دقیقه های آخر رو؛
یکم این پا و اون پا کن...
ببین چی به سرم اومد؛
نرو وایسا تماشا کن:)
نوشتن از شب و ماه و گل و رنگین کمون بسه؛
یه بار عاشق شدیم اونم واسه هفت پشتمون بسه:)😄💔
کوتاه بگم :
حال یک دل را اگر کردی خراب...
اماده باش؛
اشک چشم دلشکسته،خانه
ویران میکند...!!🙂💔
‹ عمید ›
شبی که از اینجا شروع بشه مشخصه چقدر بد باید بگذره:)
وقتی حرف نزنیم به هرحال یه جاییمون به حرف میاد دیگه؟
دستمون میلرزه...
پامونو تکون میدیم...
سرمون گیج میره...
قلبمون درد میگیره...
شایدم یه بیهوشی عمیق بیاد سراغمون...
بالاخره باید یه جا تخلیه شه این فشار نه؟
شـب ب تنـهایی خودش، مأمـور بر آزارِ ماسـت؛
وای از آن ساعت که با 'غم' هم تبانی میکند:)
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی
نه پیامی
نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
زآنکه دیگر تو نه آنی
تو نه آنی …
عشق میخواست مرا صید کند اما من،
بر خلاف جهت آب شنا میکردم...
شِکوه کردی که چرا با دگران میخندم؛
غافلی، با همه تعریف تورا میکردم:))
برایـت بی الف خواهم فقـط فردای بهتر را؛
تــو امـا آرزو کردی جــهانم بی الف باشــد..:)