کارِ سِن نیست کِه اینگونِه زَمین گیر شُدَم مَن بِه اَندازه غَم هایِ دِلَم پیر شُدَم.!️
«همه فکر میکنند قوی هستم… غافل از اینکه پشت این نگاه خالی، جنگی هست که هر روز در آن شکست میخورم.»
انقدر وقتی که زنگ زدی بوق اول برداشتم وهر بار زنگ زدم جواب ندادی و بدون نگاه به تعداد محدود تماس های تو زیاد و پشت سر هم بهت زنگ زدم و به زمان نگاه نکردم آنقدر که خرابم کردی جوابم کردی اما هیچی نگفتم یه طوری جواب دادی که برم اما موندم یه جوری حرف زدی که قطع کنم اما نکردم یه کاری کردی که دلم زده بشه اما بازم موندم ولی خسته شدم از بی محلی هات از حرف نزدن هات از اینکه بهم اعتماد نداری من جز هیچ جات قبول نداری از اینکه من هرچی میشه واست میگم اما تو نه حتی زورت میاد حرف عادی بزنی حالا کافی یه روز شبیه تو بشم دیگه محکوم به اعدام و خونم حلال نامردیه بخدا که نامردی اینجوری رفتار کردن خستم از کارات و حرف های تکراریت از اینکه جلوت همیشه احساس ضعیف بودن کردم احساس ذلت کردم حقیر شدم تحقیر شدم اما سکوت کردم بسه دیگه نمیخوام این سکوت خفت بار را بستمه خستم 🥀🖤
‹ عمید ›
انقدر وقتی که زنگ زدی بوق اول برداشتم وهر بار زنگ زدم جواب ندادی و بدون نگاه به تعداد محدود تماس های
دوست دارم اینارا بهت بگم اما هر موقع میپرسی خوبی چخبر میگم «خوبم تو خوبی ؟»
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین؛
بی تو بودن ،درد دارد ...
می زند من را زمین:))🥀
چیکارش کنم؟؟ بگیرم بچسبونمش به دیوار بگم باید دوستم داشته باشی؟؟
نداره خب🙂💔
زوری که نیست:))