شـب ب تنـهایی خودش، مأمـور بر آزارِ ماسـت؛
وای از آن ساعت که با 'غم' هم تبانی میکند:)
بعد از این از تو دگر هیچ نخواهم
نه درودی
نه پیامی
نه نشانی
ره خود گیرم و ره بر تو گشایم
زآنکه دیگر تو نه آنی
تو نه آنی …
عشق میخواست مرا صید کند اما من،
بر خلاف جهت آب شنا میکردم...
شِکوه کردی که چرا با دگران میخندم؛
غافلی، با همه تعریف تورا میکردم:))
برایـت بی الف خواهم فقـط فردای بهتر را؛
تــو امـا آرزو کردی جــهانم بی الف باشــد..:)
یکی اینجا خیلی دلش تنگ شده برات؛
ولی به روت نمیاره:)
هی میخوام زنگ بزنم بهت؛
ولی غرور نمیزاره....
شایَد کَمی گِران تَمام شَوَد اَما؛
شِناختِ آدَمها اَرزِشمَندترین تَجرُبهی دُنیاست!..