خواب گفتم: خدایا! علی من کجاست؟ خیلی دلم شک
شهید علی ماهانی در سال 1336 درشهر کرمان بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را با موفقیت در این شهر به پایان برد.علی رغم قبولی در دانشگاه ، به خدمت سربازی رفت تا مبارزه علیه حکومت پهلوی را از درون ارتش آغاز کند. اقدامات انقلابی و ضد رژیم او در پادگان محل خدمت (کازرون) باعث شد تا توسط ساواک دستگیرو زندانی شود.او ماهها تحت شکنجه های دژخیمان شاه قرار داشت ولی هرگز لب از لب باز نکرد  تا جایی که از طرف دادگاه نظامی محکوم به اعدام شده بود. شروع جنگ عراق با ایران برگ دیگری از جانفشانی های او برای نگهداری انقلاب بود . او با رها در عملیاتهای گوناگون مجروح ونقص عضو شد.اما همواره زندگی زیر آتش دشمن برای او شیرین تر بود . عملیات والفجر 3 در سال 1362 آخرین حضور این دلاور در میدانهای نبرد بود .علی آقا در این عملیات با شگفت انگیزترین مفهوم ایثار و از خود گذشتگی به شهادت می رسد و بقایای پیکر این سردار عارف بعد از گذشت 15 سال به خانه اش کرمان باز گردانده می شود
علی آقا از نوجوانی، با همه بچّه‌های هم سن و سال خودش فرق می‌کرد. ما نفهمیدیم او چه وقت قرآن را یاد گرفت. فقط روزی دیدم چند نفر از بچه‌های محله را جمع کرده و به خانه آورده .گفتم: علی آقا، با این بچّه‌ها چه کار داری؟ گفت: می‌خواهم به این‌ها قرآن یاد بدهم. از همان بچّگی،‌ از این که می دید بچّه‌ها بیهوده میان کوچه و بازار راه افتاده‌اند، ناراحت می‌شد. عده‌ای هم از این که می‌دیدند علی آقا بچّه‌ها را به نماز و روزه دعوت می‌کند، ناراحت می‌شدند. علی آقا، تا روزی که به شهادت رسید، بزرگتر از سن و سال خودش فکر می‌کرد. یادم می‌آید در همان دوران کودکی که بچه‌ها را به خواندن قرآن دعوت می‌کرد،‌ بعد از کلاس، چند نفر از کسانی که نمی‌خواستند علی آقا بچّه‌ها را تعلیم بدهد، در حالی که با چوب به پیت می‌کوبیدند، می‌گفتند: شیخ علی آمد… شیخ علی آمد…. آنها نمی دانستند که آرزوی قلبی این جوان این بود که روزی شیخ شود. ما به جز مهر و محبت از او چیزی ندیدیم؟ خدا شاهد است نه به خاطر این که بچّۀ من است، اما باید بگویم او نمونۀ واقعی شیعه‌ی علی بود