الحقنی بالصالحین«یرتجی»
چله بیست و یکم 🌟 💫 رزمایش محمدی صلی الله علیه وآله مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف 💫🌟 #مر
سلام علیکم 💐
نوزدهمین روز از ✨چله بیست و یکم ✨ سر سفره شهید سرفراز 🌷سید احمد علی نبوی 🌷هستیم
در روستای کوچکی به نام “چاشم” از توابع “مهدیشهر سمنان”، در خانوادهای متدین و زحمتکش، کودکی دیده به جهان گشود که او را “احمد” نام نهادند. پدرش مردی باتقوا، متعهد و آگاه و از مقلدان حضرت امام خمینی(س) بود. احمد تحصیلات دوره ابتدایی را در روستای خود به، پایان رساند و مدتی نیز در مکتبخانه به تحصیل علوم دینی پرداخت. اما مکتبخانه زادگاهش را پاسخگوی ظرفیت ذهن خود ندانست؛ از این رو، برای ادامه تحصیل و فراگیری علوم دینی، در سال ۱۳۴۲ به حوزه علمیه امام صادق(علیه السلام) رفت. در سال ۱۳۴۳ بار سفر به قم بست و به حوزه علمیه قم هجرت کرد. احمد با تلاش و مجاهدت و علاقه فراوان به فراگیری علوم دینی پرداخت و تا سطح خارج ۱ و ۲ به تحصیل ادامه داد.
“حجتالاسلام نبوی” فعالیتهای سیاسی خود را پیش از ورود به شهر مقدس قم و حوزه علمیه که مرکز فعالیتهای سیاسی و مذهبی بر ضد رژیم شاه بود، شروع کرد. او قبل از ورود به حوزه علمیه، با شخصیت حضرت امام خمینی(س) آشنا شد؛ از این رو، با ورود به قم و حوزه، خود را درگیر مسائل سیاسی کرد. سیداحمد پس از تبعید حضرت امام خمینی(س) به عنوان طلبهای جوان و پرشور، اعلامیههای ایشان را از قم به طلبههای سمنان میرساند. در قم، همزمان با تحصیل دروس حوزوی، فعالیتهای سیاسی خود را گسترش و پس از هر بار آزادی، مصممتر از پیش، به فعالیتش ادامه داد.
حجتالاسلام نبوی، از سال ۱۳۵۲ در روستاهای اطراف زادگاه خود برای جوانان، کلاسهای قرآن و نهجالبلاغه تشکیل داد و همراه با تدریس، به روشنگری جوانان و افشاگری رژیم پرداخت.
در سال ۱۳۵۲، ساواک به مدرسه فیضیه یورش برد و تعدادی از طلبهها را شهید و عدهای را نیز دستگیر کرد؛ اما سیداحمد با تیزهوشی از معرکه گریخت. ساواک که او را خوب میشناخت، به تعقیبش پرداخت. از آن پس، او مخفیانه به فعالیت خود ادامه میداد.عوامل ساواک بارها با به کار بردن شگردها و حقههای مختلف، برای دستگیریاش به خانواده او و اطرافیان او سر میزدند؛ اما موفق نمیشدند. همسرش در اینباره میگوید: “ماموران ساواک که در تعقیب سید بودند، با بهانههای گوناگون به منزل ما میآمدند تا بتوانند او را دستگیر کنند؛ اما سید با زیرکی تمام از چنگشان فرار میکرد.
