الحقنی بالصالحین«یرتجی»
مراقبت های چله بیست و سوم 👇👇👇 💫🌟هدیه اعمال خیرمان از طرف شهید روز به بقیه الله الاعظم عج 🌟💫 ✅ 1
سلام علیکم💐
شانزدهمين روز از چله 🌟 بیست و سوم🌟 مهمان سفره شهید 🌷 مصطفی نبی لو 🌷 هستیم.
شهیدی که دوست داشت #زمینه_ساز_ظهور لقب بگیرد❗️
#کلام_شهید
#به_مانگویید_مدافعان_حرم
#مازمینه_ساز_ظهوریم❣️
خواهر شهید نبیلو از آخرین سخنان شهید چنین میگوید:
عاشق جبهه و جنگ بود. آخرین بار که همدیگر را شب تولد مسعود در خانه خواهرم دیدیم به من گفت: «به ما نگویید مدافعان حرم☝️. چون جنگ سوریه و عراق که تمام شود به ما میگویند حالا که حرمی در خطر نیست. حالا اینها چه کار میکنند؟ما مدافعان حرم نیستیم. ما زمینهساز ظهور هستیم✅ ما تا ظهور آقا #امام_زمان(عج) به مبارزه ادامه میدهیم. حالا میخواهد سوریه و عراق باشد و یا جنگ با خود اسرائیل در فلسطین اشغالی باشد هر جا ندای مظلومی بلند شود ما آنجاییم✌️. هر جا که برای زمینه سازی ظهور آقا احتیاجی به ما باشد ما آنجاییم. پس از همین حالا یاد بگیرید فقط نگویید مدافعان حرم. چون شکر خدا امروز حرمها در امنیت است. ما زمینه ساز ظهوریم. این را به همه بگو👌🌸»
مصطفی نبیلو سال 1345 متولد شد. دوران جوانیاش که همزمان با روزهای دفاع مقدس و دفع تهاجمات رژیم بعث عراق علیه ایران بود، او را که جوانی انقلابی و تربیتیافته مکتب دین و اسلام بود، به جبهههای دفاع مقدس کشاند. در همین ایام چندین بار مجروح شد. در یکی از این مجروح شدنها فکش به شدت آسیب دید تا جایی مدتها به سختی غذا میخورد و مجبور بودند غذا را با نی به او بدهند.
نبی لو در سال 69 با «رقیه ایاسه» ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو دختر به نامهای «طیبه» و «سعیده» و یک پسر به نام «میثم» است.
او که در کمیته امداد امام خمینی (ره) مشغول به کار شد، به واسطه انتقال محل کار از تهران به قم مهاجرت کرد و 12 سال در جوار حرم حضرت معصومه (س) در شهرک پردیسان ساکن شد.
با شروع جنگ در سوریه داوطلب رفتن به جبهه شد. این شور و اشتیاق برای دفاع از حرم آل الله پس از شهادت خواهرزادهاش شهید «مسعود عسکری» دوچندان شد، تا اینکه توانست پس از 9 ماه انتطار به عنوان نیروی فنی ـ مهندسی عازم جبهه سوریه شد. او در اولین اعزامش به سوریه در دومین روز از این سفر از ناحیه شکم به شدت مجروح شد و تا هفت ماه تحت مداوا بود که او را از حضور در میدانهای جنگ بازداشت.
همسر شهید نبیلو در نوشتهای تعریف کرده است: هر دو نفر ما خادم حرم حضرت معصومه (سلامالله علیها) بودیم. دفعه آخر که برای خداحافظی رفتیم حرم، وقتی برمیگشتیم، گفت دفعات قبلی خودم کار را خراب کردم عزیز! گفتم چرا؟ گفت چون همیشه موقع خداحافظی میگفتم یا حضرت معصومه (س) من را دو ماهی قرض بده تا برای حضرت زینب (س) نوکری کنم. ولی اینبار از حضرت خواستم من را ببخشد به حضرت زینب (س). من هم خندیدیم و گفتم خب چه فرقی کرد؟ گفت: اینها دریای کرم هستند چیزی را که ببخشند دیگر پس نمیگیرند.
دختر این شهید والامقام نامه ای را خطاب به پدرش نوشته و بر سر مزار او گذاشته است. او در این نامه نوشته است:
السلام علیک یا ابا عبدالله(ع)
بابای خوبم.شهادتت مبارک
شهادت آرزوی شما و هدیه خدا به ما بود.
عهد میبندیم که پای آرمان شما تا آخرین قطره خون بمانیم و اجازه تکرار عاشورا و غربت امام را به دشمنان ندهیم
لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است
دوستت دارم
از طرف دخترت(طیبه نبی لو)