_باهَمهخوبوبَدَت؛باهَمهپیچیدیگییت
دَرکاینمَسئَلهکِهبیتوبِمیرَمسادهاَست
_تویتَنهاییوتَب،اَشهَدِخودراخواندِاَم
خانِهاَمبیتوپُرازبُغض'موَذِنزادِه'اَست
_رَفتَنَتخواببَدیبودکِهدَلَممیخواهَد
کهاَزاینخوابپَریشانبِپَرَمگِریِهکُنَم
_اَزخودصُبحمُنتِظِرَمشَببِرِسَد
تاپَتورابِکِشَمرویسَرَمگِریِهکُنَم
_گُفتِهبودیکِهتَرانِههامخاکِستَریاَند
کِهچِراذوقتواَزشِعروغَزَلکَمکَرده
_اَوَلاًعِشقبِهاَندازِهیکافیتَلخاَست
ثانیاًغُصِّهیتوپاککَلافَمکَرده
_باخودَتفِکرکُنآخَرتونَباشیچِهکَسی
تویکافهوَسَطدودمَرانقدکُنَد¡؟
_بیتواینشاعِربَدبَخت،ماهِدَمِبَخت
دَرخیالاتخودَشباچِهکَسیعَقدکُنَد؟
_بیخُداحافِظوبیبَدرَقِهوبیموقِع
فِکرکُناینهَمهباهَم،غَمسَنگینیداشت
_مِثل.کَماَرزِشیِدَستهگُلیمَصنوعی
عِشقدَرزِندِگیات،جَنبِهیتَزئینیداشت
چشم ها بیشتر از زبان ها با همدیگر سخن میگویند :)🥲
حرف هایی که زبان قادر به بیانش نیست:)🙂
از سینهی تنگم دل دیوانه گریزد،
دیوانه عجب نیست گر از خانه گریزد،
من از دل و دل از من دیوانه گریزان؛
دیوانه ندیدم که ز دیوانه گریزد🌻☕️!
‹ عمید ›
مَخفی کَردَنِ ناراحَتی ها،از خودِ ناراحَتی دَردِش بیشتَرِه.....🖤
پس نتیجه میگریم از من مخفی نکنی😂💔
چقدر زود فراموش شدم:))
الانه که باید بگم...
فراموش میشویم انگار که هیچوقت نبوده ایم:)🥀🖤