حجتالاسلام نبوی، پس از ماهها فعالیت مخفی و فرار از این شهر به آن شهر، در سال ۱۳۵۴ در تهران دستگیر شد و مدت ۳ ماه در “زندان کمیته”، تحت سختترین شکنجهها قرار گرفت. پس از آن سید را به زندان “اوین” منتقل کردند. همزمان با اوجگیری انقلاب اسلامی، به همراه دیگر زندانیان سیاسی، از زندان آزاد شد. پس از آزادی از زندان، به رغم وجود آثار شکنجه، با شوری انقلابی، به مبارزهاش علیه رژیم ستمشاهی ادامه داد و همدوش با مردم مسلمان و انقلابی، در صحنههای مختلف انقلاب حضور یافت و تا پیروزی انقلاب اسلامی، لحظهای از پا ننشست. حجتالاسلام نبوی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی، خود را بی هیچ توقعی و بدون شائبه ریا و ریاست، وقف خدمت به انقلاب کرد. هر جا به او نیاز داشتند، مشتاقانه وارد عمل شد
حجتالاسلام نبوی در سال ۱۳۶۱ به فرماندهی سپاه پاسداران “قم” منصوب شد و از شهر کرد به قم رفت، و به ساماندهی و سازماندهی تشکیلات سپاه پاسداران قم همت گماشت و با فعالیتهای شبانهروزی و خستگیناپذیر، خود، تحولی عظیم در سپاه قم پدید آورد. یکی از همکارانش در قم، درباره اقدامهای او میگوید: “در قم دایره کار سید خیلی وسیع بود. به همین خاطر، صبح اول وقت به سپاه میآمد و آخر شب به منزل میرفت.
و بعد فرهنگی و نظامی سپاه توجه خاص داشت. در کنار این کارها و مسؤولیتهای سنگین، به مشکلات رفاهی پاسداران نیز رسیدگی میکرد؛ در حالی که خودش در یک خانه محقر و بسیار ساده زندگی میکرد، اما در طول اقامتش در سپاه قم، مشکل مسکن تعداد زیادی از برادران پاسدار را حل و آنان را صاحب خانه کرد.
“حجتالاسلام نبوی در سال ۱۳۶۲ به عنوان فرمانده ناحیه سپاه “شهر ری” بر گزیده شد و تحولاتی درخشان و چشمگیر در تشکیلات سپاه و بسیج این ناحیه پدید آورد. سپاه پاسداران شهر ری را از پایگاه به ناحیه تبدیل کرد و برای توسعه سپاه، زمینی را با پیگیری زیاد، از شهرداری تحویل گرفته و ساختمان جدید سپاه شهرری را احداث کرد.
او فردی متدین، باتقوا، آگاه به زمان، وارسته از دنیا و وابسته به حق بود. به سپاه و پاسداران، از جان و دل، عشق و ارادت میورزید. او عاشق، مرید و فدایی حضرت امام خمینی(س) بود و اوامرش را مطاع میدانست. به مردم، با مهر و علاقه خدمت میکرد و دوستدار آنان بود. مردم زادگاهش نیز به او علاقه داشتند؛ به طوریکه در زمان رژیم شاه، یک بار ساواک برای دستگیری او به زادگاهش هجوم برد و عدهای از مردم را مورد ضرب و شتم قرار داد؛ ولی آنان سید را تحویل ساواک ندادند. او با خانواده شهدا، با تکریم و احترام برخورد میکرد. به محرومان همواره توجه داشت. با مردم زادگاهش، رابطه مهرآمیز و با عطوفتی داشت؛ به طوریکه شهادتش، چنان تحولی در آنان پدید آورد که در نخستین روزهای پس از آن ۱۲ نفر از جوانان آنجا راهی جبهه شدند، که چند نفر از آنان به فوز شهادت نائل آمدند.
شهید نبوی چندین نوبت راهی مناطق عملیاتی و جبهه ها شد. و سرانجام این فرمانده دلاور و نترس در منطقه فاو درعملیات والفجر 8 در روز پنج شنبه 24 بهمن ماه 1364 روی اروندرود مورد اصابت ترکش توپ قرار می گیرد و به فیض شهادت می رسد.
پیکر پاک شهید در28 بهمن ماه سال64 و در اجتماع باشکوه مردم قم تشییع و در گلزار شهدا شیخان این شهر به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه شهید سید احمدعلی نبوی چاشمی:
شهید نبوی در سخنرانی ها و جلسات متعدد برای مقابله با مشکلات تأکید می کرد که باید دست و پنجه نرم کنیم و با سختی ها و کمبود امکانات مبارزه کنیم و همواره سفارش می کرد :
« به فرمایشات امام و رهبری انقلاب اسلامی گوش کنید؛ دست از امام برندارید، همیشه با انقلاب اسلامی باشید، پشتیبان اسلام ناب محمدی باشید.»
4380702_250.mp3
1M
🎙 دعای هفتم صحیفه سجادیه؛ توصیه رهبرمعظم انقلاب برای دفع بلا