وقتی یکی بهم میگه:«خوش به حالت تو که فلان مشکل رو نداری» یاد این بیت از امیرخسرو دهلوی میافتم که میگه:
هر شب از سینه من تیر بلا میگذرد
تو چه دانی که برین سینه چهها میگذرد؟
دوست
دارَم
که
خودَم
را
زِ
خودَم
دور
کُنم
خودِ
مَن
با
خودِ
مَن
دَر
خودِ
مَن
می
جَنگَد!
نهبیمارَمنهخوشحالَمنهازحالَمخبردارم؛
گهیباجان،گهیبادِل،گهیازهردوبیزارم-!